بنا به دلایلی دو سه روزه مادرشوهرم خونمونه
پسرم وقتی می‌خواد بخوابه باید کلی غلت بزنه ، بعدم سکوت باشه، بشینی باهاش حرف بزنی بیشتر هوشیار میشه ، این پروسه نیم ساعتی طول‌ میکشه و خودش به تنهایی میخوابه‌
الان پسرم نزدیک دو سالشه و‌من دائما این‌ شرایط رو برا مادر شوهرم توضیح دادم، باز الان اومده پنج دقیقه یکبار میاد بالاسر بچه : هنوز نخوابیدی؟ بزارمت رو پام بخوابی ؟ شنگول و منگول برات تعریف کنم ؟ .....
بابا زن ول کن بچه رو ، پیرم کردی 😑
یا مثلا همش نق میزنه که چرا این بچه لاغره ( تا الان فکر میکرد من نمیدم ، الان اومده خونه دیده من میدم این نمیخوره ) بهش میگم مادر جان این غذاش کمه ، معدش همینقدره ، ژنتیک قد و هیکلش هم همینه ، بعد میگه اره مادر جان سالم باشه کافیه ، بختش بلند باشه کافیه ، قد میخواد چکار ( خب چرا از اول هی نق میزنی پس ) 😑
هیچی دیگه بالاخره الان همه خوابیدن فقط خواب من خراب شد اینقدر که اومد و رفت بالاسر بچه 😏
زن خوبیه ها ولی این رفتاراش تو مخه ، خدا رحم کنه به اونایی که دائم با مادرشوهر یجا هستن 🤷🏻‍♀️

۹ پاسخ

نمیدونم چرا رحمم کشید به مادر شوهرت،انگار خیلی سادست
حتما خیلی ازت راضیه و دوست داره که میاد خونتون،نوه اش دوست داره میخواد تورو کمک کنه بخوابونتش
دیگه چه میشه کرد باید صبر کرد و حوصله

من خود شوهرم اینطوریه
دارم به سختی بچه رو میخوابونم
میاد تو میگه بده من بخوابونمش، بنده خدا میخواد کمک کنه ها
ولی خب بچه تا صدا باباشو میشنوه قشنگ هوشیار میشه

عزیزم تحملش کن قرار که نیست همیشه اونجا باشه توروخدا چیزی بهش نگی یوقت

مثلا میخوان کمک کنن ولی نمیدونن که بچه های الان هزار بار غلت میزنن نق میزنن تا میخوابن

باور کن اکثرا مامانا و مادرشوهرا اینجورین از بس نوه هاشون رو دوس دارن .دختر من از اول مستقل میخوابید خداییش خیلی راحت بودم همین ک پوشک تمیز بود شکمش سیر بود خودش بازی میکرد تا بخوابه .وااااای مامانم ک میخواس بیاد خونمون من عزا میگرفتم از بس میگف انگار مادر نداره فقط روی زمینه چرا بغلش نمیکنی میگفتم مادرمن گندم کلا بدش میاد بغل باشه من ک یزید نیستم بخدا باهاش کلی وقت میگذرونم مدل خوابش همینه اما کو گوش شنوا ....ابجیم ک دخترشو بغل میگیره و بغلی شده ب اونم میگه چرا همش بغلته بذار زمین خودتو هلاک کردی...کلا ادم هرکاری کنه یه حرفی توش هس

وای منم داستان خواب با دخترم دارم باباش یا هرکسی خونمون باشه بیاد دیگ من اسیرم اینم نه رو پا میخوابه ن هیچی خودش باید غلت بزنه بخوابه

من فهمیدم فقط باید تحمل کرد چون واقعا سن میره بالا همه اینجوری میشن، واقعا یکسری مادرشوهرا رو میبینم آنقدر داغونن و اذیت میکنن که میگم باید بابت چنین مادرشوهرهایی شکر کنیم. درک میکنم ولی تحمل کن، پیر بشیم خودمون هم اینجوری میشیم. پیرا فقط دوست دارن حرف بزنن

من. مادر شوهرم. طبقه بالای خونمون ولی اصلا خونه ما نمیاد. اگه دعوتش کنم میاد من اوکی ام حتی باشوهرمم دعوت میکنم صدامونم بالا می‌ره اصلا نمیان مثل همسایه شده. خودش خاستا گف اینجوری بهتره🤣

درکت میکنم
پسر منم یکی باشه اصلا نمیخابه
باید در سکت بخابه
خودمم باید لال شم تکون نخورم مثلا خابم تا اقا بخابه

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه پشت پرده لجبازی

حالا اگر مادر و پدر بخوان به این بچه کمک کنن باید چیکار کنن :
تو چهارقسمت باید بررسی کنن :
دلایل جسمی:
خیلی وقتا بچه ها درد رو تجربه کردن مثل یبوست برا همین نمی‌خوان دیگه تجربه کنن دیگه دستشویی نمیرن
یه موقع مسئله روانی داره و ما اول باید اون مسئله جسمی رو حل کنیم
پس بچه ای که مشکل یبوست داره اول باید اون مشکل رو حل کنیم و پیش پزشک بریم که دیگه یبوست نشه و اطمینان بهش بدیم که ما حواسمون بهش هست که دیگه دچار یبوست نشه
پس این میشه مداخله تغذیه ،آب و پزشکی
پس این میشه دلایل جسمی که روانی هم در آن دخیل هست
مثلا کودک شما ترس و احتیاط رو تجربه میکنه و باید ترس از پی پی رو براش از بین ببریم (که این مورد میتونه با دعوا کردن ما و وسواس زیاد ما این بچه این چیزهارو تجربه کنه که تو فرزند پروری توضیح دادم)
خب بریم سراغ دلایل محیطی ما جایی زندگی می‌کنیم آبش ،شلوغیش،اینکه چقدر بچه رو میتونیم از خونه بیرون ببریم و تو فضای باز بازی کنه
روز خوب آفتاب میگیره ؟شب خوب میخوابه؟همه این ها میشه مجموعه عواملی که بچه حالش خوب باشه یا بد
ژنتیک تاثیر داره ولی این ها هم تاثیر دارن
بچه ای تفریح نداره ،باهاش بازی نمیشه ،همش دعواش میکنن ،پارک نمیره
چی میشه؟این بچه خلقش پایینه همش نق میزنه بهونه میگیره پرخاشگری میکنه و ما با بچه ای روبرو هستیم که همش لجبازی میکنه
بخاطر این هست محیط زندگی این بچه روتین مناسب این بچه نیست