۱۴ پاسخ

سلام به نظر من اصلا اتفاق خاصی نیفتاده و این قدر زندگی بالا پایین داره که این چیزای کوچیک نزارید اعصابتون رو به هم بریزه

خوب همسرتون انگار تند رفته حق و به شما میدم

حالا شما هم دنبال مقصر نگرد فقط بدون مادرها این تایم سر بچه خورد خوراک حساسن

بحث خوردن ابمیوه نیس اما واقعا نتونستید جلوی خودتون رو بگیرید با اینکه گفته تاکیده کرده نخورید چرا واقعا اینکارو کردی؟وقتی خودت برای خودت ارزش قائل نمیشی انتظار نداشته باش زنت جلوی مردم ارزشتو نگهداره،من اگه برادر خودمم بود این حرفو بهش میزدم کار اونم بد بوده جلوی باباش این حرفارو زده اما کار شما خیلی رو مخی بوده

خب ما مادرا سر خوراکی بچه حساسیم من بش نیگم خوردی باید بری براش بخری جون بچه متوجه نمیشه بیدار میشه یهو لج میکنه چیزی رو ک نخورده درخواستشو داره ما مادرا باید استرس بکشیم تا ایشونو اروم کنیم بخاطر اون بوده کلا ولی نباید چلو پدرشون میگفتن و شماهم ناراحتیتون رو جلو پدر ایشون بروز میدادی کار جفتتون اشتباه

اصلا چیز مهمی نیست ک دنبال مقصر هم بگردین

همسرتون درک کنید وقتی بهتون گفته نخور برای بچست شما باید احترام میذاشتی ب حرفش بد از اینک خوردین شاید خانومتون حس کرده شما از قصد ابمیوه رو خوردین حساس شده چون میگین بهتون گفته نخور برای، بچست

خب چرا نرفتی توی مردا این سوال رو بپرسی ؟؟؟؟

برخورد ایشون که هی تکرار کرده چرا آبمیوه بچه رو خوردی اشتباه بوده
ولی شما باید به احترام مهمان نباید ناراحتی رو تو چهرتون می‌آوردید
زندگی بیشتر از اینا پستی و بلندی داره سر موضوعات کم اهمیت زندگی رو تلخ نکنید

من خودم زمانی هایی که کل بادام پوست میکندم وشیربادام می‌گرفتم وبه بدبختی مزه شیر بادام با آب میوه های طبیعی قاطی وکلی زحمت داشت خودم نمی‌خوردم که بچه ام بخوره زمانی که همسرم یک بار دیدم کل اون آبمیوه طبیعی که شیر بادام قاطیش کردم ک پسرم نفهمه خورده بود منم بهش گفتم این همه آبمیوه دیک تو یخچال موند از بچه رو برداری 🤣🤣🤣🫣😂

برادر حق میدم ناراحت بشی کارش از این باب بد بود جلو پدرش گفت وگرنه برادر خانم ها بعد بچه کلا سیستم مادر گونه اشون خیلی زیاد این تایم همه چی رو برای سلامتی بچه شون میخان شما هم به دل نگیر فقط بگو دفعه بعد لطفا حریم خصوصی وحتی به مسخره بازی حرفی بود جلو بقیه نگو

ی صلوات بفرستیدبره عیب نداره بابا🤣

یه لیوان آبمیوه که ارزشی نداشته که اینطوری برخورد کرده بچه ناخورده که نیست حق باشماست ولی خوب اونم مادره و حس مادری میدونید که مادرا دوست دارن از دهن خودشون بگیرن و دهن بچشون کنن .حالا بعد تو دعوا نه آروم بهش بگید از رفتار اون روز جلو پدرم ناراحت شدم بهتر بود بین خودمون حل میشد

شما مقصری خب

سوال های مرتبط

مامان سویلای مامان سویلای ۳ سالگی
اکثر مادرا از اینکه همسرشون برا بچه وقت نمیزاره شکایت دارند من برعکس !!!
شاید بگین دلت رو خوشی زده نه نه اصلا اینطور نیست .
ما ینی من و همسرم تو این غریبیم و هیچ فامیلی نداریم. همسرم خیلی خیلی خیلی زیاد با بچه مشغوله ینی یا با گوشی مشغوله یا بچه جوری شده من هیچ کنترلی رو بچه ام ندارم .میخواد بره نون بخره با خودش میبره میخوادبره سوپر مارکت با خودش میبره تایم زیادی هم خونه است ینی صبح ۸ میره یک میاد همش خونه است اینجوری هم که همش تعطیله کلا خونه است .می‌خواهیم بریم پارک این دوتا مشغولن من تنها. تو خونه تا بخواهیم حرف بزنیم دخترم‌میزنه زیر گریه که بابا بیا حرف نزن. بیا بازی کنیم .سفره ناهار میندازیم گریه گریه که غذا نخور بیا بازی کنیم خودش هم که نه می‌خوابه نه میخوره ...شب تا ما نخوابیم نمیخوابه وقتی مطمئن شد دیگه خوابیم می‌خوابه روزم که اصلانمیخوابه البته باباش نباشه ممکنه بخوابه !!!!! نمیدونم آب چه زبانی به همسرم بفهمونم این حد از بازی با بچه درست نیست بعد ماه ها میریم شهرستان بچه هیچ کسو نمیبینه فقط باباش !!!حالا مهمونی زنانه خودمون بریم خیلی خوبه با بچه ها بازی میکنه ولی باباش باشه دیگه با هیچ کس بازی نمیکنه فقط بابا ....
یا مثلا مم هر هفته میبرمش استخر یا گاها دوتایی پارک و بازارمیریم خیلی خوبه ولی باباش باشه یه بچه لوس هست که خیلی گریه میکنه که باباش بیشتر و بیشتر توجه کنه .خلاصه اینکه دوست داشتم یکم فاصله داشته باشن
مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۴ سالگی
امروز ده روز که رایبد از پوشک گرفتم باید عرض کنم من همیشه قبل از هر چالش و موقعیتی اینقدر که استرس قبلش از پا درآوردتم خود اون موقعیت سخت و جانفرسا نبوده😂
مثلاً از شیر گرفتن، واکسن زدن، تایم های بیماری و مریضی و در نهایت همین پوشک گرفتن...
اینقدر ترک پوشک برام شده بود کابوس که اصلا دلم نمی‌خواست وارد این پروسه بشم خصوصاً که هر روز کلی مامان مستاصل اینجا میدیدم که راجع به قضیه پوشک گیری مینالیدن😥
اما خداروشکر این مرحله هم خیلی راحتتر از اون چیزی که تصور من بود سپری شد، و رایبد بخوبی با این قضیه کنار اومد و همکاری کرد...
اینم بگم تا الان خیلی مواخذه شدم که چرا بچه رو از پوشک نمی‌گیری و دیر شد اما من از اول زمان مورد نظرم سه سال بود که بچه به آمادگی کافی برسه، خیلی ها مسخره‌ام کردن، خیلی ها بهم طعنه زدن و فکر کردن بخاطر تنبلی و راحتی خودم این کارو تاخیر میندازم اما برام مهم نبود، مهم این بود که تو این مسیر بچه ام آسیبی نبینه و هر دو اذیت نشیم، که خداروشکر همینم شد😍
شما هم کاری به اظهار نظر اطرافیان نداشته باشین، هر مادری شناخت بهتری از بچه اش داره👌
مامان الینا مامان الینا ۳ سالگی
فرزند پروری پوشک نی نی ...سلام خانما امشب چقدر دلم گرفته مجبور شدم با شما درد و دل کنم تا یکم آروم شم ..دختر بزرگم ۹ سالشه ..دختر خواهرم ۱۰ سال ..از. کوچکی هیچ وقت با هم نمیساختن همش اعصاب خوردی بود ..و همیشه دخترمو اذیت می‌کنه طوری که داداشم هم خیلی ناراحت شده دیگه جدیدا برا دخترم ..واقعا کم آوردم ..دختر من حساس و دل نازک سریع هم گریه می‌کنه اما اون محکمه ..مثلاً یواش بهش میگه حوصلتو ندارم یا لباست زشته یا مشقتو بد نوشتی و دختر من میاد شکایت ..منم همش میگم دوستیت عیب ندارم با هم کنار بیایید ..ولی خیلی ناراحت میشم ..ولی خواهرم دیگه هیچی نمیگه اصلا به دخترش حرف هم نمیزنه هیچ ..ولی خواهرم خدایی خیلی خوبه به دردم میخوره خیلی با هم گرمی هر روز باید صدای همو بشنویم ..ولی دخترش واقعا دخترمو نابود کرده دیگه ..منم به خاطر خواهرم هیچی نمی گفتم ..تا امروز که یه جشن دعوت بودیم همچون ..اقوام شوهر من هم بودن خواهر شوهر و مادر شوهر و اینا ..از صبح دختر خواهرم با یکی دیگه دوست بود و دختر منو تحویل نمی‌گرفت ..خیلی عصبی شده بود دخترم دیگه آخرش با گریه اومد که اذیتم می‌کنه ..منم عصبی شدم گلایه کردم به حالت عصبی از خواهرم که دخترمو عصبی کرده و اینا ..هر کاری کردم دخترم آروم نشد هلش دادم که بره تو ماشین بقیه نفهمه ..که خواهر شوم دید خیلی ناراحت شد گفت نباید عاشق می‌دادی و اینا خیلی امروز دختر داداشمو اذیت کردن و اینا ..به نظرتون از این به بعد چ رفتاری داشته باشیم منو دخترم ..تا یکم قدر دخترمو بدونه