۱۲ پاسخ

من نمیفهمم اصلا چرا جوابش میدی😳😳بلاک کن دیگه هرچیک گفت دیگه ج نده

کون لقش خواهر
هر چی گفت لیافت خار مادرشه
حرص ادم پوفیوز رو چرا میخوری اخه
ب تخمدانت
بلاک کن

مسدودش کن

شمارشو سیو کن ببین داخل شبکه های اجتماعی شاید پروفایل داشته باشه و شاید بشناسیش اگر نمیشناسی بنظرم بشوهرت بگو

عزیزم‌ پیامش اومد باز؟؟

خیلی دیر اقدام کردی... از چی میترسی برو شکایتش کن...یا ب شوهرت بگو... بنطر من خیلی خیلی داری ریسک میکنی برا اینک هیچ کاری نمیکنی...خدا ب دادت برسه

چرا جوابشو میدی!همون اول بلاک کن .اگه بازم مزاحمت شد برو فتا دهنشو...

تاپیکتاتو دیدم بیخیال بابا یه مزاحم آشغاله منم تو دیوار آگهی کردم یکی نی چرت پرت میگفت ازش شکایت کردم ولی ولکن بلاک کن مشخصع مزاحمه

مگه چیشده عزیزم

حق داری فرشته منم پیاماشو خوندم حالم بد شد چه برسه به تو

شماره تو ازکجا برداشتهگ

کی چی گفته؟

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۵ سالگی
من دیگه رد دادم
دیشب اینقدر گریه کردم اینقدر گریه کردم که حد نداره
نمیدونم به کدامین گناه پسرم اینقدر اذیتم میکنه
میگن برای بچه وقت بذار والا من روزی یک تا چهارساعت براش وقت میذارم روز به روز بدتر میشه
جونمو به لب رسونده
کاش خودکشی گناه نبود خودمو از دستش خلاص میکردم
انگار روانی بچه
میگه تشنمه آب بده آب بش میدم نمیخوره جلو روم خالیش میکنه تو سینک
میگه سیب میخوام براش درست میکنم تو بشقاب میذارم نمیخوره نگام میکنه میریزه تو سطل بعد میگه ببین خوردم .گوشی دستم میگیرم میگه ببین گوشی بذار کنار تا برم وگرنه اذیتت میکنم واقعا هم اذیت میکنه
رد دادم رد دیگه از دستش عصبی شدم واقعا این بچه بیماره مشکل داره
یا من مشکل دارم باید برم بستری بشم
خونه به این بزرگی میاد رو کمر من ماشین بازی اگر تی وی نگاه کنم میپره روم میگه نگاه نکن
براش هر شب کتاب داستان میخونم هر روز باش بازی میکنم قایم موشک سایه بازی بازی فکری نقاشی بدو بدو رقصیدن دوچرخه سواری گاهی پارک بی نتیجه اس بگید چه خاکی از دستش تو سر بریزم دیگه خیلی پرخاشگر شدم از دستش عصبی شدم
مامان محمد مامان محمد ۴ سالگی
#پوشک#فرزندپروری#تب
خانم ها من به یه مشکل خوردم
ببینید حق با کیه
من هر روز تو خونه هم ناهار و هم شام درست میکنم ولی شوهرم اکثرا غذای بیرون میخوره
مثلا صبحانه که خونه نمیخوره میگه دهنم باز نمیشه میره ساعت دوازده اینها بیرون مثلا دو تا میکرو میخوره دیگه تو خونه ناهار نمیخوره
تا میرسه خونه میخوابه میگه بیدار شدم میخوره
من تنهایی ناهار میخورم اون ساعت پنج اینها ناهارمیخوره
شب ها هم که اگه خونه باشیم میگه من شام نمیخورم ولی بیرون باشیم میخوره
چند بازی دعوامون شد و بهش گفتم تو غذای منو دوست نداری در حالی که به خدا اشپزیم تو خانواده معروفه
همش هم میگه معده م درد میکنه و واقعا هم مشکل معده داره
خیلی پیش میاد که من ناهار درست کردم ولی همون بیرون غذا میخوره و اصلا خونه هم نمیاد تا شب
من خیلی ناراحت میشم
میگم خوب من اینهمه زحمت میکشم هرکی جای من بود دیگه هیچی درست نمیکرد
پنج شنبه زبون گرفتم از ساعت شش تا دوازده شب دستم به پخت و پزش بند بود ولی اقا وقتی اومد نصف ساندویچ هم نخورد
گفت معده م درد میکنه
منم خیلی زورم گرفت گفتم اصلا نمیخواد هیچی بخوری
حالا از اون روز باهاش قهرم
اون هم بدتر با من قهر کرده و حرف نمیزنه
دیروز هم بهش پیام دادم که از دستش ناراحتم ولی حتی جوابمو هم نداد
منم تا الان محلش نزاشتم
شما بودید چکار میکردید؟