۴ پاسخ

دخترم الان فارسیش خوبه زبان خودمون هم که نه یادش نرفته بلکه بهتر از قبل هم شده
من زیاد باهاش کار هم نکردم بیشتر از برنامه کودک یاد گرفته و بازی های تو گوشی که آموزشی هست

عزیزم زبان دومو باید یادش بدی از همون کوچیکی یاد میگیرن زبان سومم شروع کن

منم بعضی وقتا فارسی حرف میزنم باهاش البته از همون اول الان ترکی رو ک خوب بلده حرفم میزنه فارسی هم در حد کلمه اینا میگه کارتونم بی تاثیر نیست

هرکسی باتوجه ب محیطی ک داخلش هست زبان و لحجه میگیره اگه از همون موقع ک کوچیکتر بود باهاش فارسی حرف میزدی خیلی زودتر یاد میگرفت

سوال های مرتبط

مامان نخودفرنگیا☁️🌹 مامان نخودفرنگیا☁️🌹 ۲ سالگی
سلام مامانا ممنون میشم خوندین جواب بدین خیلی ذهنم مشغوله

من دیروز صبح ابرارو بردم خانه بازی هتل با بچه ها بازی کرد وسیله هارو بهش میگفتم نوبتی ،نوبتی بازی میکرد
شب هم خیلی اصرار کرد بردمش
سر یه وسیله یکم با بچه ها درگیر بود یعنی نمیخواست بده بهشون جیغ میزد
من خودم مثلا بهش میگفتم یه بار دیگه برو دفعه بعد نی نی بره میگفت باشه
تا میومد اون یه بار رو بره مثلا بچه بیخیال میشد میرفت سراغ یه چیز دیگه
خب من دیگه پیادش نمیکردم
باز یکی دیگه میومد بهش میگفتم پیاده شو یکم بدقلقی میکرد ولی راضیش میکردم
از همشونم اونجا کوچیکتر بود
یه خانومه شروع کرد دوبار ابرارو دعوا کرد
سری اول گفتم خانوم خودم هستم دارم بهش میگم
گفت اخه جیغ میزنه گفتم خب بچس مگه تاحالا بچه ندیدی حالا جیغ بزنه
سری دوم دوباره دعواش کرد و شروع کرد بگه حق بقیه رو میخوره
منم سیمام قاطی کرد که به چه حقی جلو خودم الکی بچمو دعوا میکنه یکم باهاش بحثم شد ۴ تاام بارش کردم
حالا همش تو ذهنمه واقعا این حرکات ابرا اقتضای سنش نیست؟؟؟
اقتضای اینکه همش تنهاست اکثرا و همه چی در اختیارش بوده
نکنه خانومه راست میگفت جیغ ابرا غیر طبیعیه!؟
توروخدا جواب بدین اصن اعصابم 💩شده
مامان تیام🪽🌈🧿 مامان تیام🪽🌈🧿 ۲ سالگی
ربه از پستونک گرفتن تیام بگم 😣🥴
من شنبه۱۹ام عمل بینی داشتم چون مامانم ‌شوهرم همراهم میخواستن بیان تیام سپردم ب عمش ک خدایی هم مهربونه هم دخترش با تیام بازی میکنه تیام اونجارو دوس داره بعد عملم ک تموم شد اومدیم خواهرشوهرم گفت بذار بمونه نگهش دارم چندروز منم تاجرات تیام نذاشته بودم شب پیش کسی دیگ مامانمو شوهرم گفتن جای بدی نیس ک بذار بمونه خونشونم با ما ده دقیقه با ماشین فاصلس خلاصه تیام موند و خواهرشوهرم ب این پستونک نداده بود چون سرگرم بازی بوده ب من گفت شب اول یکم بی قراری کرده ‌برقاتون خاموش کردم و یکم سرگرمی کردم خوابیده توی روز هم اصلا نمیخواسته خونه خودمونم بود توی روز پستونک خیلی چی بشه کم میگرفت ولی موقه خواب چ‌طهر ‌شب باید میخورد خلاصه ک تو این چندروز از تیام گرفت و خودم چنددفه از تیام اومدم بگیرم تب کرد قهر کرد نمیخوابید شوهرم میگفت دوباره بهش بده گناه داره ک میدادم هفته ای یه دونه هم پاره می‌کرد میخریدیم 🥴
از ی جهت خیلی ناراحت بودم گفتم تو این موقعیت چرا بچ منو از خودش از پستونک گرفته اون الان منو کمبود داره باید من بهش محبت کنم ک آروم شه شاید ضربه محکمی بخوره باشعورم خیلی بحث داشتیم شوهرمم میگف حق باتوعه ولی عب نداره از خدات باشه سختیش برای اون شد گرفت راحت شدیم تیامم بعدشه روز اومد خونه دیدم عصبی شده😞😥 منم گچ و کبودی بود صورتم سمتم نمیومد دوباره مجبور شدیم فرستادیم اونجا با دخترش دوباره دوروز بازی کنه سرگرم شه ک خواهرشوهرم میگفت اینجا خیلی خوب سرگرمه شاید بلد نیستی و بچت بهونش تشنگیشه و گرمایی منم میگفتم خب مک میشه مادری بچ خودشو بلد نباشه ☹️😏(بقیه تو کامنت
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی
فرزندپروری دورهمی)