سلام مامانا ممنون میشم خوندین جواب بدین خیلی ذهنم مشغوله

من دیروز صبح ابرارو بردم خانه بازی هتل با بچه ها بازی کرد وسیله هارو بهش میگفتم نوبتی ،نوبتی بازی میکرد
شب هم خیلی اصرار کرد بردمش
سر یه وسیله یکم با بچه ها درگیر بود یعنی نمیخواست بده بهشون جیغ میزد
من خودم مثلا بهش میگفتم یه بار دیگه برو دفعه بعد نی نی بره میگفت باشه
تا میومد اون یه بار رو بره مثلا بچه بیخیال میشد میرفت سراغ یه چیز دیگه
خب من دیگه پیادش نمیکردم
باز یکی دیگه میومد بهش میگفتم پیاده شو یکم بدقلقی میکرد ولی راضیش میکردم
از همشونم اونجا کوچیکتر بود
یه خانومه شروع کرد دوبار ابرارو دعوا کرد
سری اول گفتم خانوم خودم هستم دارم بهش میگم
گفت اخه جیغ میزنه گفتم خب بچس مگه تاحالا بچه ندیدی حالا جیغ بزنه
سری دوم دوباره دعواش کرد و شروع کرد بگه حق بقیه رو میخوره
منم سیمام قاطی کرد که به چه حقی جلو خودم الکی بچمو دعوا میکنه یکم باهاش بحثم شد ۴ تاام بارش کردم
حالا همش تو ذهنمه واقعا این حرکات ابرا اقتضای سنش نیست؟؟؟
اقتضای اینکه همش تنهاست اکثرا و همه چی در اختیارش بوده
نکنه خانومه راست میگفت جیغ ابرا غیر طبیعیه!؟
توروخدا جواب بدین اصن اعصابم 💩شده

تصویر
۲۰ پاسخ

شما هم مثل من استرس بچه داری و به همه چی ورفتاراش پیله میکنه . فک میکنی 😔
نکن
خودتو پیر نکن
ول کن
طبیعیه
الان بزرگا هم نگا کنی یه سری کاراو رفتاراشون اینجوریه
کلا انسانها اینجوری و اونجوری و طبیعی و غیر طبیعین
۵ انگشت یکی نیس
تو نمیتونی دنیارو بچهتو . اون خانمو عوض کنی
پس بگذر
رد شو
رها کن
الانم برو یه چایی کم رنگ دم کن یه جای خلوت بشین به این فک کن

بعد ظهر کدوم لباستو با ارایشت ست کنی و یکم بری لب پنجره بیرون و تماشا کنی
بیخیال دختر . عمرمون رفت 😔😐😔😔

آنقدر بدم میاد از این خانم هایی ک میخوان بچه های مردم ادب کنن بچه شما قیر طبیعی نیس اون خانومه خیلی پر رو بوده ک سر بچه ها داد زده

اگ حرف میزنه درک می‌کنه این طبیعی

بچه من که میبرم پارک.میکه این سرسره منه..کسی دیگه راه نمیده:/

سلام و عرض ادب
وقت بخیر
خیر کاملا طبیعیه و اقتضای سنشه✅

نه والا دختر منم همین

من ب شخصه وسط دعوای نمیرم
تو خانه بازی تنها میزارم بره حواسم هست فقط از دور

اگه حتی مشکل از بچه خودتم باشه کسی حق نداره دعواش کنه دستت درد نکنه خوشمان آمد

دقیقا اقتضای سنش هست،نلا هم اونطوری میکنه

اون خانمه از تو غار در اومده بوده که بچه ندیده وگرنه رفتار ابرا کاملا اقتضای سنش هست.
با اومدن خواهرش هم یاد میگیره همه چیز فقط برای خودش نیست .

عزیزم احسنت بهت اولا اینا میگذره بخاطر سنشه دوما بازم احسنت بهت که اجازه نمیدی که به بچت چیزی بگن افرین بهت که پشت بچتی تا بزرگ بشه هیچ وقت نذار کسی بچه رو تخریب کنه یا بخواد بهش زور بگه و دعواش کنه

نه عزیزم سنشون پایینه دختر منم دقیقا همینجوره و اصلا دلش نمیخواد پیاده بشه

طبیعی هست این اخلاقش دختر منم قبلاً همینجوری بود.... ام این وسط وقتی میریم جای عمومی باید باید ب حقوق دیگران احترام بذاریم مثلا ب بچه یاد بدیم نوبت و انتطار برای رازی کردن از وسیله های بازی پارک.... رستا الان خودش کنار تاب نوبت میگیره سوار میشه و بعدم پیاده میشه...

نه عزیزم طبیعیه نگران نباش

طبیعیه عزیزم
چند روز پیش رفتم مهمونی پسرم سر همین اسباب بازی و‌این چیزا چنان جیغ هایی میکشید ک

نه بابا پسر من رو ببینی چی میگی
اون که کلا همه چیز برای خودشه گاهی اوقات مال بقیه هم برای خودش

تازه داره یکم بهتر میشه و متوجه میشه نوبت چیه نگران نباش
خود اون خانوم‌غیر طبیعیه که درک نمیکنه بچه چیه

عادیه بابا زنه عصابش از یجا دبگ خودد بوده سرشما خالی کرده غرشو

دقیقا اقتضای سنش بوده و این خانوم‌حق نداشتن اینجوری رفتار کنن

نه بابا.پسر منم همینه

نه عزیزم دقیقا اقتضای سنشه نگران نباش

سوال های مرتبط

مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.
مامان برسام مامان برسام ۳ سالگی
توروخدا همتون جواب بدین خیلی فکرم درگیره
بچهای شما که همسن پسر منن میتونن از خودشون دفاع کنن؟ بچه ای نزدیکشون میشه یا میخواد بزنه چیکار میکنن؟پسر من تا چندوقت پیش خیلی غلدری میکرد مثلا میرفتیم بیرون هرجا هرکی باهاش حرف میزد این سرش داد میکشید اما اینجور هم نرود که هرکیو میبینه بره بزنش ولی چندوقت پیش بردمش خانه بازی یه دختری که فک کنم دوسال از پسرم بزرگتر بود نمیذاشت پسرم با لگوها بازی کنه مامانشم اصلا اهمیت نمیداد پسر منم گریه میکرد که حتما میخوام لگو بازی کنم اونم لج کرده بودنه نباید دست بزنی منم به دختره گفتم عزیزم دوتاتون بازی کنین وقتی گوش نکرد پسرمو بردم جلو گفتم نصفش برا پسر منه نصفش برا تو بعد گریه کرد رفت پیش مامانش پسر من از گریه اون ترسید دیگه هرکار کردم بازی نکرد حتی دختره از پارک هم رفت باز پسرم بازی نکرد و انگار کلا دل و دماغشو از دست داد از اونموقع تا میریم خانه بازی میخواد دست به لگوها بزنه میمونه منتظر نگاه آقاعه صاحب اونجا میکنه تا بهش اجازه بده اگرم کسی بهش بگه دست نزن زود میترسه میاد عقب دوست ندارم اینجور باشه قبلا اینجور نبود اصلا حرف کسیو گوش نمیداد سا مثلا یه بچه میاد سمتش یکم میترسه میاد پیش من ولی مثلا با پسرعموهاش بازی میکنه بعضی وقتا میزنشون چجوری یادش بدم بتونه از خودش دفاع کنه؟ میخوام ببینم اقتضای سنشونه؟ شوهدم میگه شاید سرش داد میکشیم اینجور شده آخه خیلی بچه بدقلق و لجیه بعصی وقتا مجبور میشم داد بکشم سرش
مامان تربچه مامان تربچه ۳ سالگی
سلام مادرا بچه من از ۳ماهگی وابسته شد به ننو و هنوز شبا تو ننو میگه تابم بدین تا بخابم، بعضی شبا حتی سه چهار بار بیدار میشه اب میخوره یا از صدای چیزی بپره بالا یا صدا باد حتی بیاد بیدار بشه دوباره مارو بیدار میکنه میگه بزارینم تاب تاب که بخابم ، تا دوسالگی خیلی کمک حالم بود ننو ،الان یکساله واقعا داره اذیتم میکنه ، چندروز پیش ننو رو جمع کردم گفتم بدیم به یه نی نی و فیلم یه نوزاد که گریه میکرد نشونش دادم و گفتم ببین چقدر کوچولو هست و گریه میکنه برا تاب تاب ،ببریم بهش بدیم که مامانش بهمون جایزه بده؟بعد رفتم چندتا اسباب بازی گرون و مهیج گرفتم براش ننو رو بردیم خیابون من دراوردم یواشکی گذاشتم صندوق عقبو اسباب بازیارو اوردم دادمش کلی ذوق کرد ولی شب که شد عااااااجزمون کرد از گریه که من اسباب بازی نمیخام و پرت میکرد میگفت تاب تابمو بدین ،حالا امشب دوبار شوهرمو بیدار کرد از ۹که خابید و گفت تاب تاب بزارم،اونم رفت پارکینگ یه سوسک مرده از رو چسب کند و اورد انداخت تو ننو بعد بچمو صدا زد گفت وای سوسک اومده تو تاب تاب و بچمم دید حیغ زد باهم ننو رو باز کردن گذاشتن کیسه زباله بردن گذاشتن تو پارکینگ،اومد پیشم لالایی گفتم یکم منو بغل کرد خابید، الان باید چیکار کنم یعنی دیگه گرفتع شد واقعا؟؟ بخدا نذر میکنم دیگه از سرش بیوفته ، میگم نکنه اعثاب و روان بچم بخاطر سوسک بهم بریزه اخه خیلی دوست داشت تاب تابشو😢ولی دیگه نه خواب داریم شبا نه دست برا گهواره تاب دادن 😢