۲ پاسخ

تو خودت با اسباب بازیاش مثلا بازی کن که اگه ترسیده ترس بریزه،،،حتما از بس این چند ماهی همه اسلحه بدست وایستاده بودن سر خیابونا صدای آمبولانس و پلیس بچه رو ترس برداشته،،،از بس که از خودشون صدا دارن

حتما از یه چیزی شدید ترسیده

سوال های مرتبط

مامان رزا مامان رزا ۴ سالگی
سلام به همه مامانهای مهربون و زحمت کش.
میخواستم تجربه خودم رو از سنجش بینایی و شنوایی که ۳سالگی دارن بهتون بگم.
اول اینکه چون مراقبت ۳سالگی دز بالایی از ویتامین آ به بچتون میدن و برای بینایی خیلی مفیده دوهفته صبرکنید اگر تغییر مثبتی میخواد ایجاد بشه بشه بعد ببرید سنجش.
برای اینکه بچه تو سنجش شنوایی و بینایی همکاری کنه باید قبلش به شکل بازی باهاش تمرین کنید.برای سنجش شنوایی یه هدفون میزنن به گوش بچه و تو یه اتاق ایزوله هست که صدا از بیرون نمیاد. برای ما اینطور بود که یه سطل پر از لگو دادن دست من. از هدفون فرکانسهای مختلف صدا پخش میشد و بچه باید با شنیدن هرصدای بوقی یه لگو پرت کنه تو سطل خالی روبروش و من دوباره یه لگوی دیگه میدادم دستش. بعدهم یه میکروفون هست که هر کلمه ای که بچه شنید باید جلوی میکروفون تکرار کنه. دختر من چون میکروفون اسباب بازی داشت خیلی خوب همکاری کرد. به قول خودش بوق بازی کرد. پس بهتره قبلش با بچتون بوق بازی کنید تا روزی که میره سنجش براش غریب نباشه. حالا ممکنه با لگو نباشه و شکل دیگه باشه ولی شما باهاش بوق بازی رو تمرین کنید.
توی پست بعدی درمورد بینایی سنجی هم میگم
مامان کنجد مامان کنجد ۴ سالگی
سلام دوستان دو هفته پيش ما رفتيم پشت بوم خونمون كباب درست كنيم بعد موقع شام يهو باد شديدي گرفت جوري كه تمام وسايلو اينور اونور پرت ميكرد ، بچم اولين بار انگار همچين صحنه اي ميديد و به شدت ترسيد و گريه كرد و باباشم سريع بردش پايين ولي با اينحال ترس افتاده تو دلش كلا ار باد ميترسه حتي يه نسيم خنك، كلا دوست داشت بره رو تراس يا پشت بوم الان اصلا احازه نميده درو پنجره رو باز كنم، بردمش پارك به اصرار خودش باد كه ميزد يكم ميگفت بريم بريم خونه اصلا خيلي ناراحتم ، ديروز تو ماشين هم ميگفت شيشه رو بدين بالا چرا ماشين تكون ميخوره, خيلي ناراحتم بچم يهو ترس بدي افتاد به جونش .ديروز تو ماشين شيشه رو يكم دادم پايين گفتم نوك انگشتامونو بديم بيرون ببين چه خوبه باد ميزنه يا موهامونو بديم بيرون باد ببين نميبرتش فقط با موهامون بازي ميكنه اونم خوشحال شد و خنديد و هي عروسكشو ميداد بيرون تا اونم بازي كنه با باد خداروشكر يكم ديروز به خير گذشت ولي باز تا توي خونه پرده تكون بخوره نگاش سريع ميره سمت پنجره ، خيلي نگرانم ميترسم اين ترس روش بمونه ، چه راهي دارين كه كمكش كنم ؟
مامان رایان رادین مامان رایان رادین ۳ سالگی
سلام ب همگی روزتون بخیر
مامانا من خواهرم هفته ی قبل پنجشنبه از تهران اومدن شمال جمعه اومد دنبالم با بچها رفتیم جایی که اجاره کردن پسرم قل اول خیلی خونه بود لجبازی جیغ داد گریه میکرد همسرمم گهگداری عصبی میشد پسرم رو رفتارش خیلی تاثیر گذاشته بود جوری که حتی وقتی می‌گفتیم این کار زشته مارو میزد از جمعه که با خواهرمم پسرم گوش شیطون کر خیلی آروم شده اصلا ن جیغ داد میزنه ن وقتی میگم این کار اشتباهه منو میزنه برعکس خیلی هم حرف گوش کن شده با بچه ی خواهرم که کلاس پنجمه رابطه ی خوبی داره همش میگه بیا بازی کنیم جوری که اصلا کاریم نداره دیشب ب همسرم زنک زدم در مورد این قضایا گفتم که با سروصدات باعث عصبی بودن رایان شدی البته پدر خوبی هستا منکر نمیشم دوقلوها رو می‌بره بیرون تایم طولانی باهاشون میگذرونه حموم می‌بره دستشویی می‌بره میخابونه اما از نظر من هیچ فایده ای نداره چون پره سروصداس دوسدارم کلا این تابستون رو بچهام دور از سروصدا باشن که پسرم برگرده ب روال قبل بنظرتون بعد یکماه یادش می‌ره حرکاتی که داشت؟