اوایل همینه عزیز دلم تا بچه از اب و گل در بیاد بعد اکی میشه قوی باش تمام مادرا همینن میگذره
واااای منم یه شب باخواهرم اینا ومادرم اینا رفتیم پارک وسیله بردیم شام بخوریم انقدر مهراد گریه کرد جمع کردیم اومدیم خونه شام خوردیم .نمیدونم ازتاریکی میترسید یاچیزدیگه ای بود .خلاصه باید فعلا قید تفریح و بزنیم خواهر فعلا بچه اولویت زندگیه کم کم خودش ددری میشه همش میگه منو ببر بیرون
واسه بچه اول همه این احساسو دارن. سعی کن هر چند کم ولی یه وقتایی رو برای خودت اختصاص بدی. شده حتی ده دقیقه در روز کاری که دوست داری رو انجام بده یا ده دقیقه برو بیرون پیاده روی و برگرد این روزا به زودی میگذره گلم و بعد وقتی برمیگردی عقب و عکسا رو میبینی میگی چرا ازشون لذت نبردم و انقدر به خودم سخت گرفتم
برای همم همینه دیگه
به کسایی فک کن که آرزو دارن بچه داشته باشن و ببین داری آرزوی خیلیا رو زندگی میکنی
من مثل شما خواهر رفتیم شمال جنگل دریا شوهرم گفت دم داره گرمه رفتیم جات خالی براش تاب بستیم ک بخوابه خوب بود خوابید چند بار یه لحظه جیق کشید شوهرم گفت مگس نشسته روش بلندش کردم شیرش دادم ساکت شود دیگه برگشتیم خونه توراه کلی خواب شد رسیدیم خونه دست صورتشو شستم لباسشوعوض کردم ک بچه عطسه کرد ازدماغش مورچه افتاد وای نگو من ک مردم از قصه دیگه گفتم گوه بخورم ازخونه برم بیرون
طببعیه عزیزم منم دخترم همش گریه میکنه شوهرم غذا میخوره میگیرتش من غذا میخورم در طول روز اصلا نمیخوابه من به کارام برسم ولی میبریمش بیرون زود میخوابه یا تو ماشین
کم کم بهتر میشه عزیزم خیلی کوچیکن همه چی براشون عجیبه یا درد دارن گریه میکنن مام چند بار رفتیم حسابی از خجالتم در اومد هی میگفتم توبه دیگه نمیبرمش بیرون 😬 ولی کم و بیش با مراقبت تمام باید بریم که عادت کنن به بیرون اگه کسی رو داری بذاری پیشش هزار چندگاهی بذارش و با همسرت برو بیرون
چشم رو هم بذاری بچه ت بزرگ شده و دلت برای همین موقع ها تنگ میشه
😁😁😁عزیزم من ماه اول کلا رد داده بودم میگفتم اخه بچه چیه یعنی چی همه اش شیر بده بخوابون و..... ولی شکرخدا با همه سختیها و شیرینیهاش گذشت و برا شماهم میگذره فقط قوی باش فقط خودت بخودت روحیه بده
واقعا
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.