ورق برگشت (قسمت هفتم تجربه زایمان)
وسایلشون رو میز پایین پام باز کردن. گفتم اینا چیه؟ گفتن این یه وسیله است برای اینکه بتونی راحت‌تر طبیعی زایمان کنی. بهشون گفتم می‌خوان من رو ببرن سزارین. گفتن که نه سزارین نمیشی و باید طبیعی زایمان کنی. مشکلی نداری این آقا کار رو انجام بده؟
گفتم نه مشکلی ندارم اما به طور کلی نمیخوام اینکارو بکنید. رضایت ندادم.گفتم باید فکر کنم. اصرار کرد ولی بازم راضی نشدم. ساعت نزدیک ۵ بود که دوباره با استادشون برگشتن، ازش توضیح خواستم و خیلی سرسری برام توضیح داد این وسیله بالون هست برای باز کردن دهانه رحم. گفتم خب مگه اول قرص اکسی‌توسین نمی‌دید؟ بعدم من اصلا مورد طبیعی نیستم‌. گفت به هر حال ما باید راه‌های طبیعی رو بریم و اگر نشد بریم سزارین. گفتم خب خودتون که می‌دونید طبیعی نمیشه چرا وقت و انرژی خودتون، من و پرسنل و همینطور دارو و وسیله هدر می‌دید و بدتر بیخود من درد طبیعی رو بکشم و آخرش بریم سر خونه اول؟
خب جوابی نداشت که بده. اما همچنان اصرار بر طبیعی بود.

۵ پاسخ

وای اقا اونم تو بلوک زایمان😮‍💨😮‍💨😮‍💨اونم وقتی مورد سزارین هستی

یا خدا، اینا مطمئنین دکترن؟ منتظر ادامه این ماجرام 😵‍💫

خدا لعنتشون کنه

وای اسم بالون اومد‌تنو بدنم لرزید
وصل کردنش حتی از درد زایمان هم دردش وحشتناک بود😭
منم دقیقا همین بلارو سرم اوردن با اینک وضعیت بچم اورزانسی بود و هی ضربانش صفر میشد و میگفتن تو مورد سزارینی هستی ولی اول باید پروسه طبیعیو بگذرونی اگ‌نشد میبریمت سزارین و بعد ۱۸ ساعت درد کشیدن وقتی کلا ضربان قلب بچم رفت سزارین شدم🥲

وای خیلی بیشعورن . ریدم تو این قانوناشون . استرس گرفتم به جات😔

سوال های مرتبط

مامان محیا خانوم😍🩷 مامان محیا خانوم😍🩷 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۲
خب داستان ازاونجایی شروع شد که من هفته ۳۵ بارداری بعد از رابطه دچار لک بینی شدم و با دکترم تماس گرفتم و قضیه رو بهشون گفتم ایشونم گفتن که حتما برو nst بده و هفته بعد که من مطبم هستم بیا پیشم منم چون شرایط نبود نتونستم nst رو بدم و دیگه لکی ندیدم و نینی هم تکوناش خوب بود
پنج روز بعد رفتم مطب دکتر که میشدم ۳۶ هفته دکتر معاینه کرد و گفت که دهانه رحمت ۲ سانت بازه و من به شدت زایمان طبیعی رو بهت پیشنهاد میکنم حتما برو زایمان طبیعی ، منم چون خیلی خیلی میترسیدم از زایمان طبیعی چون همه خیلی وحشتناک تعریفش کرده بودن بهشون گفتم که نه دکتر تو رو خدا به من نامه سزارین رو بده حتی شده برای فردا من خیلی میترسم از طبیعی دکتر هم بهم گفت که نامه دادن به سود منه و اگه دکتر دیگه جای من بود حتما اینکارو می‌کرد اما من دارم بهت میگم که تو میتونی طبیعی زایمان کنی و عوارض سزارین خیلی زیاده حتما امتحانش کن اگه نتونستی من بالا سرتم اصلا نگران نباش نمیزارم زیاد درد بکشی اگه نشد میریم سزارین
زایمان زایمان زایمان
مامان تیام مامان تیام ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۴
یهو بعد دوساعت‌ دیدم دکتر اومد دوباره معاینه کرد به ماما گفت هنوز یک سانت پیشرفتی نکرده ماما ازم پرسید درد داری اومدم بگم اره میگیره ول می‌کنه دیدم دکتر با ابرو اشاره کرد که بگو نه
گفتم نه دردی ندارم گفت باشه سروم رو تا آخر کم کرد رفتن و یک ساعت بعد دوباره ماما اومد گفت درد داری الکی گفتم نه هنوز اومد معاینه کرد و دستشو در آورد دیدم خونیه گفتم چرا خونه گفت معاینه تحریکی انجام دادم گفتم خب پس اگر واقعانم دهانه رحمم باز نشده بود از الان دیگه سریع باز میشه
ازش پرسیدم اینجا اپیدورال میزنن برا زایمان گفتم حداقل باز اگر طبیعی زاییدم یخوردع دردامو کم کنه یهو گفت نه کسی اپیدورال بخواد اینجا باید از قبل بره پیش دکتر بیهوشی و اینا تا موقع زایمان بزنن براش هیچی دیگه دنیا انگار رو سر من خراب شده بود
ماما رفت و غصه دنیا انگار تو دل من بود یهو بعد بیست دقیقه اومد گفت آماده شو برای سزارین من هم شوکه شدم هم یک استرس عجیب و خوشحالی اومد سراغم برا اینکه مثلاً سوتی ندم گفتم چی چرا گفت خانم دکتر گفته دهانه رحمت پیشرفت نداشته بفرستیمت سزارین گفتم وای نه من سزارین نمی‌خوام طبیعی می‌خوام یهو گفت خب پس بخواب به خانم دکتر میگم اگر خودت میخوای بمون تا شاید دهانه رحمت باز بشه😂پیش خودم گفتم چ زری بود زدم
گفتم نه خانم دکتر حتما بهتر می‌دونه میترسم هم درد طبیعی بکشم هم سزارین همون سزارین کنیم دیگه