۱۲ پاسخ

منم بچم تازه بدنیا اومده بود خودم با شکم پاره و درد شدید از فرداش کاراشو میکردم . در حد غذا خوردن بدرد میخوردن خانوادم

تا ی چیزیم بگی میگن همه همینن بچه سخته

خب ازشون بخواه

من که از اول خونه خودم بودم هیچ کس و نداشتم کمکم بکنه . همش مهمون داشتم یا خانواده شوهرم مهمونی میگرفتن دعوت میکردن اگه نمی‌رفتم ناراحت میشدن . تازه زاییده باید میرفتم . پاره شدم رسماً شبا بیدار روزا همش کار بکنم . اگه شوهرم نبود خدایی میمردم

حرف بزنی میگن بچه همینه دیگه 😔
میگی خوابم میاد شبا نمیزاره بخوابم میگن بچه همینه گشنشه پاشو شیر بده تو چه مادری هستی... 😔 نمیگن دو ساعت یه بار بیدار میشه شیر میده نمیگن همش بیداره یا بچه رو پاشه یا بغلشه یا داره ارومش میکنه
هی خدایاااا هیچکس مارو درک نمیکنه

اگه غذا بهم می‌پزن باید خدارو شکرکنی

پاشو برو خونه خودت . بعد داداشت نگو شیر بده بچه رو خفه میکنه . بلد نیستن اونا

کیا هستن . بلدن؟ کارای دیگه کمک میکنن ؟ مث اشپزی و ظرف؟

به داداشم گفتم بیا ی دق شیرش بگیر دهنش من عوضش کنم تا دادم دستش شیر بچه رو زمین بود شیر ی جور گذاشت دهنش گفتم نمیخاد خودم اول بیست شیر بهش دادم تا آروم بگیره و پوشکش رو در آورده بودم بعد اروغش گرفتم تو راه شستمش عوضش کردم بقیه شیر بهش دادم

منم دقیقا همین حس دارم اصلا موندم از کسایی ک دوسشون دارم شوهرم مامانم انگار کمک کردن جیه اصلا بدم میاد ازشونم بخوام خستم

اخی عزیزم مگه با کیا زندگی میکنی

اخی عزیزم 🥲🥲🥲

سوال های مرتبط

مامان سید حکیم مامان سید حکیم ۸ ماهگی