۳ پاسخ

هی خواهر تو از ۲۴ سالگی اینا من از ص۶ سالگی درگیرم الانم که۲۱ سالم هیچ استخون سالمی فک نکنم داشته باشم

دردش خیلی بده با هیچی هم خوب نمیشه🤕

دقیقا خودت داری از درد میمیری ولی بچه مهم تر هست برات

سوال های مرتبط

مامان پرنسا‌‌🎀 مامان پرنسا‌‌🎀 ۷ ماهگی
موجودی به نام زن
خدایا زن چقد بدبخت میشه مخصوصا وقتی که مادر میشی کلی مسئولیت بهت اضافه میشه هی به بچه شیر بده جاشو عوض کن شام نهار بزارم ظرفارو بشور خونه رو تمیز کن دوباره بیا پیش بچت با اون بازی کنی خونه رو جم کنی هیچ وقت نشه به خودت یکم برسی حتی باید التماس بکیو کنی بچت و نگه داره بری حموم بعد اخرشم میگن مگ ت چیکار میکنی همه کار با زن خونست بشور بیای بپز.خونه و جم کن بچه رو تمیز کن بچه رو بغل کن عوارض زایمان این کمر درد کوفتی هم یه طرف خدایا نمی‌دونم من کی انقد بزرگ شدم زن شدم مادر شدم با این همه مسئولیت منی که خونه بابامم‌ یه لیوان و نمیزاشتم رو اپن زن خیلی بدبخت میشه خیلی ۹ ما تو شکم نگه دار دو سال از جونت بگزری‌ بهش شیر بدی هرچقد بزرگ تر میشه مسئولیت هاش بیشتر میشه درس بخونه نخونه به خدا انقد خسته شدم دیگ نمیکشم به خدا از این همه کار خدایا😭😭😭😭کفر نمیکنم ولی سنم کمه دیگ جونی برام نمونده از وقتی هم زایمان کردم زیر سینم درد شدید میگیره کمر درد هم ک نگم خدایا فقط بهم صبررررررررررررررررر طولانییییی و انرژی بده 💔






پوشک
بی قراری
مامان سانی مامان سانی ۱ سالگی
تقدیم به تموم مادرای الان و آینده گهواره
وقتی مادر میشی دیگه برات مهم نیست موهات بریزن یا نه، بلند باشن یا نباشن، حتی ممکنه عمدا بری و موهای پرپشت و بلندت رو کوتاه کنی که راحت تر مادری کنی، وقتی مادر میشی اون یه ذره شکم که بعد زایمان برات مونده نگران کننده نیست، حتی به ترک های پوستت هم میخندی! وقتی مادر میشی به لاغری و چاقی هم دیگه اهمیت نمیدی و مهم اینه که برا بچه ت شیر داشته باشی، وقتی مادر میشی حتی ممکنه برعکس، بیشتر به رشد درونی خودت، ظاهر خودت برسی که بچه ت که بزرگ شد بهت افتخار کنه، وقتی مادر میشی خودت دوباره بچه میشی و شعرای کودکانه رو از بر می کنی که برا کودکت بخونی و خنده هاشو ببینی، حتی وقتی بچه ت خوابه هم تو داری تلاش میکنی که وقت بیداریش بیشتر باهاش وقت بگذرونی، وقتی مادر میشی یهو می بینی رفتی خرید و از خریدات خیلی خوشحالی اما اینبار فقط برا بچه ت خرید کردی! وقتی مادر میشی کمترین فداکاری اینه که از خواب شب و استراحت روزت با عشق میگذری، وقتی مادر میشی تازه می فهمی که عشق کاری میکنه که تو جز زیبایی توی تیکه ای از وجودت هیچ چیز دیگه ای نبینی، وقتی مادر میشی نقطه ی امن جهانت میشه اون کنج خونه که بچه ت خوابیده، وقتی مادر میشی بهتزین تفریحت مادری کردنه و جهان تو خلاصه میشه در یک موجود عجیب دوست داشتنی، وقتی مادر میشی باورت نمیشه همه ی اینا تویی، تو که قبلا خیلی چیزا برات مهم بودن اما الان هزار پله رشد کردی با حس ناب مادری
مامان آوین مامان آوین ۸ ماهگی
هیچی شبیه روزهای بعدِ زایمان نیست.
بدنت هنوز درد می‌کنه، خوابت تکه‌تکه‌ست، هورمون‌هات بالا و پایینه، و یه کوچولوی چند کیلویی فقط به تو نیاز داره.
همه می‌گن “مادر بودن قشنگه”
بله هست، اما نه تو این روزهای اول.
تو همین روزهاست که نصف‌شب، وقتی بچه خوابه یا حتی گریه می‌کنه، یهو اشکت سرازیر می‌شه. از خستگی، از فشار، از تنهایی.

این نشونه ضعف نیست. این علامت اینه که تو انسانی.
تو یه مادر تازه‌ای که داره از نو ساخته می‌شه.
بدن و مغزت دارن تلاش می‌کنن خودشونو با یه زندگی جدید هماهنگ کنن، و این کار کوچیکی نیست.

هیچ‌کس نمی‌بینه وقتی با چشم‌های پف‌کرده می‌ری سراغ کوچولوت.
هیچ‌کس نمی‌فهمه وقتی تو سکوتِ خونه، وسط شلوغی ذهنی‌ت، سرت رو می‌ذاری روی زانو و گریه‌ت می‌گیره.

اما من بهت می‌گم:
اگر خسته‌ای، طبیعی‌ه.
اگر گریه می‌کنی، طبیعی‌ه.
اگر احساس می‌کنی بعضی روزها فقط داری دوام میاری، بازم طبیعی‌ه.

تو عجیب نیستی، تو مادر شدی.
و مادر شدن گاهی بندبند آدمو می‌شکنه…
اما همین آدم دوباره از دل همون شکست‌ها قوی‌تر ساخته می‌شه.

اگه امروز فقط ادامه دادی، همین خودش یک قهرمانی بزرگه.
اینو بدون که اینجوری نمیمونه و باگذشت زمان‌ به زندگی سابق برمیگردی❤️⁩⁩