۲۰ پاسخ

چه آشغال های عصی القلبی پیدا میشه واقعا… اینا خودشون دختر ندارن؟! اصلا بچه نیاوردن که اینطوری میکنن؟! آدم تو چادر بخوابه با همچین خانواده ای زندگی نکنه شرف داره😔

وااا چ عوضین

اگه من بودم اصلا نمیخواستم بیاد الانم که‌کاراتو‌خودت میکنی نیاز به آینه ی دق نداری.یا یجوری به شوهرت بفهمون که بره یا خودت برو تو اتاقت همه ی کاراتو بکن و اصلا نرو سمتش.بذار بفهمه نبودش خیلی بهتر از بودنشه

تف به مادر شوهرا

مادرشوهرمن که ازهمه اشغال تره اگه داستان زندگیمو برات بگم داستان خودتو فراموش میکنی از خدا فقط صبرمیخوام همین😭

درکت میکنم عزیزم منم ۹ ساله ازدواج کردم هستم پیش خانواده شوهرم زندگی میکنم خیلی سخته اینکه تو همه چی دخالت میکنن حتی شیر دادن من بچه اولم حساسیت داشت فقط دوماه شیر خودمو دادم دیگه شیرخشک دادم مادرشوهرم و خواهرشوهرام همش تیکه مینداختن همش حرف مادرشوهرم می‌گفت مادری که به بچه شیر نده مادر نیست منم همش غصه می‌خوردم یکبارم باهاشون دعوام شد خودشون مواظبم نبودن مادرمم میومد پیشم بمونه بدشون میومد اصن ی وضع بدی داشتم افسردگی گرفته بودم الان دقیقا میدونم حالتو ولی بیخیال اهمیت نده به حرفش بی محلش کن اینجوری عصاب خودتم آروم تره

ولی خانواده همسر من خیلی هوامو داشتن گفتن تا چهل روزگی بمون خونه ما با اینکه تو یه حیاط زندگی میکنیم خونه خودم راحت بودم ولی اینا هم از سر محبت گفتن منم موندم ولی خانواده خودم اصلا مامانم تا امروز فقط یکبار اومده بچمو دیده با اینکه پانزده دقیقه با ماشین فاصله داریم همش حس میکنم کسیو ندارم بهونشم اینکه خونه مادر شوهرت خوابیدی بخاطر اون نمیام بری خونه خودت میام ولی دیگه به چه درد میخوره وقتی منو جلو خانواده همسرم شرمنده کردن😑

اخ بمیرم برات زندگی با مادر شوهر همینه مادر شوهر خوبم که باشه خونه و زندگی باید جدا باشه اینکه دستش درد میکنه شاید راست بگه اما ،امان از دست مادر شوهرها که تو شیر دادن و بچه داری جیگر آدم رو خون میکنن منم مثل تو بودم ولی خانوادم همه کمکم میکردن ولی مادرشوهر شوهرم رو پر میکرد که بد شیر میده بچه بوی بد میده الکی میگفت فقط فتنه انگیزی میکرد

خب چرا خونه خودت نمیری
من به خاطر همین چیزا از روز اول تنها رفتم خونم خیلی سخت بود ولی در عوض اعصابم راحت بود

فقط این روزات ک گذشت هیچ وقت بچتو واسه نیم ساعتم نزار پیش مادرشوهرت چون انکار دوست داره از الان بگه مامانت بده من خوبم گوش بچه رو میخواد پر کنه

خیلی حق داری عزیزم که ناراحت و عصبی باشی. هم درد جسمی هست هم هورمون‌های ادم بهم میریزه. از اونطرف سر شیر حس ناکافی بودن میدن.
ولی بدون این دوران میگذره خیلی زود. اگه خیلی غصه داری گریه کن خالی میشی و بعر سعی کن تحمل و صبوری کنی تا بگذره.

الهی بمیرم برات عزیزم😢

مادرشوهرااکثرا بی وجدانن فقط دخترخودشون واسشون مهمه منم مادرشوهرم همینجوراخلاقی داره سعی کن باخانواده خودت ارتباط بگیری هرچی نباشه مادرخودت بهتره

ای بابا ... چرا واقعا درک نمیکنن خانمی که تازه زایمان کرده در سخت ترین و بدترین دوره زندگیش هست و فقط نیاز به همراهی و توجه داره!
واقعا حق داری عصبی شی! ولی به خاطر دخترت قوی باش! بقیه مهم نیستن.

دیگه باید قوی باشی منم سزارین شدم با اون وضع یک هفته هم پسرم بستری بود پیشش توی بیمارستان بودم

چه مادرشوهر عوضی
اگه خانوادت نمیتونن بیان خودت نمیتونی بری؟

خدا بهت صبر بده واقعا
نمیتونسی برا زایمان برس پیش خانواده خودت؟
یا مامانت حداقل چند روز بیاد پیشت؟
من سه چار روز اول بعد زایمانم مامانم و مادر شوهرم پیشم بودن انقد این چن روز مادر شوهرم زر مفت زد و هی رو اعصاب رفت که من دیگه داشتم افسردگی می‌گرفتم که روز چارم رفتم خونه مامانم دو هفته موندم

عزیزم درکت میکنم
حق داری که ناراحت باشی اما هیچ چیزی توی این جهان بیهوده اتفاق نمی افته همه اینا به یه دلیلی پیش اومده
شاید اینکه صبوریت بیشتر بشه و به قدرت خودت بیشتر پی ببری
من قبل از زایمان فکر میکردم نمیتونم تنها باشم تا یه هفته ده روز حداقل اما با اینکه سزارین شدم تونستم از روز اول تنها بودم فقط غذا میاوردن برام و الان به خودم خیلی افتخار میکنم تو هم همین کار رو باید بکنی
دختر‌کوچولوت یه مامان قوی داره

الهی بمیرم برات 😔😔متاسفم برای مادرشوهرت که مسخرت می‌کنه

شرایطش داری چند روز بری پیش خانوادت؟

سوال های مرتبط