۶ پاسخ

دقیقا مثل منو پسرم
البته من در حد توان سعی میکنم نزنمش اما عصبی میشم اونم عصبی شده
امروز از فوتبال اومد دست و پاهاش تماما سیاه گفتم برو بشور بیا فرشا و مبل لکه میشه نمیتونم هر روز هر روز پاک کنم لج کرد گفت نمیرم به زور کشیدمش تو دسشویی یه قشقرقی بپا کرد انگار داشتم گوشتشو میبریدم شوهر بیشعورمم اومده بجا اینکه به بچه بگه حرف مادرتو گوش کن به من میتوپه که ولش کن گیر نده بچه هم حمایت پدرشو میبینه هی بدتر میشه
یعنی جون به لبم دیگه

دیگه نزنش دعواش نکن هی که بزرگتر بشه پرخاش گرو عصبی میشه دودش تو چشم خودت میره همیشه که کوچیک نمیمونه که توزورت بهش برسه بزرگترکه شد همونجوری با خودت رفتار میکنه

منم هپینم دقیقا خسته ام کرده از مادر بودن بیزارم کرده حس میکنم افسردگی گرفتم

منم همینم 🥲😭ولی نمیزنمش دعوا میکنم باهاش خودمم پشیمون میشم خیلی شربازی درمیاره اصلا حرف گوش نمیده ادم خسته میشه . میترسم ازاینده ک پرخاشگربشه

دقیقا پسرمنم خیلی لج میکنه جیغ میزنه سروصدا میکنه رو مبلا بپر بپر میکنه اسباب باریاش میکوبه بهم مدام خواهر دوسال ونیمشه میزنه یا میترسونتش هرچی با مهربونی میگم داد میزنم سرش اصلا اهمیت نمیده مجبورمیشم میزنمش دوباره ۵دقیقه نشده شروع میکنه هرچی میخواد بخوره پخش مبکنه تو کل خونه اب بخوره بقیش میریزه رو فرش
شوهر بیشعورمم فقط میره سرکار میاد خونه اصلا براشون وقت نمیذاره وقتیم پسرم دعوا میکنم جلو پسرم میگه چیکار بچه داری نابودش کردی هزاربار بهش میگم یکم وقت بزار براش باهاش حرف بزن بگو کارت اشتباه مامانت اذیت نکن وقتی میری بیرون ببرش با خودت اصلا نمیبره همه مسئولیت وهمه چیشون رو دوش خودمه اینقد عذاب وجدان دارم براشون بعضی وقتا اینقد خودمو میزنم و گریه میکنم
بخدا دیگه رد دادم دیگه نمبکشم شوهرم خرمم اصلا یذره درک نداره

منم همینم متاسفانه😔
همش تلاش میکنم که دیگه نزنم یا خوب حرف بزنم باهاش خودش انگار میطلبه میگه دعوام کن
منم خیییلییی ناراحتم از این موضوع

سوال های مرتبط