۱۰ پاسخ

عزیزم منم قبلش همین فکر و می‌کردم، بعد زایمان آدم خیلی حساس میشه و دور بریای آدم خیلیییی حرفاشون روت تاثیر می‌ذاره، و اینکه یه مسئولیت خیلی بزرگ انگار یهو میاد رو دوشت، من خودم واقعا ۲ هفته سختی گذروندم و حس و حال عجیبی داشتم، امیدوارم برای شما خیلی قشنگ و آروم بگذره اما بدون که طبیعیه

بااین ک من الان بچه دومم
ولی تو سن 22سالگی دخترم بدنیا اومد اتفاقا زندگیمون قشنگتر و بهترشدازوقتی بدنیااومدشوهرم بیشتر وابسته ب خودموخانه شد بیشتر توجه ش بهم شد کلا زندگیم تغییر بخصوص کرد الانم بعضی وقتا دخترم نیس خانه مادرشوهرم میره منوشوهرم تنهاییم واقعا جفتمون یه چیزی کم داریم تو خونه الانم برای این دومی انقد شوهرم لحظه شماری میکنه برا بدنیااومدن ک خودم انقدنیستم بااینکه این یکی هم دختره ک اکثر مردا پسردوستن شوهرم عاشق دختره واقعا خداروشکر میکنم خداهوابنده هاشوداره باوجود بچه توزندگی آدم کل برکت وشادی میاد 😍

ارهه از هورموناستت

خیلی بده خیلی سخته افسردگی دلم برا بچم میسوزه بعضی وقتا میگم کاش نمی اوردمش این چ گناهی کرده ک ی مامان افسرده داره

نه من عاشق دخترم بودم میمردم براش انقدر با ذوق کاراش و میکردم انگار عروسک بازی می‌کردم هر روز لباساش و عوض میکردم تمیز و خوشگل نگهش می‌داشتم البته دختر اولم اصلا اذیت نداشت هزار ماشالله
دختر دومم خیلی گریه میکرد تا سه ماهگی ولی اونم با شوهرم عاشقانه نگهش می‌داشتیم نوبتی همش می‌گفتیم بچه ی دوم چقدر شیرین تر از اولیه
حالا که برای سومی سر از پا نمی‌شناسیم انقدر خوشحالیم هممون

من از روزی زایمان کردم دچارش شدم
تا 7ماه از یه حرف مادرشوهرم زد شروع شد تا اخرش
اونم خود به خود توی یک عروسی بودیم یهو حالم از این رو به اون رو شد و من خوب شدم 10سال گذشته از ولی هنوز از مادرشوهرم بدم میاد
البته من سر پسرم اینجوری شدم(پسر میگن خیلی هورمون هارو بهم میریزه) سر دخترم خداروشکر دچارش نشدم

ذوق دارن ولی خب هورمونا بهم ریخته دست خود ادم نیس

عزیزم همه ایجور نمیشن بعضیا فقط
من افسردگی گرفتم چون پیش زمینه داشتم

اره من هم سر بچه اولم اینجوری شدم و هم دومی

منم بودم البته هنوزم به شرایط عادت نکردم انگاری اون راحتی قبلو از دست میدی خیلی برات سخته سیستم زندگیت کلا بهم میخوره

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی 🧸🍼 مامان امیرعلی 🧸🍼 روزهای ابتدایی تولد