من ۱۸ ماهگی گرفتم بخاطر یه شرایط جسمی که برام پیش اومد
بدترین و تلخ ترین روزای زندگیمو گذروندم 😔یه هفته از بس گریه میکردم همراه پسرم اخرش بستری شدم
و انقدر سختم بود هنوز که هنوزه میرم فیلمایی که گرفته بودم میبینم گریه میکنم
شاید باورت نشه اما الانم اشکام اومدن
خیلی شیردهی رو دوست داشتم 😔😔اگه با من بود و جسمم یاری میکرد باور کن بیش از دوسال هم شیرش میدادم
من تلخک زدم از عطاری گرفتم
من با خط چشم قشنگ سیاه کردم روشم چسب نواری زدم که اصن نتونه بخوره
یه ماه و نیم پیش گرفتمش
باز من میگم یه وقتا کاش استرس لعنتیمو کنترل میکردم میتونستم بهش شیر بدم
سخته واقعا
من چسب مشکی زدم خودش دید گفت اوف شده گفتم اره دردم میاد دست بزنی هی چندبار نگاه میکرد و همش میگفت اوف شده و باتایید من روبرو میشد خیلی اذیت میشد شیرم سیرش نمیکرد فقط برای چسبیدن میخواست کمرم دیگه یاری نمیکرد مجبور شدم البته دختر من شیرخشکم میخورد خلاصه روز اول و خودم کلی گریه کردم حتی نزدیک بود جا بزنم ک مامانم و شوهرم دلداریم میدادن هی بازی بازی شیرخشک میدادم و هی چکش میکرد دیگه از ذهنش رفته فقط هرازگاهی دس میزنه میگه اوفه میگم اره میگه ددی ببینه 😂گفتم دیده (هرکی اونجا باشه ینی باید بدونه ک من میگم همه میدونن)
عزیزم نمیخام مث اطرافیان نصیحت کنم واقعا سخته شیردهی ولی این روزایی که اینجوری بهمون چسبیدن تموم میشه وحسابی دلتنگ میشیم
مو بزن ب سینت
من دخترمو ۶روزه از شیر گرفتم .خیلی وابسته بود ب شیرم .منم ترسیدم اول تدریجی کم کردم بعدشم کلا ندادم.
آمدم ب سینم گاز استریل تمیز با چسب زدن وقتی میخواست نشونش میدادم هرچی میکشید در نمیآمد گفتم اوخ شده ۳بار آمد دوباره بخوره دید چیزی نیست دیگه بهونه نگرفت .فقط با خوراکی و غذا متنوع سرگرمش کن .بهونه میگیره ببرش بیرون. آب بازی کنه با هر کاری دوست داره .هر بچه ای فرق داره
عزیزم من شیر روز رو نزدیک ۲ ماهه قطع کردم
تدریجی گرفتم و خییییلی راضی بودم شکر خدا خیلی کم بی قراری کرد
از لحظه ای که از خواب بیدار میشد و میخواست شیر بخوره حواسش رو پرت میکردم، با لیوان نی دار شیر و آب میدادم، بلافاصله صبحونه میدادم، مجبور میشدم مربا بدم چون دوست داشت
بعد یه ربع بیست دقیقه میرفتیم بیرون یه ساعت بیرون بودیم، اصلا و ابدا نمیذاشتم گرسنه یا تشنه بشه دائم یه چیزی دستم بود، میومدیم خونه میوه میدادم، پفیلا خونگی و تنقلات میدادم ، بازی میکردیم تا ناهار، میخورد و میخوابید
بعدازظهر هم دقیقا مثل صبح میرفتیم بیرون و پارک، عصرونه مقوی میدادم با تخم مرغ مثل پنکیک و اوتمیل
تا شب که میخواست بخوابه شیر میخورد میخوابید
من اول از همه وعده های الکی که میمیچسبید رو حذف کردم، بعد یک وعده یک وعده حذف میکردم، مثلا یک وعده از شیر صبح رو ۳ روز ندادم وعده بعدی رو ۳ روز بعد نمیدادم تا تقریبا به ۲ هفته کل وعده ها حذف شد
یکم صبر و حوصله میخواد ولی میزان گریه و بی حوصلگی بچه خیلی کمتره
یه جورایی به اصطلاح با پنبه سر بریدنه
تلخک رو فهمید خب چکار کرد؟؟؟
تو پاک نکن با همون تلخک بده
بچه ی آنقدر وابسته رو که نمیشه یهو گرفت
فاصله ها رو زیاد کن
گریه میکنه خب باشه تحمل کن
هوا از گرما میفته ببرش بیرون پارکی جایی یه چند ساعت فاصله بیفته
هرچی هم میتونی ببر بخوره که سیر بشه.
شب تو خواب نده گریه میکنه راه ببر آب و گلاب بده از همسر ت کمک بگیر که اون بیشتر بغل کنه
خونه مادری خواهری جایی برو یه مقدار جلو چشمش نباشی.
حیاط داری انگار ببر تو حیاط توپ بازی و آب بازی
لیوان های طرحدار و نی دار بگیر شیر پاکتی بگیر آبمیوه صنعتی بگیر با آب یه مقدار رفیق کن
غذایی که بهتر میخوره بذار.
هربار هم گفت بده معطل ش کن
موقعی هم که دادی زودتر بلندش کن نذار مدت زمان همیشگی بخوره
عزیزم بچت وابسه هست تدریجی بگیر
یهو خوب نیسسس
کش سینه بخر دور سینه هات پچیچ بگو لول برد
چسب برق زدی؟؟جواب نداد؟ کمک بگیر از کسایی که بچت دوسشون داره
پسر داداشم عاشق بابامه سر شیر گرفتنش ۳شب خونه بابام خوابیدن این بچه توو بغل بابام بود هربار برای شیر بیدار میشد بابام اب میداد بهش و بازی میکرد باهاش خداروشکر ۳روزه گرفته شد از شیر
من عاشق شیر دادنم 😍 نگاش میکنم و فکر میکنم یه روز نخواد شیر بخوره بغضم میگیره دلم میخواد همون لحظه زمان وایسه🥲😅
تایپیکم ببینید کلی مطلب آموزنده میزارم خانم ناصری هستم مشاور تغذیه و کودک
من یه دفعه گرفتم خیلی بهتره به نظرم تا اینکه کم کم بگیری دوسه روز اذیت میکنه بعدش عادی میشه راحت میشی فلفل زدم دیگه نخورد
من بچمو یهو گرفتم و دیگ ندادم. ۲۱ ماهگی از شیرخشک گرفتم ۱۶ماهگی از شیر مادر تدریجی بچه زجر میکشه
بزار هوا خنک بشه یه دفه بگیر دیگه باید خیلی صبوری کنی
من تقریبا دو هفته است گرفتم از شیر. فقطم چسب زدم.حسابی خونه رو پر از خوراکی کردم و کلا چند روز اول میبردمش بیرون تا پریشب شبها یک وعده موقع خواب میدادم.دیگه دیشب اونم ندادم. همسرتم باید کمکت کنه تکی گرفتن خیلی سخته
تلخک خیلی تلخ چطوره میخوره من یبار زدم دیگه نخورد خودم میگم بخور نمیخوره ۲۰ روز ازش گرفتم شیر
من یه دفعه یه عالمه رژ زدم روشم با پنبه و چسب زدمم دیگه لب نزد یه دفعه شب و روزو باهم گرفتم خیلی هم عالی بود سه تا بچه هامم با همین روش گرفتم خیلی راضی بودم
من گفتم مریض شده دگ شیر نداره، دارو دارم میزنم ک خوب شه، تلخک میزدم، یکی دو بار خورد دید تلخه دگ نخورد
من تدریجی گرفتم هیچی هم نزدم تا صبح میخورد بخدا موقع نهار و شامم جای نهار شیر میخورد بغلم
لباس پوشیده میپوشیدم که اصلا نبینه میگفتم هاپو برد سرشم حسابی گرم میکردم اصلا نمیذاشنمگشنش بشه خوراکی و بستنی و پفیلاو....
همش پارک و اینا یک هفته ای گرفتم اول شیر روزو قطع کردم
من یهویی گرفتم البته کوچیک بود الان که بزرگ شده میفهمه
من رب میزنم نمیاد میگم اوخ شده ولی شبا بش میدم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.