۱۲ پاسخ

ن واقعا گرمه بچه اذیت میشه بحث اعتقادات نیس😑

حق با خواهرته خودتم گناه داری چ برسه بچه
هرجور خودت میدونی الان ماهم چیزی میگیم میگی گودزیلاین😑

حق با خواهرته

منم این چند وقت توی موکب بودیم هفته پیش رفتیم مشهد الانم میگن بیا کربلا ولی من بخاطر بچه ها چون هوا خیلی گرمه گفتم نمیام انشاا... آبان اگر قسمت بشه بریم

هوا گرمه واقعا بچه ها ت اذیت میشن من باشم نمیرم

بحث اعتقاد نیست اینجا
حق با خواهرته عزیزم
بچه‌ها چه گناهی کردن

اول برج ۸من رفتم هوا عالی بود..نه گرم نه سرد..بنظرم الان خیلی هوا گرمه بچه ها واقعا مریض میشن خدایی نکرده منم تاحالا اربعین نرفتم انشاالله یکم‌بزرگتر شد میرم

بهترین فصل کربلا دی بهمن عزیزم یعنی عالیه نن رفتم

من ماه مهر و ابان رفتم عالی بود

منم بچه هام کوچیکن دختر بزرگم خیلی دوست داره میخام برم با هواپیما اونم اسفند انشالله

خواااهر از دهه هشتادی گودزیلا درست کردی🤣🤌 اتفاقا من دهه هشتادیم عاشق اهل بیت و امام حسینم آرزوم برم کربلا
ولی خواهر دهه شصتی بقول شما اعتقادات مون باهم زمین تا آسمونه اصلا اون ذوق و شوق منو نداره

مهر عالی هم از نظر اب هوا نه گرم نه سرد
خلوت هم هست

سوال های مرتبط

مامان ویا🩷 مامان ویا🩷 ۲ سالگی
کاش هیچوقت اینقدر تنها نشیم که حتی ندونیم درد دلمون را به کی بگیم ک شاید یکم سبک بشیم از وقتی یادم میاد بچه بدی واسه خانوادم نبودم کل تفریحمم درس و ورزشم بود معدلمم همیشه بیست بود یادمه هر کی حتی یه نمره اش هم بیست میشد خانوادش کلی تشویقش میکردن ولی من حتی وقتی معدلمم بیست میشد بابام میگفت خب وظیفته کار خاصی نکردی دبیرستان بابام میگفت برو رشته تجربی ک بری پزشکی و معلم ها و مدیرم نظرشون همین بود ولی من اصلا دوست نداشتم کلا حس خوبی نداشتم و رفتم ریاضی و از همون روزا بابام میگفت فایده نداره تو هیچی نمیشی همیشه تحقیرم میکرد همیشه بقیه را با من مقایسه میکرد یادمه رفتم المپیاد شیمی معلممون اینقدر خوشحال بود و خانوادم میگفتن چه فایده داره مگه
اینقدر همیشه تحقیر شدم ک شدم یه ادم افسرده و ناامید و ترسو ولی با همه اینا همیشه احترام خانوادم داشتم ازدواجم ک کردم بابام میگفت تو بدی کی تو رو تحمل میکنه چقد شوهرت خوبه ک تحملت میکنه و همیشه این سوال تو ذهن من موند ک مگه من چه بدی در حقتون کردم بابای من همیشه به همه کمک کرده در هر زمینه ای ولی ب من هیچوقت
این مدت خیلی دستمون تنگ بود حتی یبار غرورم زیر پا گذاشتم غیرمستقیم گفتم درصورتی ک خودشم میدونست شرایطمونو ولی ب روی خودش نیاورد میدونم ک میتونست راحت کمکمون کنه ولی نکرد
دلم ازهمه گرفته از خدا بیشتر
نمیدونم چرااینا را اینجا نوشتم شاید واسه یکم سبک‌شدن
#فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#زایمان#انتی#انومالی#غربالگری#نوزاد#فرزندپروری مادر کودک نوزاد انتی غربالگری فرزندپروری#مادر#
مامان شکلات🍫 و 🫒 مامان شکلات🍫 و 🫒 هفته سی‌وششم بارداری
نمیدونم یه مادر چطور به خودش جرئت میده که بچشو. اونم دختر. بدون لباس مناسب، ببره خانه بازی!!👧😤
امشب برای دومین بار بچمو بردم خانه بازی گفتم بذلر بازی کنه، یه مامانی بچشو گذلشته بود اونجا خودش رفته بود بیرون، بچه سه سالش بود.
یه بادی تن بچه سه ساله ک از پوشک گرفته شده بود کرده بود. بدووووون هیییییچی ینی آلت تناسلی دخترش کاملا مشخص بود انقدر اعصابم بهم ریخته بود ک حد نداره، ینی حتی نکرده بود یه شورتی جوراب شلواری‌ای چیزی پای اون بچه کنه. بچه ام تپل بود ماشالا، فک کنین!😡😤☠️
انقدر عصبی بودم ک حد نداشت، علاوه بر تمام خطرات جنسی ک ممکنه گریبان‌گیر اون بچه بشه چه همه آلودگی مستقیما با بدن بچه در تماس بود از طرفی تمامی وسایل کثیف و حال بهم زن میشدن🤢🤕

حالا این وسط یه زنه حمله کرده بود بچه من، فک کرده بود از این بچه هاییه ک مامانشون اومده گذاشته رفته، اومد دست بچمو گرفت ک بذار بچم بازی کنه و تو اجازه نداری بهش بگی برو کنار ک یعو گفتم خودم حواسم به بچم هست شما برین کنار👿🤬


سعی کردم به بچم خوش‌بگذره ولی بازم....😮‍💨