۸ پاسخ

اشکال ندارع بلاخره نوه اشه😅
خوبه بهت گفته نگهش میدارم مادرشوعرم اصلا کمکم نکرد

اشکال نداره بذار بره عادت کنه
من که مادرشوهرم طبقخ پایین جفتمم پایین استراحتم دوتا بچه دارم هر وقت میرن پایین ۵ دقیقه بعد به یه بهانه ای میفرستشون میان
با بهشون میگه مامانت خوراکی داره یا میگه خالت اومد خونتون پسرمم میاد میگه کو خاله خوراکی میخوام

بهتر بذار ببره
وایه خاطر راحتی اونا از راحتی خودت نمیخواد بگذری
بعدم شوهرت اصرار میکنه تو که نخواستی
چیزی گفت بگو من هی میگم به پسرت گوش نمیده

راست میگ بزار عادت کنن بیخیال

پسر منم خیلی وابسته باباشع هرجا می‌ره دونبالشه

بیخیال بده بره فقط به فکر آرامش خودت باش

بگو اول اینو بخوابون مادرشوهرم بعد خودش بخوایه

مادر شوھرت فھمید کہ بارداری

😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان فندق 💕✨ مامان فندق 💕✨ هفته هشتم بارداری
سلام خانما من 14میلی هکاتوم دارم دکتر بهم شیاف دارو داد گفت استراحت کن ولی مطلق نیستم الان یک هفته از در خونه بیرون نرفتم کامل استراحت مطلق خودم کردم واقعا دیگ داشت دیوار خونه می‌خوردم بهرحال با هزار التماس ب شوهرم گفتم بیا بریم تا بیرون مامانم ابجیم الان ده روز اومدن اصلا از خونه بیرون نرفتن دو روز دیگ دارن میرن بعد گفت باشه رفتیم بیرون باورتون نمیشه ده دقیقه راه تو یک ساعت رفت از بس آروم می‌رفت ترمز گیرا وایمیستاد رفتیم یه مسجد مامانم ابجیم رفتن زیارت بعد من میخواستم برم نگذاشت بخاطر این ک چند تا پله داشت نگذاشت گفتم باشه تو راه اومدن مامانم گفت بیا بریم براتون شام ساندویچ بخرم بخورم گفتم باشه بعد رفتیم ساندویچی شوهرم میگه برا تو نمیگیره تو باید نون تخم مرغ بخوری ظرر داره بعد مامانم گفت سزار عیب نداره برداشته میشه من بچم بدنیا بیاد بهش میگم مادرت دشمنته تو دشمن بچم هستی مراعات نمیکنی بهرحال جلو مامانم هزار حرف زد منم عصبی شدم جوابش دادم اومدیم خونه مامانم باهام بحث می‌کنه ک تو نباید چیزی بگی من دیگ خونت نمیام بخاطر این رفتارت خیلی زیاد عصبی شدم و خیلی گریه کردم واقعا روانم بهم ریخته خیلی شوهرم حساسه منم خیلی دارم دیگ مراعات می‌کنه مواظبم یجوری رفتار میگه انگار من این بچو نمی‌خوام عصر برداشته بهم میگه من جوری بچم تربیت میگم ک بزرگ بشه سمت تو اصلا نیاد یعنی چی واقعا نمی‌دونم چکار کنم هیچی نمی آره بخورم هر چی هم میخوام بخورم اول چک می‌کنه ببینه ظرر داره یا نه دوغ نمی آره بخورم میگه قند داره واقعا نمی‌دونم چکار کنم حس خیلی بدی دارم 😭😭😭
مامان ♥️Nilda& تودلی♥️ مامان ♥️Nilda& تودلی♥️ هفته چهاردهم بارداری
چقد بده استراحت مطلق باشی و محتاج دیگران باشی اونم با بچه کوچیک
شنبه ب خونریزی افتادم شدییید رفتم دکتر سونو ک کرد گفت هماتوم داری تا چهارشنبه استراحت مطلق باش چهارشنبه بیا ببینمت اگه رفع شده باشه دیگه نیاز ب استراحت نیست
از شنبه خونه مامانمم دخترمم ماشالله شیطونه ی جا بند نمیشه و ب همه وسایل خونه کار داره و چیز ک میخوره ریز ریز میکنه بیرون میریزه
مامانمم خیلی رو زندگیش حساسه همش غر میزنه و سر دخترم داد میزنه من بیشتر وقتا سکوت می‌کنم
دیروز فرستادمش خونه مادرشوهرم چند ساعت بد ک زنگ زدم ببینم دخترم در چ حاله مادرشوهرم میگفت نزاشته ظهر یکم بخوابیم و هی میپرسید تا چهارشنبه خوب میشی؟
امروز خونریزیم دیگه بند اومده و لکه و لخته های قهوه ای دارم
دعا کنید تا چهارشنبه کلا دیگه بند بیاد و خوب بشم برم خونه خودم محتاج کسیم نباشم خودم از پس کارام بر بیام
همش میگم خدایا این بچه رو خودت دادی خودتم کمکم کن بارداریم بی دردسر باشه
با بچه کوچیک واقعااااا سخته🥺
مامان αунαη🩶👼🏻 مامان αунαη🩶👼🏻 ۳ ماهگی
زیاد شکم در نیوردم هنوز، ولی لباسای عادیمو ک میپوشیدم خیلی اذیت میشدم شکمم درد میگرفت، از وقتی باردار شدم به شوهرم گفتم از 20تومن حقوقت ماهانه 5تومن بهم بده ک با این ماه، میشه دوباره ک بهم داد،، و چیزیم نگفت،، ماه قبل همشو دادم انتی یکم زیاد در اومد برام،، این ماه هم به شوهرم گفتم دیگه خیلی اذیتم بریم خرید گفت باشه،، رفتیم دیروز، ساحلی و شلوار راحتی گرفتم،،امروز شوهرم گفت غذایی ک درست کردیو ببر واسه مامانم اینا،، خواهرم بود،، چیزی نگفتم قبول کردم، غذا رو بردم براشون همشو و چیزی واسه خودمون نذاشتم،، خلاصه رفتم،، مادرشوهرم تا فهمید لباس بارداری و راحتی گرفتم غر زد سر من ک چرا از پسرم پول میگیری،، چرا لباس میگیری مگه لباس میخواد برات چیکار بکنه،، پسرم مریضه نمیذاریش بره دکتر،، اون موقع پسرش از بس چاق شده چربیش خیلی زیاد شده رژیم نمیگیره تقصیر من گذاشتش،، شوهرم هیچی نگفت بهش ک زنم بارداره نیازش بوده ک گرفته، گذاشت هر چی میخواست بگه،، مامانم برام غذا درست کرد شوهرمو گفتم بره برام بیاره،، باز در اومد گفت پسرمو این وقت شب کجا میفرستی خطر داره،، جالب اینجاس احترامم رو ک نداشتن هیچ، شوهرمم چیزی نگفت،، و ساعت 5رفتم اونجا تا 9 هی در میومد میگفت شام خوردی، منم الکی گفتم اره، یا میدونست من از وقتی باردار شدم از گوشت متنفرم وقتی میخورم بالا میارم میگفت میخای جیگر درست کنم بخوری یه شام پیش پسر خودشم،نذاشت،،،اون موقع شوهرم با دیدن همه اینا باز هم طرف مادرشو میگیره،،، من ک نیازی ندارم ولی خب کارش بد بود منم با شوهرم قهر کردمه دیگه یکلامم باهاش حرف نمیزنم تا بفهمه
مامان αунαη🩶👼🏻 مامان αунαη🩶👼🏻 ۳ ماهگی
زیاد شکم در نیوردم هنوز، ولی لباسای عادیمو ک میپوشیدم خیلی اذیت میشدم شکمم درد میگرفت، از وقتی باردار شدم به شوهرم گفتم از 20تومن حقوقت ماهانه 5تومن بهم بده ک با این ماه، میشه دوباره ک بهم داد،، و چیزیم نگفت،، ماه قبل همشو دادم انتی یکم زیاد در اومد برام،، این ماه هم به شوهرم گفتم دیگه خیلی اذیتم بریم خرید گفت باشه،، رفتیم دیروز، ساحلی و شلوار راحتی گرفتم،،امروز شوهرم گفت غذایی ک درست کردیو ببر واسه مامانم اینا،، خواهرم بود،، چیزی نگفتم قبول کردم، غذا رو بردم براشون همشو و چیزی واسه خودمون نذاشتم،، خلاصه رفتم،، مادرشوهرم تا فهمید لباس بارداری و راحتی گرفتم غر زد سر من ک چرا از پسرم پول میگیری،، چرا لباس میگیری مگه لباس میخواد برات چیکار بکنه،، پسرم مریضه نمیذاریش بره دکتر،، اون موقع پسرش از بس چاق شده چربیش خیلی زیاد شده رژیم نمیگیره تقصیر من گذاشتش،، شوهرم هیچی نگفت بهش ک زنم بارداره نیازش بوده ک گرفته، گذاشت هر چی میخواست بگه،، مامانم برام غذا درست کرد شوهرمو گفتم بره برام بیاره،، باز در اومد گفت پسرمو این وقت شب کجا میفرستی خطر داره،، جالب اینجاس احترامم رو ک نداشتن هیچ، شوهرمم چیزی نگفت،، و ساعت 5رفتم اونجا تا 9 هی در میومد میگفت شام خوردی، منم الکی گفتم اره، یا میدونست من از وقتی باردار شدم از گوشت متنفرم وقتی میخورم بالا میارم میگفت میخای جیگر درست کنم بخوری یه شام پیش پسر خودشم،نذاشت،،،اون موقع شوهرم با دیدن همه اینا باز هم طرف مادرشو میگیره،،، من ک نیازی ندارم ولی خب کارش بد بود منم با شوهرم قهر کردمه دیگه یکلامم باهاش حرف نمیزنم تا بفهمه