سلام خانما من 14میلی هکاتوم دارم دکتر بهم شیاف دارو داد گفت استراحت کن ولی مطلق نیستم الان یک هفته از در خونه بیرون نرفتم کامل استراحت مطلق خودم کردم واقعا دیگ داشت دیوار خونه می‌خوردم بهرحال با هزار التماس ب شوهرم گفتم بیا بریم تا بیرون مامانم ابجیم الان ده روز اومدن اصلا از خونه بیرون نرفتن دو روز دیگ دارن میرن بعد گفت باشه رفتیم بیرون باورتون نمیشه ده دقیقه راه تو یک ساعت رفت از بس آروم می‌رفت ترمز گیرا وایمیستاد رفتیم یه مسجد مامانم ابجیم رفتن زیارت بعد من میخواستم برم نگذاشت بخاطر این ک چند تا پله داشت نگذاشت گفتم باشه تو راه اومدن مامانم گفت بیا بریم براتون شام ساندویچ بخرم بخورم گفتم باشه بعد رفتیم ساندویچی شوهرم میگه برا تو نمیگیره تو باید نون تخم مرغ بخوری ظرر داره بعد مامانم گفت سزار عیب نداره برداشته میشه من بچم بدنیا بیاد بهش میگم مادرت دشمنته تو دشمن بچم هستی مراعات نمیکنی بهرحال جلو مامانم هزار حرف زد منم عصبی شدم جوابش دادم اومدیم خونه مامانم باهام بحث می‌کنه ک تو نباید چیزی بگی من دیگ خونت نمیام بخاطر این رفتارت خیلی زیاد عصبی شدم و خیلی گریه کردم واقعا روانم بهم ریخته خیلی شوهرم حساسه منم خیلی دارم دیگ مراعات می‌کنه مواظبم یجوری رفتار میگه انگار من این بچو نمی‌خوام عصر برداشته بهم میگه من جوری بچم تربیت میگم ک بزرگ بشه سمت تو اصلا نیاد یعنی چی واقعا نمی‌دونم چکار کنم هیچی نمی آره بخورم هر چی هم میخوام بخورم اول چک می‌کنه ببینه ظرر داره یا نه دوغ نمی آره بخورم میگه قند داره واقعا نمی‌دونم چکار کنم حس خیلی بدی دارم 😭😭😭

۶ پاسخ

ببرش با خودت دکتر
حرف های دکتر بشنوه
شاید خیلی گیر نده

خیلی سخته عزیزم درکت میکنم ولی نگران نباش هیچکی نمیتونه عشق بچه به مادرشو از بین ببره اون بچه بیشتر از هر کسی به تو وابسته میشه نگران نباش غصه هم نخور برای اون کوچولو خوب نیست ....بعدم بهش بگو تو اگه نگران بچه ای که ضرر داره و...این حرفات و اخلاقت باعث میشه استرس بهم وارد شه و اون بچه هم خدایی نکرده آسیب ببینه ....از من تو نصیحت هر چی تو بارداری بیشتر تو فشار عصبی و استرس باشی بچه ت وقتی دنیا بیاد همون خلقیات رو میگیره ....پس آروم باش و الکی بحث نکن

شوهرت از ذوق زیاد فک کنم ری اکشن زیادی نشون میده سعی کن باهاش حرف بزنی و اینکه هر کار میگه بکن چون خدایی نکرده اتفاقی بی افته گردن تو میندازه اصلا اتو دستش نده فک کنم شوهرت منطقی نباشه پس گوش کن به حرفشش

عزیزم باهاش صحبت کن بگو من چیزی دلم بخواد باید در حد هوس بخورم وگرنه بدتر ضررداره
هماتوم منم دارم استراحت مطلقم شوهرم کارارو میکنه استرس نداشته باش اکثرا دارن سونو بعدی آن شاالله رفع شده

من دو روزم نمیتونم اینقدر حساسیت تحمل کنم 🫠🤌 چه خبره ، زندانی گرفته !

درسته بعضی مردا حساسن بچه اول و اره من خودم شوهرم حساسه ولی دلیل نمیشهبگه تربیتش میکنم سمت تو نیاد😐

سوال های مرتبط

مامان سامیار👶🏻🩵 مامان سامیار👶🏻🩵 ۷ ماهگی
ی سوال میپرسم بگید مشکل از منه یا اطرافیان امشب شوهرم گفت بریم پیاده روی مثل هرشب (میریم دنبال مامانم بعد میریم پارک پیاده رویی) بعدش همین که سوار ماشین شدم از شیشه سمت خودم دوتا پسر دیدم بستنی دستشون بود ضعف رفتم بگم اولین بار بود آنقدر دلم ی چیزی میخواست تو بارداریم اولین ویارم بود بعد رو به شوهرم گفتم وای چقدر دلم بستنی خواست از این سوپرمارکتیا نهایت بستنی شیری ۲۰ تومنه بعد گفت نه پول ندارم چک دارم اصلا آدم خسیسی نیست منم شکه شدم زدم زیر گریه تو دل خودم باورم نمیشد بعد رومو کردم به شیشه اشک ریختم تو دلم ساک ساکت هی زد به دستم هی زد تو دستم منم عصبی شدم زدم تو دستش داد زدم گفتم ی دقیقه تو خودمم ولم کن دیگه دیدم همون لحظه مامانم از در اومد بیرون سوار ماشین شد گفت چی شده گفتم بهش که بستنی خواستم و .... بعد اونم ساکت بود هیچی نگفت آخرش که داشتیم برمیگشتیم بعد من گفتم مامان امشب حال نداشتیا برگشت گفت چرا جلو در خونه من داد زدی مگه من تاحالا جلو در خونت داد زدم تو عن منی و خفه شو اینا حالا نمی‌دونم مشکلل از منه یا از بقیه