بیمارستان یاس
✅یک ماما و یک رزیدنت معرفی میشه موقع بستری که کارهای مربوط به بیمار رو انجام میدن و هر دقیقه یه انترن بالای سرت نمیاد یک استاد هم بر کارشون نظارت می‌کنه که البته فقط برای گرفتن گزارش میاد و سر میزنه
✅اتاق های زایمان تقریبا خصوصی هستن و تو هر اتاق یه خانم بستری میشه برای طی کردن روند زایمان که شرایط رو مطلوبتر میکنه و بعد زایمان به بخش بستری زنان منتقلت میکنن
✅اجازه حضور همراه خانم موقع دردهای زایمانی داده میشه اما به طبع حضور آقایون ممنوع هست
✅همه خانم های حاضر در بخش لیبر دارن برای زایمان طبیعی آماده میشن و خانم هایی که سزارینی هستن در بخش دیگه بستری میشن
✅بعد زایمان تقریبا کمکی برای حمام و تمیز کردن نمیکنن که خب به نظرم تمام بیمارستان های دولتی همینجوری هستن
✅بعد تولد بچه پدر می‌تونه در حد چند دقیقه بیاد و بچه رو ببینه اما بعدش باید تو تایم ملاقات به بخش بستری بیاد
✅هزینه کلی بستری و زایمان من با اپیدورال شد ۳.۵ با بیمه تامین اجتماعی البته که ابتدا ظاهراً ۱۰ یا ۱۲ تومن میگیرن بعنوان علی الحساب و بعد ترخیص مابه‌التفاوت بهتون برمیگرده

تصویر
۳ پاسخ

راضی از بیمارستانش؟

سلام چندین روزه منتظرت بودم پیام بذاری خداروشکر به سلامت نی نی تون اومد

قدمش پرخیرو برکت مهناز جان

سوال های مرتبط

مامان مهدیار و تودلی مامان مهدیار و تودلی هفته هشتم بارداری
تجربه‌ی زایمان بخش پنج
درمورد بیمارستان قدس: کادر و پرسنلشون درمجموع خوبن تجربه‌ی بالایی دارن و اکثرشون خیییلی مهربون و مسئولیت پذیرن خدا خیرشون بده. پرسنل بخش زایمان(همونجایی که زایمان کردم) خیلی خیلی باتجربه و مهربون بودن. بخش خصوصی هم که عااالی بودن اما برای کورتاژم که بخش عمومی بستری شدم پرسنلش به اندازه ‌ی اون یکی بخش ها باحوصله و صبور و مهربون نبودن اما خب بازم در مجموع رضایت بخش بود
درمورد بیمه: ما بیمه نیرومسلح داشتیم با بیمه تکمیلی کوثر. کل هزینه‌ی زایمان با یک شب بستری اتاق خصوصی شد ۴۲ میلیون که ما کلاً ۳میلیون و نهصد دادیم.
درمورد دکترم: دکتر عظیمی نژاد دکتر خوبیه خیلی باتجربه‌س خیلی هم صبوره اگه به حرفش گوش کنید خیلی باحوصله‌ست اما تاکید زیادی روی اپیدورال داره اگه اپیدورال نگیرید هم خودتون خیلی اذیت میشید هم اینکه دکتر زیاد باهاتون راه نمیاد.
درمورد خود زایمان: زایمان من ۳۰ ساعت طول کشید و واقعا دیگه آخراش خسته کننده بود برام. تصورم این بود که چندساعته زایمان میکنم و تموم میشه اما خب خیلی طولانی شد. اما با وجود همه‌ی سختیا و بدبختیایی که کشیدم🥴 بازم ترجیحم برای زایمان های بعدیم طبیعیه چون دوره‌ی نقاهت کوتاه‌تری داره و بلافاصله بعداز زایمان هم بچه‌م رو دیدم و بهش شیر دادم و اینجور چیزا دیگه. در کل هر نوع زایمانی سختی خودش رو داره بستگی به این داره که اولویتتون چی باشه یکی سزارین دوست داره و یکی طبیعی🤍
مامان شاهکار مامان شاهکار ۷ ماهگی
پارت بیستم_هزینه ها و تجربه های من از بیمارستان نیکان اقدسیه تهران
راجع به بخش آزمایشگاه و سونوگرافیش توو تاپیک های جدا حتما صحبت میکنم
امروز فقط راجع به روز زایمان صحبت میکنم
ما ۳دی ساعت ۸صبح بیمارستان بودیم و شرایط من از دیشبش اورژانس شده بود و نوبت اصلی من برای بستری برای ۶دی بود
با وصف حال وقتی که برای پذیرش رفتیم خیلی سریع کارا پیش رفت و قبل از پذیرش گفتن باید تریاژ زنان بری که نامه ی بستری پزشکت رو تایید کنن
بعد دوباره اومدم و کارهای بستری انجام شد که همون لحظه دکتر شهامی اومدن و دیدمشون و کلی انرژی گرفتم و بعد ،پرستار همراه منو تا بخش بستری برد واونجا تحویل ی بهیار داد و تمام کارهای من مثل تعویض لباس و …رو انجام دادن
بعد از اون روو تخت موقت بستری شدم سرم گرفتم و Nsdو اومدن سوند وصل کنن که من جیغ و داد کردم 😂
گفتم تو رو خدا بعد بی حسی وصل کنید ،با پزشکم تماس گرفتن و ایشون موافقت کرد که توو اتاق عمل وصل کنن(کارها مدام پشت هم انجام می‌شد و لحظه ایی معطل نبودم و توو هر مرحله ی همراه داشتم یا ماما یا پرستار یا بهیار و ثانیه ایی تنها نبودم)

عکس لحظه ی پذیرش روز زایمان…
مامان حسنا/ایلیا/علی مامان حسنا/ایلیا/علی روزهای ابتدایی تولد
مامان آرن مامان آرن ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من #پارت_دو
با مامانم و همسرم رفتیم سمت بیمارستان. قرار بود توی بیمارستان خصوصی آرام کرج زایمان بکنم و برای معاینه هم رفتیم همونجا. جلوی بیمارستان به مامانم گفتم خوش به حال سزارینی ها که همینجوری با حال خوب میرن برای زایمان! نمیدونستم در واقع خودمم دارم میرم به سوی زایمان 😂
رفتیم بخش زایمان؛ روی تخت یکی از اتاقای زایمان دراز کشیدم و از من ان اس تی و تست آمینوشور گرفتن. منتظر بودم بیان بگن چیزی نیست برو ۴۰ هفتت کامل شد بیا برای معاینه اما دیدم پرستار اومد و سرم و چند تا آمپول گذاشت روی میز جلوی تختم و رفت 😐 داشتم فکر میکردم که چی کار داره میکنه که باز پرستار با چند تا چیز دیگه اومد. پرسیدم چقدر دیگه از ان اس تی مونده؟ گفت بستری شدی! حس کردم اشتباه شنیدم. پرسیدم چی؟ گفت برای زایمان بستری شدی! حالا مامانم و همسرم پشت بخش زایمان منتظر من بودن و تنها چیزی که تونستم بگم این بود که چی؟ من هنوز آماده نیستم 😂 خلاصه به خاطر سوراخ شدن کیسه آب بستری شدم و ماما هم که معاینه کرد گفت دهانه رحمت ۳ سانت باز شده. ولی من هیچ دردی نداشتم!
مامان Babies مامان Babies ۱۵ ماهگی
#زایمان طبیعی دوقلو
#پارت سوم
خب جونم واستون بگه که اومدم خونه و با گل پسرم آقا یاسین خداحافظی کردم و گفتم واسه مامان و داداشیا دعا کن🥰❤️
بعدش با همسرم رفتیم بیمارستان آتیه و با دستور بستری ای که داشتم،رفتم پذیرش و پرونده رو تشکیل دادم و رفتم بخش زایمان
اونجا از همسرم خداحافظی کردم،چون اجازه نمیدادن بیاد داخل...
هیچی دیگه رفتم داخل بخش و دکترم رو دیدم که گفت چرا پرونده تشکیل دادی؟خیلی زوده واسه زایمانت که....اگه پرونده نداشتی مرخصت میکردم...دکتر شیفت قبل چرا گفته بستری بشی آخه؟!!!!!
بعدم گفت حالا که پرونده تشکیل دادی دیگه نمیشه کاری کرد؛برو تو یکی از اتاقا بخواب تا ازت ان اس تی مجدد بگیرم....
وقتی ان اس تی رو واسم انجام دادن،دکترم به همکارش گفت نوارش نانِ....بهتره که سونو گرافی اورژانسی بشه....همونجا واسم سونو انجام شد که دکترِ سونو گفت شرایط جنین ها خوبه...وقتی برگشتم بخش زایمان و دکترم سونومو دید به همکاراش گفت امشب رو بستریش کنیم اگه زایمان کرد که هیچی؛اگه نه که فردا مرخصش می کنم....
خلاصه همسرمو که پشت در بخش بود،صدا کردن که بره و واسم پرونده ی بخش تشکیل بده...(البته تو این فواصل همسرم به پدرم زنگ زده بود و اون بنده خدام مادرمو آورده بود بیمارستان و مادرمم پشت در بخش بود.)
خلاصه پرونده ی بخش رو واسم تشکیل دادن و منو از بخش زایمان به بخش زنان انتقال دادن...
ادامه در تاپیک بعدی...