۹ پاسخ

من شهر غریب نیستم ولی شوهرم خیلی میگه بریم یه شهر دیگه واسه کار ولی دوست ندارم برم متنفرم از غربت و آدمی نیستم که دووم بیارم تو شهر غریب به نظرم بعضی از مردا لیاقت اینو ندارن که زن هر نوع فداکاری براشون بکنه

درکت میکنم گلم .قوی باش .تو پسرتو داری .دلت نگیره .هروقت دلت گرفت با کوچولوت بزن بیرون ‌پیاده روی .اهنگ بزار ‌.نمیدونم چی بگم تسکینی واس تنهاییت باش ‌منم مث تو شاید اطرافم خالی نباش ‌ولی تو دلم تو وجودم خییلی تنهام .خیلی .

من از سال ۸۹ اومدم تهران هیچکی از خانوادم نیستن تا شهرمون ۸ ساعت راهه سر پسر بزرگم هر دوماه میرفتم دو هفته وایمیستادم میومدم از وقتی مدرسه ای شد سالی سه بار میرفتم الانم دیگه فقط عید و اخر تابستون دیگه عادت کردم به تنهایی

منم شهر غریبم 😔

منم دورم شما کجاس خانوادتون

شهر غریبم تو مهم ترین موقعیت هام هیچکس نبود و من اشک ریختم هیچکس دست رو دستم‌نذاشت حتی شوهرم

شهر غریب نیستم اما بین اشناها بی کسم
تنهام .. هیچ کس رو ندارم
کلا کم و زیاد ک میشه میزنم زیر گریه
الانم با گریه می نویسم ...
رفت امد ک نباشه پیر میشی خورد میشی 😔😔😔

شهر غریب خیلی سخته عزیزم، سعی کن با پسرت بری پارک، خونه بازی، کوچه......... خودتون سرگرم کنین دیگه چاره ی نیست من. از اول ازدواجمون توشهر غریب بودم

شهر غریب بودن خیلی سخته منم همینطورم همش اشکم دم مشکه..واقعا سختمه...

سوال های مرتبط

مامان یکی یدونه مامان یکی یدونه ۳ سالگی