حالا لیام برعکسه دوسداره با بچه ها ارتباط بگیره بازی کنه روابط عمومی بالایی داره ولی بچه ها حتی بزرگتر ازش هم خجالت میکشن نمیان لیامم ناراحت میشه
رو تاب و سرسره بشینه دو ساعت طول میده وای من ک اصن اعصاب پارک رفتن ندارم همش با باباش میره
لیام هم خیلییییی لجبازی داره مثلا امشب میگفت من باید مواد کتلت بریزم تو ماهیتابه
صبحا خودش باید روغن و کره بریزه براش نیمرو درست کنم
خودش باید ماهواره و کنترل روشن کنه
دکمه آسانسور باید خودش بزنه
ماشیناش یجا بچینه کسی اشتباهی تکونش بده یعنی جرش میده طرفو😅
صبر کن فقط 3سال بشه انوقت میفهمین
ما حتی نمیذاره باباش بره نون بگیره حتی بره مغازه خوابم نمیذاره بیچاره از کار بیاد تا اخر شب باید در خدمت اقا باشه
اوف نگو که امروز مغزمو خورده اصلا هم نخوابیده بعدظهر صبح ۱۰ بیدار شده بیرون رفتیم حمام بردم شام خورد الآنم کلی با ابجیش بازی کرد یه عالمه دعوا کردم نشسته رو موتورش کارتون میبینه هر چی میگم بیا بخواب میگه نه سردرد گرفتم وحشتناک سرم گیج میره
منم سرم عین نبض داره میزن از ی طرف گرم از ی طرف تو پارک انقد گریه کرد ک توپمیخام با بزرگا توپباری کنم اصلا ی تاب سرسره نرفت بعد گریه ک سیب زمینی میخام زد ریخت ی دور ،باز گرفتم فقد خودم رسوندم خونه
همشون ی مدل اذیت دارن ولی روز ب روز داره بدتر میشه ظاهرا ۳ سالگی هم این لجبازی بدتر میشه 🙄
انگار پسر منو گفتی خیلی بذه
تو گرمای سگی یزد من دو ساعت تو کوچه تابیدم باهاش خونه اومد از ساعت هشت تا الان داره یه ریز نق میزنه غذا نخوردنشم رو مخه همش میگه من همه کارا رو بکنم حتی میگه من کتلت بذارم تو ماهیتابه اخه چطور مگه میشه غذا هم اصلا نمیخوره من نمیدونم چطور زنده اس
عزیزم پسر منم همینطوره به حدی عصابمو امروز بهم ریخت باکاراش که هم معده درد شدم هم دست چپم دیگه درد میکنه از بس حرص میخورم
ظهر گف کلوچه محلی میخام خاستم براش خمیر کنم گف منم باید خمیر کنم ی مقدار ارد و اب دادمش اشپزخونع و خودشو ب گند کشید قبلشم اشپزخونه رو تمیز کرده بودم ای حرص خوردم
منم همینطور خواهر
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.