۶ پاسخ

هیچ‌کاری نکن
مشکل اونا هست نه تو

توجه نکن
هر جور راحتن
بهتر ک حرف نمبزنن😁

گوش نده بهشون
یکم باید درک و شعور داشته باشن

عزیزم خودت و ناراحت نکن حرف درستی بهشون زدی با همسرت موضوع رو درمیون بذار خودش باهاشون صحبت کنه مسآله راحتتر حل بشه و درکت کنن

شرایطت رو براشون توضیح بده بدون لحن غر و ناله و بگو در چه موقعیتی هستی اگر قبول نکردن محلشون نزار

بگو شما بیاین توقعتون زیاده

سوال های مرتبط

مامان سامیار🐻🤎 مامان سامیار🐻🤎 ۷ ماهگی
راهنمایی میخوام ازتون...
از بعد اینکه پسرم به دنیا اومد کم کم همه زندگیم شد پسرم خودمو شوهرم و انگار فراموش کردم
اون به شوخی بهم میگه تو همه چیت شده بچه من و فراموش کردی ولی خب متوجه میشم حرف دلش و میگه
منم نمیدونم دست خودم نیست تا بیام به کارای خونه برسم در حد همین که غذا درست کنم غذای بچه رو درست کنم و جمع و جور کنم خیلی خسته میشم
به خصوص الان که سامیار بخاطر لثه و دندون خیلی بی قرار تر شده و وقتی بیداره من باید کل حواس و وقتم و بذارم برای بچم اینا انرژی منو میگیره شوهرم بعدازظهر که از سرکار میاد من به معنای واقعی پوره ام دیگه حوصله حرف زدن و خیلی مسائل دیگه برام نمیمونه..
خانوادم ازم دورن خانواده شوهرم خیلی زیاد پسرم و دوست دارن و هواشو دارن مادرشوهرم میگه هر موقع کار داری یا خسته ای بیارش خونه ما اگه اینجا راحت نیستی برای خواب بچه رو بذار اینجا برو خونه بخواب بعد بیا
اینم بگم ما تو هفته یه شب خونه اونا میخوابیم که مادرشوهرم بچه رو نگه داره من استراحت کنم نمیدونم کار درست چیه واقعا از طرفی اینکه از شوهرم دور شدم نگرانم میکنه
میخوام بپرسم ازتون این مورد دور شدن برای همه هست؟ بعدا کمتر میشه یا بچه بزرگتر بشه بیشتر میشه؟
و اینکه با توجه به شرایطی که گفتم براتون شما جای من باشید چیکار میکنید؟؟