۶ پاسخ

عزیزم آدم اگر تو خونه خودش آرامش نداشته باشه خونه همسایه دیگه هرگز آرامش نخواهد داشت...

خارج خیلی سخته شرایطش باید مقیم اونجا باشی تا کار بهت بدن باید شبانه روز کار کنی همه چیز گرونه و......اونجا سخت تر از اینجا هست

درک میکنم هرچی سطح آگاهی بیشتر باشه استرس های اینچنینی بیشتره منم دوست نداشتم اینجا بچه دار بشم نمیخاستم مثل خودم و باباش زندگی کنه هرچند ما زندگی نکردیم فقط دویدیم
کاش شرایط کشور بهتر بشه آینده این طفل معصوم ها مثل جوونی ما نسوزه

به چیزهای خوب فکر کن عزیزم
توی زندگی همیشه مشکلات هستن
باید سعی کنی باهاشون زندگی کنی و در کنار دلخوشیهای خودتو داشته باشی

عزیزم انرژی منفی نداشته باش به نینی قشنگت فکر کن میاد به زودی دنیاتو قشنگ تر میکنه

عزیزم به چیزای خوب فکر بکن ،نیمه پر لیوان رو نگاه کن،آسمان خدا همه جا یه رنگه

سوال های مرتبط

مامان دلانا❤️ مامان دلانا❤️ ۱۴ ماهگی
و بالاخره رسیدیم به ۳۶ هفتگی...خدافظ استراحت مطلق، شیاف،خونه نشینی،استرس،افسردگی....خدایاشکرت شکرت شکرت😍😍😍
میخوام از تجربه کم بودن طول سرویکسم بگم واستون:
تا پنج ماهگی همه چی خوب بود من خیلی عادی زندگی خودمو داشتم همه فعالیتی میکردم خونه تکونی خرید سیسمونی پله رابطه همه چی...دیگه تو ۲۵ هفته بودم که کم کم کمردرد و دردای واژن اومد سراغم رفتم سونو گفت طول سرویکس شده ۲۷...خلاصه از ۲۵ هفتگی زندگی من تغییر کرد شد همش و همش استراحت مطلق خیییلی بهم سخت گذشت هر روزش اندازه هزار روز واسم میگذشت هر روز کم میاوردم گریه میکردم افسرده شده بودم از خونه نشینی تموم بدنم درد میکرد از بس خوابیده بودم همش پشیمون بودم از بارداری ولی خب چاره ای جز تحمل نداشتم خدا کمکم کرد و با استراحت و شیاف رسیدم به هفته امن ولی از من به شما نصیحت توروخدا از اولش رعایت کنید که مثل من نشید استراحت مطلق و خونه نشینی خیلی طاقت فرساست من که خیلی سختی کشیدم تا رسیدم به اینجا🥲🥲🥲