۵۰ پاسخ

ای جانم😍مبارک باشه🥹♥️

الهی ننه همش منتظر بودم بیای، چقدر مانا نازه جقدر شیرینه خیلی خوشحال شدمممم💓💓💓💓

تبریک میگم عزیزدلم🥰💞الهی شکر ک ب سلامتی و راحتی سپری کردید😍🥰

وااای ننه چه مانای قشنگی😍ماشاالله،قدمش مبارک باشه چندکیلو بود؟

خداا چقد شبیه خودتونه

وای ای جانم 😍از چشم بد دور باشه دختر نازت🩷مبارکتون باشه خداحفظش کنهههه براتون🥹

وای مادرررر چه دختره قشنگییی😍💖
مامان شدنت مبارک عزیزم ♥️
خودت خوبی ؟

خداروشکر عزیزم مبارک باشه راحت شدی

چه نی نی نازی عزیزم🥹🥹مبارک باشه❤️❤️❤️

خوددااا ماشالله چشم بد دور باشه ازش❤️

مبارک باشه عزیزم❤️
قدمش پر برکت

خداروشکر دوتاتون سالم و سلامتیت
ووووییی خیلی نازه ماشالا دلم ضعف رفت براش 🥺😍

واای مبارکه عزیزدلمممم😍😍 قدمش پر خیر و برکت

عزیزم خداروشکر ک ب سلامتی زایمان کردی
وای خدای من تو چقده خوشگلی آخه 🥺🥹😍قشنگیاتو قربون 🧿

ماشالله قدم نو رسیده مبارک باشه 🥰😍😍😍😍😍خیلی نازه

ای جونم عزیزم خیلی نی نی شیرینه 😇خدا برات حفظش کنه 😘

منم ترجیحم طبیعی بود
ولی چون بچم بریچ قراره ۱۰ مرداد سزارین بشم

سلام ممنون میشم تجربه زایمان و هزینه هاتا در کلینیک فردوس بهم بگی که بتونم ازش تجربه بگیرم🌱

مبارکه عزیزم
سزارین سخته؟

ای جونم🥹🥹‌
چه تجربه خوب و شیرینی شد

پا قدمش مبارک عزیزم ❤️

ای واششششششششش🥹😍
چقدر نازه
خداحفظش کنه عزیزممممم💐💗
عشقم قدم نو رسیده مبارک عزیزم😍
خیلی خوشحال شدم🥹
چه بهتر که سزارین شدی عزیزدلم💓
واس خودت و دخمل نازت حتما اسپند دود کن
چقدر خوشگله ماشاالله به خودت کشیده عزیزم🥹🌸💞

ای جوووونممممم مبازک باشهههه چ نازههه خداحفظش کنه قدم نو رسیده مبارک😍

مبارکه عزیزم. راضی بودی از سزارین؟
نی نی چند کیلوعه؟

آخ خدا چه نازه
مبارکه قدمش😍

آی خدا رو شکر خدا حفظش کنه انشالله 🥹

ویی ننه چه نینی خوشملی قربونش برم 🥹💋
خداروشکر کع خوب بود و خداروشکر ک دوتاتون سالم سلامتیت ❤️🥹🫶🏻

مبارکت باشه گلم
دکتر چطور بهت کف لگنت تنگه نمیشه ؟؟منظورم اینه با معاینه میگن یا سونو

مبارک باشه سمیرا جون😍😍😍 چ دخمل خوشمزه ای، خدا حفظش کنه🥰💋💋💋

ای خدا عزیزم ب سلامتی 😍😍
خیلی خوشحال شدم برات
چقد منتظر بودم بیای این خبر خوبو بدی 😍❤️
امیدوارم ازاینجا ب بعد کلی روزای خوب داشته باشین
خداروشکر ک هردوتون سالمید
خداروشکر ک زایمان خوبی داشتی ❤️😍

مبارکه عزیزم

کدوم بیمارستان زایمان کردی؟

خیلی چقدر خوب خدا سلامت کنه چقدر قشنگ تعریف کردی مرسی ازت واقعا بعضیا همش استرس دادنو بلدن 💋💋

عزیزم🥺مبارکه😍😍

عزیزم خدا حفظش کنه برا ما هم دعا کن

واای
خدای من
چه نی نی نازیبیی
خدا حفظش کنه عزیزم ❤️
از سزارین راضی بودی؟

مبارکه قدم دختر کوچولو😍

عزیزم ماشاالله
بسلامتی مبارک باشه
تجربه اولت بود
اذیت نبودی؟

ای خدا مبارک باشه عزیزم بسلامتی،ناناز خانوم🧿🧿🩷🩷

خداحفظش کنه براتون عزیزم

گوگولیییی مگووولیییی😍😍
ماشاالله 😍❤️
خدا حفظش کنه دختر مو قشنگُ

اخیشششششش مبارکه😍🥳

مبارک باشه عزیزم...قدمش پر برکت..ب ا منم دعا کن ♥️♥️♥️

اینارو ول کن..
از درد بعدش بگو

مبارکه
امپول بی حسی درد داشت؟

ماشاالله چه نی نی قشنگی از چشم بد به دور

چقد خوشگله خوداا😍😍

منم چهارم تاریخ سزارینمه خیلی استرس دارم🥲

ماشالله صد قل هو الله

چه نی نی خوشملی🥺🩷

سوال های مرتبط

مامان دیار مامان دیار ۲ ماهگی
سلام مامانا
پسر منم بالاخره دنیا اومد
دیروز ساعت ۹ صب سزارین شدم
سزارینم خودخواسته بود دکتر برای ۱۵ برام نوبت داده بود
گفته پانزدهم ساعت ۶ صب بیمارستان باش ما هم تقریبا ۶ صب بیمارستان بوذیم و تشکیل پرونده دادیم و ما رو فرستادن طبقه ی اول بخش زایشگاه و ازمایش های لازم رو انجام دادن تقریبا ۸ و نیم بود که منو بردن اتاق عمل
اونجا که وارد شدم خیلی میترسیدم دکترم و دکتر بیهوشی و چندتا پرستار دیگه هم بودن
اول کار سوند رو وصل کردن یه کوچولو درد داشت و بعدش دکتر بیهوشی اومد همیجور که داشت باهام صحبت میکرد امپول رو زد درد نداشت اصلا ولی من خیلی از امپول بی حسی میترسیدم و بعدش پرستارا یه پرده جلوم کشیدن و دکتر کارش رو شروع کرد و من هیچ دردی نداشتم تقریبا بعد سه چار دقیقه صدای گریه ی بچه اومد و تا بخیه ها رو زد تقریبا نیم ساعتی اتاق عمل بودم وبعد ۴ ساعت ریکاوری و بعدش اوردنم بخش
تا هر چی بی حس بودم هیچ دردی نداشتم پمپ درد هم وصل کردن موقعی که میخواستم برای اولین بار بلند شم‌راه برم خیلی درد داشتم الان خداروشکر بهترم ولم بازم هنوز درد دارم
حتما بعد از اناق عمل شوهرتون کنار تون باشه چون بواقعا بلند شدن سخته و یه همراه دیگه هم داشته باشی
اینم از تجربه ی سزارین من😊
مامان Dayanooo 🚗 مامان Dayanooo 🚗 ۳ ماهگی
در اینجا سوال یا تجربه‌خودتون رو بنویسید تجربه سزارین ، بیمارستان عرفان نیایش ، خانم دکتر آذری آزاد : (پارت دوم)

با بدبختی و داد و بیداد رسیدم بیمارستان دوباره دستگاه وصل کردن دیدن این درد ، درد زایمانه ، تماس گرفتن با خانم دکتر و ایشون بعد یکساعت رسیدن و من تو این مدت مردم و زنده شدم چون دردام شده بود هر دو‌ دقیقه یکبار ، به ساعت نگاه میکردم انگار به قبرم نگاه میکردم تا میخواست بسه دو‌دقیقه میمردم و زنده میشدم صدام پیچیده بود تو بخش .. خلاصه خانم دکتر تا رسیدن تایید کردم دهانه رحمم سه سانت باز شده و منو اماده ی رفتن به اتاق عمل کردن 😞 خیلی ستم بود منی که سزارین بودم دو روز داشتم درد زایمان طبیعی میکشیدم ، توی اناق عمل دوتا امپول به کمرم زدن که اصلا نفهمیدم چون هرکاری که گفتن گوش دادم کاملا خودمو شل کردم رو به جلو ، خانم دکتر شکممو ماساژ میدادن و دعا میخوندن و طی عمل من هیچی نفهمیدم با اینکه کاملا هوشیار بودم نه برش فهمیدم نه چیزی کاملا بی حس بودم ، یه نفرم کلا بالا سر من وایساده بود باهام حرف میزد هر سوالی داشتم ازش میپرسیدم استرسمو خیلییی کم کرد صحبت کردن با ایشون ، خلاصه ساعت ۱۱:۳۹ دقیقه صدای پسر قشنگمو شنیدم و همون لحظه گذاشتنش روی صورتم و نرم ترین چیزی بود که در عمرم لمس کرده بودم ، خانم دکتر اذان گفتن و اذان پخش کردن و قبل عمل پرسیدن تربت هم بذارم ؟ که من مخالفت کردم ، گفتن پمپ درد هم نیاز ندارم ، بخیه هامم انقدددر ظریف زدن که هرکس دید تعریف کرد ،
مامان ♥️آقااباالفضل♥️ مامان ♥️آقااباالفضل♥️ ۴ ماهگی
پارت سوم زایمانم
دکترم اومد خودش بردم پشت در اتاق عمل منو سپرد به کادر اتاق عمل گفت سریع آماده بشه خودشم عجله داشت بره
خلاصه دخترخواهر شوهر خواهرم هم دستیارش بود اتفاقی شیفت بود دیگه منو شناخت و برام هم فیلم و عکس گرفت از لحظه زایمانم
بعد سوزن بی حسی رو که زدن دردش کمتر چیزی بود که فکر هم بکنی و کل بی حس شدن تا زایمانم و بخیه زدن ۱۵ دقیقه هم نشد
بعدم جوجه ام رو نشونم دادن و عکس گرفتن برام ولی من تا صدای گریه اش رو شنیدم گریه ام گرفت فقط شکر کردم که بسلامتی دنیا اومد
بعد بردنم ریکاوری تو ریکاوری بودم گفتم پمپ درد می‌خوام گفتن به همسرت بگو تا بگیره از کالا پزشکی بدیم دکتر بیهوشی بزنه برات تا کامل بی‌حس بودم ماساژ رحمی اول رو داد که اصلا هیچی نفهمیدم
پمپ درد هم برام زدن و موقعی که خواستن ببرنم بخش دوبار هم ماساژ دادن که درد حس کردم ولی نه خیلی زیاد و برام هم دوتا شیاف دیکلوفناک ۱۰۰ زدن و رفتم بخش و بخاطر فشارم گذاشتنم تو ی اتاق مانیتور دار ولی واقعا افتضاح بود اتاق گرم و بدون تهویه
مامان محمدعلی⁦💙 مامان محمدعلی⁦💙 ۶ ماهگی
قسمت دوم
وارد اتاق عمل شدم هم دکترم و هم کادر اتاق عمل کاملا آماده بودن.
متخصص بیهوشی اومد و گفت بیهوشی میخوای یا بی حسی؟
من گفتم هرچی دکترم بگن
دکترم گفتن بی حسی بهتره منم قبول کردم.
اولش یک آمپول زد به کمر و گفت اصلا سر وشونه و بدنت رو تکون نده
آمپولش اصلا دردنداشت بعدش گفت دراز بکشم و جلوم پرده کشیدن.
کم کم پاهام بی حس شد و احساس بی وزنی میکردم فک میکردم پایین تنه‌م رو ابراست🤦😁
حسش بد بود برای من دوست نداشتم
بعد صدای پسرم که یک کوچولو فقط نق زد اومد اصلا گریه نکرد
آوردنش کنارم بوسش کردم و بردنش
ساعت ۸:۳۰ عمل شدم راس ۹ بردنم ریکاوری
ولی تجربه ریکاوری خیییییلی بد بود
دوساعت ریکاوری بودم داشتم جون میدادم
حالم اصلا خوب نبود درد نداشتم ها ولی تمام بدنم میلرزید گفتم برام هیتر آوردن گرم بشم
به حدی شلوغ بود که همه ی کادر عصبانی بودن چرا بیمارستان این همه سزارین قبول کرده
برای همین رها شده بودم رو تخت و دوساعت کسی دورم نیومد
فقط تو این دوساعت ۵تا سرم زدن بهم
ساعت۱۱ اومدن بردنم بخش