۱۵ پاسخ

امگا سه مصرف کن اگه میبینی احساس فراموشی داری

همه همین مدل شدیم تو جوونی 😔
من بعضی وقتا مغزم هنگ میکنه برای عکس العمل ها و واکنش ها و اینکه باید چیکار کنم یاد گوشیم میوفتم وقتی تند تند باهاش کار میکنم هنگ میکنه

انگار همه به این درد دچار شدیم ذهن هایی که خسته از این همه اتفاق تلخ و استرسه و میخواد همه چیزو پاک کنه😔😔😔

آی نگو از فراموشی که مغزمنم همینه
باید جدول و نوشتن و بازیهای فکری کنیم
که من اگه وقت کنم راحت بشینم یه وعده غذا بخورم بازی و نوشتن جای خود
همین الان دارم اینو تایپ میکنم پای غذام و پسرمم همهش میگه گوشیو بده من 😁
چند شب پیش همسرم گفت داری میری یه لیوان اب برام میاری گفم باشه، از اتاق اومدم بیرون یادم رفت 😁
بعد که برگشتم تو اتاق گفت دستت درد نکنه آب اوردی 🤣🤣

عزیزم من میرم خونه ی مامانم اسم مرسانا و آجیمو قاطی میکنم🤕

من اون روز اومدم چایی دم کردم استکان آوردم که چایی بریزم توش دیدم برنجی که گذاشتم برای آبکش وقت آبکش کردنشه یهو چایی رو ریختم تو صافی 😑😑😑من همش تازه سی سالم شده

من از وقتی نامزد شدم اینجوری شدم.دائم یه چیزی رو جا میذاشتم الان کمتر جا میذارم ولی یه کارایی میکنم عجیب.یه بار تو قوری چایی خشک نریختم همینجوری چایی دم کردم بعد دیدم چایی نریختم آبجوش بوده.غذاهارو جابه جا دو ظرف میریزم بعدا متوجه میشم.اون روز کلید ماشیپو گم کرده بودم تا فریزرم دنبالش گشتم بعد دیدم دادن به پسرم اونم زیر تشکش قایم کرده.شوهرم میگه من سر کار رفتنی یادت باشه فلان چیزو مثلا بدی ببرم میگم باشه ولی یادم میره.میبینی به یه نفر قراره زنگ بزنم فلان ساعت بع شب میشه میبینم نزدم

منم بعضی مواقع مثلا میخوام یه چیزی رو در مورد پسر بزرگم برا شوهرم تعریف کنم همش اسم داداشمو میگم مثلا میخوام بگم امیر حسین یهو یادم میره میگم مجتبی... داداشم آسمونی شده همیشه احساس مسکنم جلوی چشممه پسر بزرگم هر چی بزرگتر میشه بیشتر شبیه داداشم میشه خیلی

منم پسرمو به اسم داداش کوچیکم صدا میزنم

منم همینجور

چ جالب
منم توی صحبت هام خیلی زیاد میش اومد اسم پسرم رو ک محمدحسین هست با اسم خواهرزادم ابوالفضل ۲۲ ساله ناخودآگاه جابجا میگم

امگا ۳ بخور

منم گاهی وقتها میخام دخترم صدا بزنم مهریماه اسمشه مریم اسم خواهرم صداش میزنم اتفاقیه گلم نگران نباش😅

تو خوبی گلم.منو نمیگی اسم دخترم رو تا پارسال اسم داداشم که فوت شده صدا میزدم.اصلا صبحها یادم میرفت اسمش چیه الانم خیلی چیزها رو یادم میره.گلمر گرفتم مودر کردم داخل همه غداهای خورشتی نیریزم.کندر بخور.ولی میدونی بسکه شوهرم اذیتم میکنه و نمیفهمه عصبی شدم اینجوری شدم.خدا لعنتش کن از یزیدم بدترن

امروزتابه گذاشتم سیب زمینی سرخ کنم کنارشم چایی دم میکردم.چایی روریختم توتابه روغن😐😐😐🤕🤕🤕واقعازودبودتوسن۲۸سالگی انقدربی حواس بشم.هرروزم چالش دارم باگم شدن گوشیم🤕🤕

سوال های مرتبط

مامان mahdis مامان mahdis ۵ سالگی
مامان قند عسلام مامان قند عسلام ۷ ماهگی
مامان مهرسام مامان مهرسام ۵ سالگی
مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۵ سالگی