با گشتن تو اینترنت و مطلب خوندن،تازه فهمیدم اون سه قطره ای که دیروز بعد دسشویی باکشیدن دستمال دیدم، زردوسبز روشن روشن بود، پلاگ مخاطی بوده با شایدم بخاطر قرص واژینال عفونت بوده که میزاشتم و ته مانده ها خارج شدن.. بی عقلی کردم عجله کردم و رفتم زایشگاه (ماماگفت برو نیمه دولتی خصوصی۲ت میشه برو چیزی نیست، رفتم تازه ۱۵۰۰ هم گرفت که کاش میرفتم خصوصی) خلاصه که دستکاریم کرد و معاینه تحریکی کرد☹️از دیروز دردهای نامنظم خفیف پریودی دارم و جرات کارکردن ندارم و دراز میکشم..چون مامای نادون اول معاینه کرد گفت دوسانتی که چون بچه دومته طبیعیه. و بعد یکساعت مجددمعاینه کرد ولی تحریکی و گفت سه سانت بیشتری😳 خداازش نگذره که انگار براش تو زایشگاه دولتی امتیاز داشت که منو بستری کنه و به دکترم زنگ زد نگفت صب چی دیدم و ترشحم چی بوده فقط از دروغ کفت مشکوک به ابریزشه ۳،۴سانته😢 خب بیشعور تو دستتو فرو کردی که من شدم ۳سانت دیگه
چیه برات امتیاز داره پورسانت داره بستریات زیادشن؟!!!
خداروشکر کیسه ابمم سالم بود که

منم محل نکردمو اومدم خونه،
ولی انقدر استرس دارم که خواب ندارم و منتظر علایمم
منی که ۳هفته تا زایمانم مونده و اصلا قبل معاینه اون دردی نداشتم🥺تازه میخاستم ورزشامو شروع کنم
حالا درازکش شدم😢 فقط بخاطر یک مامای احمق خودخواه که قرار بود تست امینی شور فقط بزاره دستشم فرو کرد تا ته😭
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻ادامه

۱۳ پاسخ

دقیقا من دیروز شنیدم جدیدا هر زایمان براشون امتیاز داره

ببخشید شرح زایمانم ۴ تا پارت شد و‌خیلی قر و قاطی رسید
شماره گذاشتم ترتیبش برات راحت باشه

پارت ۴
دیگه ساعت 8 و 20 دقیقه بود مدام فشار داشتم و احساس دستشویی اذیت ام میکرد که ماما همراه ام گفتن به خاطر فشار بچه است اشکال نداره راحت باش اگر هم دستشویی کنی عجیب نیست و به ورزش ها ادامه دادیم
اینجا باز مجدد معاینه ام کردن آنقدر انرژی گرفتم و خوشحال شدم که نگید
نتیجه معاینه ساعت 8 و 20 دقیقه => 9 سانت بود کیسه آبم رو زدن همین جا افاسمان که خیلی بالا بود چون حالت تهوع هم داشتم سر بچه کامل حس میشد گفتن یکم لبه دار شده خیلی کم بعد گفتن اجازه بدید با ورزش لبه رو رد کنم که گفت ماما خیلی کمه با دست درست کردم 🥲
دیگه نزدیک یک ربع به 9  بود و ماما ام گفتن دیگه 10 سانت شدی زور بزن بریم روی تخت زایمان زور زدنم به خاطر اینکه استراحت نداشتم خیلی خوب نبود تو چند پوزیشن مختلف بهم گفتن زور بزنم یکی چهاردست و پا یکی چمباتمه یکی هم طاق باز دست زیر زانو
به نظرم سجده و چمباتمه اش خیلی بهتر بود
دیگه ساعت از فاصله یک ربع به 9 تا به دنیا امدن بچه ام فقط زوی تخت زایمان 30 دقیقه بود من ساعت 9  دیدم روی تخت زایمانم هستم و مدام حس زور داشتم با دکترم تماس گرفتن منتظر بودن بیان
تمام پرسنل جمع شده بودن دکترم که آمد همه میپرسیدن از کادر درمان هستی یا ماما هستی ؟ بچه دوم ات هست یا شکم سومی هستی
دیگه ساعت 09:15 صبح بود بچه ام به دنیا آمد

پارت ۳
بعد لباس پوشیدم رفتم دوباره معاینه کردن 6 سانت شده بودم خیلی خوشحال بودم بیشتر درد ها رو خونه کشیدم و منظم رفتم و نتیجه زحماتت و تلاش هامو دارم میبینم
با ماما همراهم تماس گرفتم ایشون گفتن نمیتونن بیان و شخص دیگری که خانم بهاریان باشند فرستادند بعد هم درخواست اپیدورال کردم که از نظر ماما همراهم کسی که تا 6 سانت رو تو خونه تحمل کرده بقیه شو هم قطعا میتونه ولی من 3 شبانه روز بود نخوابیده بودم و هرروز 1 ساعت فقط خوابیده بودم تمام روز یا کارهای زایمانم زو انجام میدادم یا ورزش ها شب هم خیلی درد داشتم مخصوصا وقتی دراز میکشیدم برای همین تحمل درد بیشتر رو دیگه نداشتم
دیگه اپیدورال تزریق شد ماسک اکسیژن خواستم یک هیتر گرم ماما همراهم اوردن یکم استراحت کردم بعدش با درخواست خودم دیگه شروع کردیم ورزش کردن پوریشن های گربه تیلت لگن چمباتمه 3 درجا 3 فوت چمباتمه و حرکت قیچی با زانو بسته و یکبار با زانو باز بیشترین حرکاتی بود که مدام میرفتم از ساعت 05:15 تا اینجا ساعت 7 بود من رسیده بودم به 8 سانت مامام مدام میگفت همکاری ات عالیه کجا دوره دیدی و مدام تمام پرسنل بخش زایمان بهم میگفتن از کادر درمان هستی با همه شوخی میکردم با اینکه درد داشتم پرستارها مخصوصا خیلی باهام دوست شده بودن
یک خانمی بنده خدا روبه روم بود 41 هفته بچه دوم ماما همراه نداشت و تنها بود 1 روز کامل بود بستری بود هیچ دردی هم نداشت خیلی دلم براش سوخت داشت پیشرفت منو میدید از ته دل براش دعا کردم راحت زایمان کنه و بنده خدا اصلا ورزش نمیکرد ماما همراه ام بهم گفت بعضی هزینه ها مثل گرفتن ماما همراه اسراف نیست منم بهش گفتم برو راهتمایی اش کن حداقل از روی من نگاه کنه ولی ایشون گفت نه از ماما بخش اگر بخوان بهش راهنمایی میکنن

پارت ۲

یکشنبه شب دیگه کلا نخوابیدم اصلا به دراز کشیدن نمیرسیدم اولش 20 دقیقه یکبار درد داشتم بعد دیگه انقدر حالم بد بود و فشار به مقعد زیاد بود هی میرفتم دستشویی آب گرم میگرفتم کمرمو و دلمو و یکجا هم سشوار داغ گرفتم بین دردها هم راه میرفتم خدا و ائمه مخصوصا امام زمان را صدا میزدم میگفتم کمکم کنید همسرمم اصلا از خواب بیدار نمیشد 😂
ساعت 3:30 صبح روز دوشنبه 28 مهر بود 39 هفته و 1 روز بودم صدای اذان صبح رو شنیدم دیگه از خدا کمک خواستم در حالی که لنینگ فوروارد زده بودم و در حال چرخش لگن بودم یهو حس کردم یه چیز داغی ریخت رو پاهام ....اول فکر کردم کیسه آبم هست بعد دیدم خون ریزی کردم خون ریزی ام انقدر شدید و رقیق بود با عرض معذرت که بلند با فریاد همسرم رو صدا زدم گفتم پاشو من علامت خطر دیدم دیگه بلند شدیم نماز صبح رو خوندم وسایلمو جمع کردم رفتیم سمت بیمارستان ساعت 5 شده بود
رسیدیم بیمارستان ساعت دقیق 05:15 بود معاینه کردن ازش در مورد افاسمان و وضعیت بچه و سانتم پرسیدم بلافاصله گفت شما ماما هستی که گفتم معلومه نه دوره دیدم
نتیجه معاینه بسیار خوشحالم کرد گفتن استیشن بچه عالی تو لگن آمده ، افاسمان عالی 60٪ ، 5 رو به 6 سانت

نترس عزیزم من با چهار سانت باز بودن تا سی و هشت هفته موندم بعد دردام کامل شد

اون ماما خصوصی که گرفتی دعواش کن دیگه نرو پیشش هرچی پیش اومد برو همون بیمارستان خودت بهتر رسیدگی میکنن تا جاهای دیگه

برای منم معاینه کرد دو روز استراحت کردم خوب شد الان موکوسم دفع کردی یا نه ؟؟؟
جوش نزن دو‌روز استراحت کن حتما پرقدرت به ورزش هات ادامه بده
ان شاءالله به موقع به دنیا میاد

البته دکترم دیشب گفتم بیام معاینه تحریکی کنی زایمان کنم
گفت دوشنبه ک میشی ۳۸ هفته و ۱ روز بیا
من فردا میخواستم برم گفت زیر ۳۸ هفته معاینه ممنوعه
نباید اجازه میدادی اصلا

عزیزم
۳۶ هفته به بالا زایمان کنی مشکلی پیش نمیاد نگران نباش
وزن بچه کمه مگه؟

الهییی من توبارداری قبلی رفتم ولی چون میخاستم سقط کنم نگفتم باردارم دوماهه بود بچه همه چیش تشکیل شده بود دکتر معاینه کرد دستش تا ارنج تو من بود ولی بازم نفهمید باردارم گف جفت مشخص نیس 😑😑😑بعضی دکترا واقعا گاون از درد داشتم میمردم میگ واستا دکتر شیفت عوض شه حالا دکتر ۹ صب میاد من ۴ ساعت دیگم باید درد میکشیدم

عزیزم از ۳۷ هفته طبیعیه زایمان بچه اولین چند هفته زایمان کردی
ولی درسته اون با معاینه تحریکت کرده

شبش زنگ زدم بیمارستان خصوصی گفت حق نداشته معاینه کنه و کفت اکر درد پنج دفه به پنج دقه داشتی بیا وگرنه دردا از معاینه س🥺
گفتم خداکنه همینطور باشه از معاینه باشه و من تا دو سه هفته دیگه بارداریم ادامه دار باشه
دوسندارم بچه زود دنیا بیادو کم وزن باشه که زردی داشته باشه و دستکاهو…..
وقتی بارداریم نرمال بوده جرا زودتر زایمان کنم خب😭

سوال های مرتبط

مامان ماهرو مامان ماهرو هفته سی‌ونهم بارداری
طبق تاپیکای قبلم که دوروز پیش رفتم زایشگاه نیمه دولتی منو دوبارمعاینع کردو گفت۴سانتی باید بستری شی انقباض داری حتا به دکترم زنگ زد دکترگفت بستریش کنین اما من چون درد نداشتم و ۳۷هفته هنوزنشده بودم برگشتم خونه ، امروز درد خفیف پریودی داشتم و چندبار ترشح زرد بارگه خونی دیدم، ولی ترسیدم برم زایشگاه خصوصی که برا زایمانم قراره برم گفتم لابد دستکاریم میکنن، شانسم دکترم امروز بود رفتم مطب. یعنی بگم هرچی بگین نذرو نیاز کردم که حرف مامای بیمارستان اشتبا باشه و من زود زایمان نکنم. دکتر تعجب کرد که منو دید گفت ماما چنان حرف زد که من فک کردم الان زایمان میکنی و…گفتم اره جلوخودم بزور داشت میکفت انقباض داره و بستری کنیم و انگار براش امتیاز داشت بستری کنه، دکترخندید گفت اگر داشتی که الان باید میزاییدی اینجا چه میکردی؟!!
خلاصه دوباره معاینم کرد گفت دوسانتی🥲 خداروشکر کردم واقعا🙏🏻… بهم گفت ده روز استراحت مطلق کن شیاف بزار دردات بره.. 🙂
واقعا باجونتون بازی نکنین نرین این دولتیاااا خدا لعنتش کنه دوروزه منو کشت از استرس…دکترم گفت اتفاقا منو برا یه باردار دیگه خاستن گفتن فول رفتم دیدم فول نشده برگشتم…
ینی خدا لعنتش کنه مامای رو که اصرار داشت منو سه هفته زودترز تاریخ زایمانم بستری کنه😭
مامان نبات زعفرونی مامان نبات زعفرونی ۳ ماهگی
پارت سوم زایمان طبیعی
صبح یکشنبه ۱۳ اردیبهشت با مامانم و شوهرم راهی بیمارستان شدم اول که رفتم تو زایشگاه nst وصل کردن و انقباض نشون داد و معاینه کردن من رو و اونجا هم گفتن دهانه رحمت افتضاحه و احتمالا بستری نمیشی میگن برو ۵شنبه بیا که دکتر بخش اومد و گفت چون زایمان دومشه بستریش کنین دیگه لباسامو عوض کردم و رفتم داخل زایشگاه و اینم بگم زایشگاه هیچکس نبود و فقط من بودم دکتر بخش که اجازه بستری شدن من رو داد اومد یک معاینه تحریکی کرد که گفت الان دو سانت بازی اما دوسانت خیلی بد و برام آمپول فشار زدن ، با آمپول فشار کم کم دردای من بیشتر شد اما دهانه رحمم باز نمیشد من وقتی رفتم داخل زایشگاه ساعت ۱۱ صبح بود تا ساعت ۴ بعدازظهر من همون دوسانت مونده بودم بعد من یک کسی دیگه اومد که بدون درد اومده بود ساعت ۴ زایمان کرد و رفت و من وقتی دیدم اون دیرتر اومد و زود رفت خیلی ناراحت شدم که من هنوز موندم اینجا در همین حین با مامانم و شوهرم در ارتباط بودم چون زایشگاه خلوت بود میومدن تو و من رو میدیدن خلاصه تا ۸،۹ شب من در همون وضعیت بودم تا شیفت ماما عوض شد و یک ماما کاربلد اومد که با معاینه های پی در می سر بچه رو تو لگن چرخوند و کیسه آبم رو زد و دردای زایمان که اصلی هستن تازه اون موقع به سراغم اومد که هی فاصله ی دردا کم شد و گاز انتونکس به من داد و رفت استراحت کنه ساعتای ۳ شب که دیگه دردای من خیلی شدت پیدا کرده بود خود به خود زور بهم وارد میشد صداش کردم و گفتم الان بچه به دنیا میاد اومد معاینه کرد و گفت الان ۷ سانتی از قبل به ماما همراهم زنگ زده بود رفت که به اون بگه سریع بیاد که دوباره یک زور عجیبی به من وارد شد که فقط دادم زدم بیاین الان بچه ام به دنیا میاد
مامان آقا کیان ❤️ مامان آقا کیان ❤️ ۱۰ ماهگی
سلام مامانا یه تجربه بزارم هیچوقت شب نرین بیمارستان اگه هم درد داشتین همون روز برین چون ماماهای شیفت شب اصلا خوب نیستن من دیروز درد داشتم رفتم بیمارستان مامای شیفت روز معاینه کرد گفت دوسانت باز شدی بعد نوشت برا سونو گفت تااونموقع پیاده روی کن که اگه سه سانت شدی بستری بشی منم تااونموقع راه رفتم یعنی حدود دو ساعت بعد رفتم سونو راستی یه نکته توجه کنین اگه وزن بچه پایینه بستنی سنتی بخورین وزن قشنگ می‌ره بالا من 32.6وزن بچه1872بودش از اون به بعد بستنی خوردم دیروز سونو دادم3خورده شده بود بعد اینکه سونو دادم ج بردم به مامای شب نشون دادم که مجدد هم خواست معاینه کنه هم خیلی بد معاینه کرد یعنی نمیتونم دستشو چجوری کرد چون من تاحالا چندبار معاینه شدم اصلا درد و این مدلی نبود برگشت گفت یه سانتی یعنی انگار جایی که بیشتر بشه کمتر شده...منم گفتم یه سانت هفته پیش بودم الان ماما شیفت قبل گفت دوسانت خلاصه بخاطر زایمان که بخواد باآمپول فشار باشه اینا بستری نکرد میخواست بخاطر اسهال بستری کنه که منم اومدم خونه