آخری
شرایط آدم ها با هم فرق داره
من انتخابم طبیعی بود صبر کرده بودم بشه چون شرایط مراقبت بعذ سزارین و نداشتم و زود بایذ جمع میکردم خودم و بچه رو
درد طبیعی هم نکشیدم بگم این بده و خوبه
جفتش‌ پاقعا بایذ سخت باشه
اما سزارین حداقل تا الان روز سوم برام خیلی پر درد بوده ناتوانم واقعا خیلی بلند شدن و نشستن سخته خیلی بلند شدن اول سخت بود الان آروم ترم با شیاف حداقل از روز درد ها قابل تحمله
برا من خیلی سرویس رفتن سخته به خصوص که بدم میاد اژ فرنگی
سر هزینه ها هم برا من چیزی حدود ۱۰۰‌در اومد بیمارستان مادر
چون یه شب اضافه موندم اتاقم خصوصی بود و دارو هام به خاطر شرایط خاصم خیلی زیاد بود
و پلن اولیه زایمان طبیعی بود که پیش نرفت و شد سزارین یه هزینه ای میگیرن وقتی زایمان عوض شه اینو بدونید چون خیلیا نمیدونستن و برا هزینش برنامه ریزی نکرده بودن
در کل خیلی از بیمارستان هم راضی بودم رفتار پرسنل مامور کمکی همه عالی بود و پیگیر همه چیت هستن
خداروصد هزار مرتبه شکر نی نی سالمه
منم کم کم خوب میشم
امیدوارم تجربم به دردتون بخوره مراقب فشار هاتون باشید من روزای آخر از استرس وبی خوابی فکر کنم اینجور شدم
با این که من هیستوری فشار هم نداشتم

۶ پاسخ

صداها توی اتاق عمل چجوری بود من خیلی از صدای دستگاه ها و عمل میترسم

عزیزم خداروشکر بالاخره زایمان کردی منم سزارین اورژانسی شدم و خیلی بیشتر از شما اذیت شدم چون من درد و انقباضات بسیار شدید داشتم ولی دهانه رحمم ۲سانت مونده بود اما خب بدن با بدن فرق میکنه

خداروشکر خودتون و نی نی سالم هستین
دکترتون کی بوده

عزیزم اول که تبریک بابت زایمانت و به دنیا اومدن دختر نازت😘
دوم اینکه مرسییی واقعا تجربه‌تو به اشتراک گذاشتی خداروشکر بازم بخیر گذشته برات عزیزم.
شاید جالب باشه بدونی همون دو مرداد ظهر ساعتای دو و نیم منو همسرم رفتیم طرقبه رستوران همونجا خانم دکتر رو با شوهر و بچه‌هاش دیدم ولی نرفتم جلو دیگه 😅
خیلی جالب بود برام گفتی دو مرداد زایمان کردی گفتم کی خانم دکتر وقت کرده پس بره باز بیمارستان😅
خداروشکر پس عزیزم.
منم خیلی دودلم هنوز موندم بین طبیعی و سز. خدا خودش کمک کنه واقعا💛😥

خداروشکر به سلامتی گذشته، انشالله حال خودت و نی نی همیشه خوب باشه
دکترت کی بود عزیزم؟

من از روز اول بلند شدم اصلا هم سخت نبود حتی یک بار هم مسکن نخوردم شیاف نزدم

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه روزهای ابتدایی تولد
مامان هیرمان🐣 مامان هیرمان🐣 ۳ ماهگی
خانما نی نی منم بدنیا اومد🐣🤱🏼
پسرم خیلی عجله داشت دو هفته زودتر بدنیا اومد قربونش برم🥹
تجربم از زایمان رو بخوام بگم من درد هر جفتشم کشیدم هم طبیعی هم سزارین😞
از اول انتخابم سزارین بود ولی پسرم خیلی دوست داشت زودتر بدنیا بیاد و من ۳۷و3روز دردام شروع شد و من تحمل میکردم چون فکر میکردم درد کلیه س (من تو بارداری کلیه درد داشتم)
نگو که من دارم یک روز و نصفی درد طبیعی رو تحمل میکنم و اخراش خیلی درد و انقباضم شدید شد به دکترم خبر دادم گفت سریع بیا بیمارستان دردات شروع شد
رفتم و معاینه کردن یه فینگر باز شده بودم زود بستری کردن و قند عسل من روز دوشنبه ساعت۱۶:۲۳ دیقه بدنیا اومد🥺
از درد سزارینم بگم براتون من چون از یه روز قبل درد میکشیدم استانه ی دردم اومده بود پایین و سزارین برام یکم سخت بود ولی با مسکن قابل تحمل من پمپ دردم نگرفتم
خلاصه که خیلی حس عجیبیه هم درد داری هم یه موجود زنده رو بدنیا اوردی
انگار یه تیکه ای قلبت جلو چشاته🥺🥲
ایشالا قسمت همه🌸
مامان مامی پَناه💝 مامان مامی پَناه💝 ۱ ماهگی
بعد بخیه زدن و اینا بردنم ریکاوری
بعد از 10دقیقه هم بردنم بخش
تا 12ساعت دکترم اجازه خوردن غذا و مایعات نداد
بعد از 12ساعت گفت میتونی شروع کنی مایعات بخوری
بعدش هم راه بری
بلند شدن و راه رفتن خیلی سخت بود واقعا سخت بود بعد از 12 ساعت خوابیدن رو کمر
هیچ‌کس هم نمی تونه کمک کنه برای بلند شدن چون خیلی فشار میاد
من با کمک خودم بلند شدم
راه رفتم خم بودم برای راه رفتن
بعد از چند ساعت درست شد
وقتی راه میرفتم خوب بود دیگه میخواستم بشینم مکافاتی بودد خیلی سخت بود انگار باز شکمم رو پاره کرده بودن
من پمپ درد نگرفتم چون گفتن عوارض داره
بعد یه نفر بود از منی که پمپ درد نداشتم بیشتر درد داشت اون پمپ درد داشت
با شیاف خیلی خوب بود واقعا اروم میشدم
بخاطر یبوست بعدش هم
شیاف بزارین کارتون رو راه میندازه راحت
3روز بیمارستان بودم اتاق خصوصی گرفتم عالی بود حتما بگیرین
از دکترمم خیلی راضی بودم خیلی تمیز برام بخیه زده
خب خلاصه همین دیگه 😁
تاریخ 1405/4/17 🥹❤️
مامان جوجه🐣 مامان جوجه🐣 ۱۴ ماهگی
پارت3دکترا امدن دوباره معاینه کردن گفتن تا نیم ساعت زایمان میکنی یه دونه امپول زدن گفتن اینو بزنیم دیگه زود زایمان میکنی دیگه امپول رو زدن تا اینجا دردم خوب بود اموقع امدن بچه خیلی درد کشیدم تا اینجا هیچ جیغی نکشیدم چون رحم دیر باز میشه نباید جیغ داد کنی فقط نفس عمیق بکشین خیلی خوب جواب میده دیگه بچه امدنی اونقد جیغ زدم گلموم پاره شد از بیمارستان علوی راضی بودم رفتار پرسنل هاش هم خوب بود باهام فک کنم چون جمعه بود واسه همین دانشجو نبود چون بچه دوم بود هیچ برشی نزدن بچه هم به زور امد سراولی خیلی راحت امد تازه وزنشم از بچه دوم بیشتر بود دومی خیلی سخت بود الان سه روزه نمیتونم بشینم یا راه برم به نظر من سزارین راحت هستش از طبیعی خیلی ها میگن مگه عمل شدی طبیعی خوبه زایمان میکنی بعدش دیگه راحتی یه خدا طبیعی راحت نیست من راضی نبودم به طبیعی اگه پولش رو داشتم قطعا سزارین رو انتخاب میکردم شکمم هم خیلی درد میکنه با دارو اینا یکم دردش کم میشه
مامان جوجه مامان جوجه روزهای ابتدایی تولد
بعد از فقط یه نوبت قرص زیر زبونی
دیکه گفت ادامه نده فهمیده بودم میخاد منو سز کنه فقط گفته بود به من نگن (راستش اون لحظه هم دلم همینو میخاست چون صدای بقیه رو از اتاق های دیکه شنیده بودم ترسیده بودم )یهو گفتن میریم اتاق عمل دکترت اومده
همه چی یهویی شد ساعت ۱۰رفتیم اتاق عمل همه هی حرف میزدن من هنگ بودم آمپول بی حسی زدن شروع صدای پاشیدن خون رو میشنیدم دردی نداشت واقعا هیچی متوجه تمیشدی حرف میزدم با دکترم تموم شذ سر بیست دقیقه بعدش رفتم ریکاوری لرزش شدید داشتم شکمم بی حس بود تا شاید بیست دقیقه میلرزیدم جوری که بازو هام هنوز گرفته (البته من چون صبح تاشبش به دست فشار سنج به دست سرم بهم بود واقعا دستام داغون شده بودن )دیگه کم کن بعد سه چهار ساعت حس به پاهام اومد شیاف مرتب میذاشتن سرم اینا بهم وصل بود و ناشتایی من که از نه صبح دوم بود باید ادامه پیدا می‌کرد هشت ساعت برا بعد سز و بی حرکتی بود با تشخیص دکترم یه دارو سولفات هم برای پیشگیری به خاطر فشار هام شروع شده بود که بایذ بیست و چهار ساعت دیگه هم علاوه بر تحت نظری سزارین میبودم من حدود سی و جهار ساعت ناشتا بودم خیلی سخت بود ساعت ها رو تخت بودم ناشتا
رسید وقت ببند شدن سخت ترین قسمت کار بعد سز انقدر سخت بود انقدر جونم در اومد بع خصوص که قبلشم ساعت ها من دراز کش بودم خیلی درد داشتم خیلی زیاد
و موندگاری بیشترم تو بیمارستان همه چی مزید بر علت بود که سخت تر بشه شروع سزارین واقعا دردی نداره هیچی اما بعد یک روز درد ها سخته خیلی سخت اما با شیاف قابل کنترله
ولی مثلا من چون یکم چربی شکمی هم داشتم مراقبتم باید بیشتر میبود
ادامشو برم بعذ بگم
#بارداری
#بارداری