۱۹ پاسخ

میدونی منم از دست شوهرم عصبی بشم همینا رو‌میگم حالا جور دیگه

کلا میگم همش تقصیر شوهره اگه مرد خوب باشه بدترین بچه دنیا رو میتونه زن تحمل کنه و با عشق براش وقت بزاره چیز یادش بده اما امان از وقتی از مرد عصبی بشی و ادم نباشه بچه قربانی میشه

کلا کسیو‌دیدم با شوهرش دعواش نیشه بچشو کتک‌میرنه

چه انتظاری از بچه یکساله داری خانومی؟
میخپگوای دست به سینه بشینه بخوره پاشه ظرف هارم بشوره؟!
بنظرم شما عصبانیتت رو داری بدجایی خالی میکنی
یکم سعی کن دنیای بچه هارو بشناسی

دخترمنم اینجوریه غذا و دارو حتی ویتامین و آهن باجیغ و داد میخوره خودشم عصبی میشه یا چنگ میزنه یا سیلی میزنه بهم🤣
اینجوری نگو درک میکنم خسته شدی برا همین

عزیزم سخت نگیر ما با هر وعده غذایی هم خودش هم اطرافش کثیف میشه میزارم جلوش قشنگ هم بازی مبکنه هم مبخوره باید بزاربم کودکیشون با شادی بگذره چند سال بعد خودت متوجه میشی که نباید سر چیزای بیخود مغز خودتو ناراحت و عصبی میکردی

پسر منم همینه تازه یاد گرفته واسه خاسته هاش داد و گریه هم می‌کنه و نقل میزنه
چه توقعی از بچه یک ساله داری .
خوبه اسمش روشه بچه ،بمیرم الهی تازه اینا یک سالشونه ،چیزی نمی‌فهمن .این مایم که باید یادشون بدیم .توروخدا بچه هارو کتک می‌زند .خیلی گناه داره.

ناشکری نکن کاش بچه منم چنگ میزد اما میتونست بخوره جیگرم براش کبابه البته ان شاالله به زودی خوب میشه حساسیت داره ولی این مدت خیلی بهم سخت گذشته

در مورد بچه که عزیزم اون تازه داره دنیا رو کشف می‌کنه مگه چند بار تاحالا غذا دیده و زندگی کرده
گناهی ندارم حرستو سرش خالی نکن
در مورد شوهرت هم متاسفانه یکی لنگشو دارم
از نظر اون من توی خونه میخورم و می‌خوابم و اونه که فقط کار میکنه
میگه توی خونه ای بچه زحمتی نداره، نهایت یه غذا درست کردنه
منم فقط واگذارش کردم به خدا و محلش نمیذارم

عزیزم همه بچه ها همین هستن فک نکن بچه ما غذا میخوره ساکت وارومه هرروز ببرش بیرون من پسرمو غروبا هرروز میبرمش بیرون هم اون بیرون میبینه آرومه هم من آرامش میگیرم

شوهر من بدتررررر خواهر اگه بگم خون گریه میکنی

والا مال منم همینه حمله میکنه میپاشه اما نمیخوره

خب نریزه که یاد نمیگیره خوردن چیه
آروم باش عزیزم

بخدا ک بچه منم همینطوریه کثیف کاری زیاد داره بد غذایی می‌کنه همش خودش باید غذا بخوره همه جاشو کثیف می‌کنه روزی چهار بار باید صندلی غذاشو تمیز کنم
میگذره یکم صبر حوصله زیاد باید بکنیم بچن گناه دارن
منم بعضی اوقات کلافه میشم
اما چاره چیه
مرداهم ک قلق بچه داری بلد نیستن اگر انجام بدن به خوبی یک مادرنمتوننن
مادر بودن سخته
ناراحت نباش گلم لذت ببر بخدا این روزا میگذره دلت برا همین روزا تنگ میشه

عزیزم بنظرم هم خودت برو تحت نظر دکتر که اروم بشی هم جدی با همسرت صحبت کن
شما بخاطر خودتون دارین بچه رو میسوزونید
بچه الان بــــــــــــــــــــاید همه چیز و لمس کنه
بـــــــــــــــــاید ریخت و پاش کنه
بــــــــــــــــــــــــــــاید دنیارو بشناسه

اذیتوبچه ها یک طرف
نفهمی شوهر یک طرف

بچه ها گناه دارن بازی می کنند چکار کنن باباشون درک ندارن

به خدا دختر منم همینه خیلی اذیت می‌کنه مدام چنگ میندازه همه رو میزنع اصلا شوهرم درک نمیکنه کلی هم بهم بد وبیراه میگه خیلی خسته روزی هزار بار آرزوی مرگ دارم

بچس دیگه متوجه نمیشه که ما باید صبور باشیم گناه داره عزیزم

هی کدوم شوهر درک داشته هم شوهر من بچه م دندون داره در میاره بی قراره ب زور می خواد ببره خونه خواهرش حال بچه خب نیست ....اصلا درک نداره چ برسه شعور

عزیزم گناه داره بچه دست خودش نیست متوجه نمیشه که داره با رفتاراش تورو اذیت میکنه🙃

سوال های مرتبط

مامان هامین🩵 مامان هامین🩵 ۲ سالگی
سلام مامانا خوبین اومدم درد و دل کنم وقتایی که واقعا مغزم دیگه نمیکشه نمیدونم چیکار کنم هیچ راهی جلوم نیست میام اینجا مینویسم خیلی خسته شدم از دست پسرم واقعا خسته شدم جوری که افسردگی گرفتم اصلا حوصله هیچ چیز و هیچ کسو ندارم روزام میادو میره پسرم هیچی نمیخوره هیچی دهنش قفله با دستاش وقتی میزنه رو قاشق غذایی ک براش وقت میزارم بین اینهمه مشغله میپزم همه پخش میشه زمین دلم میخاد اون لحظه خفش کنم هرروز خدارو لعنت میکنم که این بچه رو انداخت تو زندگیم فقط گریه میکنه از گشنگی اما هیچی نمیخوره یه مدت میکس میدادم با یه دست گوشی و کارتون یه دستم قاشق اما حالا با دستش پرت میکنه و دهنش قفله...من میمونم با کلی ظرف و فرش کثیف و غذایی ک باید بریزم دور بدون اینکه حتی یک قاشق بخوره...نوزادی شیر نمیخورد هیچ جا نمیتونستم برم هروقتم میخورد بالا میاورد حالام اینجور یه قاشق بدم دهنش انقدر عق میزنه اخر بالا میاره همون یک قاشقو انگار حتملس هی عق میزنه بالا میاره انگار که سم میدم دهنش نمیدونم چطور باید بزرگش کنم لعنت به من که سقطش نکردم همون موقع که مث بختک افتاده تو زندگیم داغونم کرد خندیدن و زندگی کردن یادم رفته
مامان شکلات مامان شکلات ۲ سالگی