۶ پاسخ

شب بیداریا امونمونو بریده دیگه باهمسر شب نشینی دونفره نداریم همش خسته همش کمردرد

نه واقعا بچه داری خیلی سخته
سختترینش به نظر من نگرانی برای آینده بچه ست وگرنه شب بیداری ها زود میگذره
دلم واقعا برای قبل بچه تنگ میشه و اگه به قبل برگردم خیلییی دیرتر بچه دار میشم و فقط یکی میارم نه دوتا
بزرگترین چیز آزادی هایی که داشتم تغییر کرد مسئولیت پذیری ها و حتی رابطم با همسرم
قطعا نگرانی برای آینده بچه خیلی سختتر از بی خوابی هاست
توصیه م به همه اینه که دیر بچه دار بشن و فقط یکی بچه بیارن فقط یکیییی
من الان دومی باردارم دلم برای بارداری تنگ نمیشه ولی برای نوزادی و کوچیکی های بچم خیلیییی تنگ میشه خیلیییی

نه فکر نمی‌کردم
کم خوابی هاش
موقعی که ناراحتم میاد بغلم می‌کنه
آره خیلی چون الان در حد یه دستشویی رفتن هم مال خودم نیستم
آره میشم ولی یکم دیرتر
افکارم
نگرانی ها
نه دوست ندارم بزرگ بشه
به خودت برس خودتو تقویت کن بابای خوبی براش انتخاب کن
آره تنگ میشه

واقعا فکر نمیکردم انقدر سخت باشه😩
سخت ترین بخشش بی خوابی شبانه 😤
قشنگترین لحظه اونجا که دکتر اولین بار صورتشو چسبوند به صورتم🥹
یکم تنگ شده بیشتر بخاطر اینکه فقط خودم بودم هرموقع میخواستم میخوابیدم هرموقع میخواستم بیدار میشدم🥲
اره بازم بچه دار میشدم😁
خودمو تغییر داد احساس میکنم خیلی بالغ تر شدم☺️
هر دو سخته🙂
دوست دارم بزرگ شه ولی از هر لحظش لذت میبرم😍
توصیم اینه تا میتونی بخواب😂
اره ۱۰۰ درصد تنگ میشه😍

نه فک نمیکردم
کم خوابی و نرسیدن ب خودم
همه لحظه هاش بجز گریه کردن😂
اره تنگ مبشه چون الان دیگه نمیتونم مث قبل برا خودمون باشیم
اره میشم
دیگه خلوت زناشویی نداریم
دوس دارم لذت ببرم از بچگیش
خوب بخواب و کاراتو انجام بده و از نظر ذهنی خیلی روی خودت کار کن
اره تنگ میشه

فکر نمی‌کردم آنقدر سخت باشه ولی دوسش دارم . برای من شب بیداری و کم خوابی خیلی خیلی اذیت کننده ست

سوال های مرتبط

مامان آراز 🩵 مامان آراز 🩵 ۲ ماهگی
برای تمامِ مادرانِ تازه‌نفس… شما تنها نیستید.

«به تویی که شب‌هایت دیگر شبیهِ گذشته نیست،

به تویی که تمامِ تمرکزت شده نفس‌هایِ آرامِ کودکت،

به تویی که شاید هنوز داری با دردِ زایمان، با خستگیِ بی‌امان، یا با حسِ غریبه‌ای که به خودت پیدا کرده‌ای، دست و پنجه نرم می‌کنی…

این را بدان: تو تنها نیستی.

این لحظه‌ها، این احساساتِ گوناگون (از عشقِ بی‌حد و وصف تا دلتنگی برایِ خودِ قبلی)، این آشفتگی‌هایِ گاه و بی‌گاه، و این تلاشِ مداوم برایِ کنار آمدن با دنیایِ جدید، بخشی طبیعی از مسیرِ مادری است.

شاید فکر کنی فقط تویی که در میانِ بی‌خوابی‌ها، اشک‌ها و لبخندهایِ ناگهانیِ کودکت، گاهی احساسِ تنهایی می‌کنی. شاید فکر کنی فقط تویی که در آینه به دنبالِ خودت می‌گردی و کمی او را گم کرده‌ای. شاید فکر کنی فقط تویی که گاهی در میانِ عشق به فرزندت، دلت برایِ “خودت” تنگ می‌شود.

اما باور کن، هزاران هزار مادرِ دیگر، دقیقاً در همین لحظه، در حالِ تجربه‌یِ احساساتی شبیه به تو هستند. ما همه در این سفرِ شگفت‌انگیز و در عین حال دشوار، همسفریم.

این روزها سخت می‌گذرد، اما می‌گذرد.

هر مادری، در هر کجایِ این دنیا، اگر صادق باشد، حرف‌هایی برایِ گفتن دارد؛ حرف‌هایی از جنسِ خستگی، عشق، نگرانی، و دلتنگی. و همین اشتراکِ تجربه است که به ما قدرت می‌دهد.

پس اگر امروز احساسِ تنهایی کردی، یادت باشد که هزاران قلبِ دیگر، با قلبت هم‌نوا هستند. این مسیر را با هم طی می‌کنیم. با هم قوی می‌شویم. و با هم، زیباییِ این تجربه‌یِ ناب را درک خواهیم کرد.

شما قهرمان هستید، حتی در این لحظاتِ سکوت و خستگی.»

بارداری بارداری زایمان زایمان فرزند پروری فرزندپروری