۱۲ پاسخ

همه مامانا این حسا رو دارن گلم فقط تو نیستی ...الان اونا بچه ان فرق بین بد و بدتر و نمیدونن ک بزار بازی کنن اینجوری خسته میشن میخوابن توهم استراحت میکنی ...

عزیزم درخواست دوستیمو قبول می کنی

به نظر من هیچ کاری تو این زمونه سخت تر از بچه داری دست تنها نیس. من که دیگه مستاصل شدم دلم میخواد دو‌ساعت نباشه تا بخوابم یع کم. واقعا تنفر هم داره والا

چندروز دروقفل کن بزار گریه کنن عادت میکنن کوچه ام یه تایمی داره من دخترم ک۷غروب میبرم تا ۸همین

سلام فداتشم ابجی خدابچتو حفظ کنه نیاز ندارین براتون ختم کل قران چله نادعلی برای راحتی زایمان. حجرات برای سلامتی جنین زیارت عاشورا حدیث کسا بخونم چهت هر نیتی خواستی میخوم به نیتتون هدیخ به روح اموات هم خواستی نماز روزه قضا هم میخونم خیلی و دست بالم خالیه اجرت با سید فاطمه زهرا مواظب بچت باشه خیلی منصفانه میگیرم به عنوان هدیه

دقیقا منم الان تواین وضعیتم دخترم مرتب داداششو کتک میزنه یاهول میده
این بچه هم به تبعیت از او دست بزن پیداکرده وجیغ میزنه اعصاب نذاشتن برام اصلا هرچیم که میگم بهشون اصلا نمیگن باکی داری

چند سالشه که می‌ره کوچه ؟؟؟دختر من انقد ترسو که هیچ جا نمیره بچه هات بزرگن

من این حس رو نسبت به پسرم دارم واقعا سخته کوچه هم آفتاب گرم خطرناک

منم جدیدا اینجوری شدم انگار از همه بدم اومده همش دوس دارم تنها باشم بخاطر همین قرص ضد افسردگی میخوام بخورم

ب مادرشوهرت بسپار نفرستش بیرون بدون اجازع شما بعد یکم کاراتو با همسرت تقسیم کن و برای خودت وقت بزار
دخترتو کلاسی چیزی بزار انرژیش تخلیه بشع شما برای همیشه مامان قوی موندن نیاز ب انرژی داری✨

دی منال هر واسع کی اوه اسیری کی

خنده داشت پ د ر

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
بخدا دارم با گریه اینارو می‌نویسم خستم بردیا یکی دو هفته اس خیلی بدددد جور لجباز شده صب ک بیدار میشه تا شب همش جیغ میزنه گریه می‌کنه بدجور ها با خانواده شوهرم تو یه ساختمون هستیم جوری ک رومون تو روی هم باز شده همش میگن چش شده چرا گریه می‌کنه بابا بخدا خستم همش الکی گریه می‌کنه دیگ با اعصاب خوردی و لحن بد جوابشونو میدم نمی‌کشم دیگ بچه اس دهنشو ببیندم بگم گریه نکن چیکار کنم به یه چیزایی گیر میده مثلا میخواد تلویزیون رو بندازه میگم مامان نکن دیگ گرررریه هااا میبرمش بیرون گریه می‌کنه دستمو نگیر سوار سه چرخش هم نمیشه میگه ولم کن برم تو این شلوغی ها میدوعه می‌ره میگه دنبالم نیا همش میترسم ماشینی چیزی بهش بزنه اصلا پست سرشم نگا نمیکنه ببینه کسی دنبالش هست یا ن همش بچه های بقیه رو میبینم ک دست مامانشون رو گرفتن حسرتشو میخورم یه سوپر مارکت نمیتونم برم چ برسه جای دیگ حتی خونه پدرمم نمیتونم برم از دستش میگرن دارم روز به روزم بدتر میشم بخدا در روز یه ساعتشو نیس ک سردرد نداشته باشم دست تنها کسی حتی نیس بگه بزار یه ساعت پیش من بمونه استراحت کن فقط خانواده شوهرم بلدن بگن چشه میزنیش گریه می‌کنه درک ک نمیکنن خودددش گریه می‌کنه خستم نمی‌دونم باید چیکار کنم شما یه راه‌حلی بدین بچه های شما چجورین من کم آوردم بخدا