۷ پاسخ

داشتم شرایط مثل تورو
بنظرم تقصیر خودت بوده
اول تو شروع کردی
اون بنده خدا ک شروع نکرده.خودش عصبی بوده
حتی. داشته تورو اروم میکرده

بنظرم سر خانواده اش نخاه اینجوری کنی زندگیتو شاید ب جاهای باریک برسه
چون اصلا ارزششو ندارن
بمون توی خونه و زندگیت ولی قهر باش‌باهاش
این از رفتن بدتره
رفتن از خونه آخرین راهه
سر این‌موضوع نخاه بری
خدای نکرده یه موقع یه موضوع دیگ‌پیش میاد
بزاری بری
میگ ارههه این کارشه باز برمیگرده

من هیچ وقت شوهرم رو نزدم ونخواهم زد ...چون احساس میکنم شخصیتم کوچک میشه..شاید یک بار در حد اینکه بزنه تو سرم اتفاق افتاده ومن قهر کردم وهیچوقت نزدم ...ودیگه ازاون به بعد هیچوقت دست روم بلند نکرده..حالا هم چون مقصر خودت بودی نرو ولی سرستگین باش تا چند روز اعصابش اروم شه وبعد میاد نازتو میخره

بنظر من
نیاز نیس خانوادت چیزی بفهمه چون به قول خودت هم بار اول بوده و اینکه بیشتر تقصیر خودت بوده تا اون.
من اگه این رفتار با همسرم بکنم شاید تا آخر عمرش با من حرف نزنه

عمدی بود یا نبود من به شخصه از نظرم ک مقصری با اینک اون هی داشت لمست مبکرد شوخی ولی بی جنبه بازی در اوردی بعد از اینک اون زد بازم تو نبابد میزدی چون هرگز نباید مردو کوچیک کرد اینجور روش باز میشه بدتر میزنه

کلا دست بلند کردن روی کسی چ مرد چ زن اصلا درست نیست
نباید میزدیش
الانم فقط قهر باش باهاش جایی نرو

درسته بحثو شماشروع کردی ولی دلیل نمیشه دست رو شما بلند کنه یه بار اینکارو کنه عکس العمی نشون ندی عادی میشه پس بهتر یه حرکتی بزنی مثلا پدرت بهش بگه دفعه بدی بهش دستت بخوره دیگ نمیبینیش .ولی خب چن روزم نباشی اونم خوبه .نیازی نیس به کسی توضیح بدی چرا قهر کردی .ولی حتما برخورد کن نگاه نکن که توشروع کننده بودی به این نگاه کن که تو یه دختری و اون یه مرد حق دست زدن به تورو نداره.

منم تجربه مشابه تو داشتم ولی نرفتم خونه بابام بیچاره چند باز معذرت خاهی کرده ولی من بازم باهاش سردم بقول شما اولین بارش بود بهش گفتم بار دیگه اینکارو کنی دیگه منو نمیبینی

سوال های مرتبط

مامان صوفیا مامان صوفیا ۳ سالگی
امروز رفتیم براش لباس بگیرم هرچی نشونش میدادم میگفت نههه اسباب بازی میخوام البته تقصیرخودمه چون با این بهونه گولش زدم بیاد بیرون
زمانی دید قصدم لباس خریدنه و اسباب بازی در کار نیست ،زد زیر گریه و جیغ و داد بیداد که لباس نمی‌خوام
برای اولین بار دندونم گرفت برای اولین بار دستش رو محکم فشار دادم....گفتم سریع اینجا رو ترک کنیم

دلم میخواست بزنم تو گوشش دلم خواست داااااد بزنم تو سرش...حالم از خودم بهم خورد که این یه ذره داره منو اینجوری کنترل میکنه

از قضا مادر شوهرم باهام بود و التماس میکرد تو رو خدا اسباب بازی فروشی نگه دار بچه خودشو هلاک کرد
به احترام اون وایسادم تا با هم برن و خرید...رفتن یه آبرنگ و یه برچسب خریده بودن
دلم میخواست بزنم لهش کنم البته کلامی تحقیرش کردم😔
تو خونه بهش گفتم باهات قهرم با من حرف نزن
با ناراحتی گفت دیگه مامانم نیستی
گفتم نه من همیشه مامانت هستم ازت ناراحتم دلم شکسته قلبم شکوندی و گریه کردم
نمیدونم چرااااا اینکارا رو کردم
اومدم خوابیدم
اومد کنارم باهام حرف زد
بهش گفتم ازم دور شو 😞 گریه کرد 😭
و من دیگه خواب رفتم وچیزی نفهمیدم
الان از خواب بیدار شدم تا توی بغلمه....🥹❤️‍🩹
بازم حالم بده که چرا اینقدر اذیتش کردم من دروغ گفتم من گولش زدم من لجبازی کردم سر لباس...
ای وای مادر😓🫂


پوشک بچه کودک نوزاد مادر مادر مادر