امروز رفتیم براش لباس بگیرم هرچی نشونش میدادم میگفت نههه اسباب بازی میخوام البته تقصیرخودمه چون با این بهونه گولش زدم بیاد بیرون
زمانی دید قصدم لباس خریدنه و اسباب بازی در کار نیست ،زد زیر گریه و جیغ و داد بیداد که لباس نمی‌خوام
برای اولین بار دندونم گرفت برای اولین بار دستش رو محکم فشار دادم....گفتم سریع اینجا رو ترک کنیم

دلم میخواست بزنم تو گوشش دلم خواست داااااد بزنم تو سرش...حالم از خودم بهم خورد که این یه ذره داره منو اینجوری کنترل میکنه

از قضا مادر شوهرم باهام بود و التماس میکرد تو رو خدا اسباب بازی فروشی نگه دار بچه خودشو هلاک کرد
به احترام اون وایسادم تا با هم برن و خرید...رفتن یه آبرنگ و یه برچسب خریده بودن
دلم میخواست بزنم لهش کنم البته کلامی تحقیرش کردم😔
تو خونه بهش گفتم باهات قهرم با من حرف نزن
با ناراحتی گفت دیگه مامانم نیستی
گفتم نه من همیشه مامانت هستم ازت ناراحتم دلم شکسته قلبم شکوندی و گریه کردم
نمیدونم چرااااا اینکارا رو کردم
اومدم خوابیدم
اومد کنارم باهام حرف زد
بهش گفتم ازم دور شو 😞 گریه کرد 😭
و من دیگه خواب رفتم وچیزی نفهمیدم
الان از خواب بیدار شدم تا توی بغلمه....🥹❤️‍🩹
بازم حالم بده که چرا اینقدر اذیتش کردم من دروغ گفتم من گولش زدم من لجبازی کردم سر لباس...
ای وای مادر😓🫂


پوشک بچه کودک نوزاد مادر مادر مادر

تصویر
۹ پاسخ

آنقدر سخت نگیر بخودت مادری از سنگ که نیستی ما مامانا بیشتر از هر کسه دیگه خسته میشیم پس داد زدن ی تشر زیر که چیزی نمیشه اگه اینجوری من خیلی مامانم بدیم چون همش پسرم دعوا میکنم چون پسرم خیلی جیغ میزنه منو میزنن دیگه مغزم رد داده

بابا پیشششش میاد همه آدمیم همه اشتباه میکنن‌
بچه هم یادش میره
منم برام پیش اومد یبار سر آبنبات که لباسش کثیف میشه منو شوهرم دعوامون شد و یه مسافرتوخراب کردیم 😌

اشکالی نداره اشتباه کردی می‌تونی ترمیم کنی

ما توی پروسه ی بزرگ کردن بچه ها خودمون هم بزرگ میشیم.میبینیم عه چقدر بعضی جاها داریم اشتباه میکنیم.میبینیم چقدر لجبازی داریم.
ولی حتما حتما باهاش صحبت کن و بگو که خودت مقصر اتفاقات امروز بودی.بگو من به قولی که بهت دادم عمل نکردم.اما قول میدم بعد ازین یا حرفی رو نزنم یا پای حرفم بمونم.ازش عذر خواهی کن.باعث میشه اعتمادش دوباره بهت برگرده

خیلی سختش کردی بهش قول اسباب بازی دادی بعد میخواستی بهش زور بگی خب خیلی بچه ی زرنگی بوده دوست نداشته حرف زور قبول کنه. یه لایک به دخترت که از الان زیر بار حرف زور نمیره در آینده آدم موفقی میشه. و با عرض پوزش یه دیسلایک به شما بخاطر جملاتی که باهاش بچه رو مخاطب قرار دادی. دلم شکسته و قلبمو شکوندی واقعا در حد بچه این سنی نیست گناه داره با این جملات احساساتش رو بازی نده

خب میگفتی بذار لباس بخریم بعدش چون مامان رو همراهی کردی تو خرید لباس برای اسباب بازی جایزه میخرم
منم اولین بار پسرمو با پسرم دوتایی رفتیم خرید لباس آخرش تو لباس فروشی ک اسباب بازی هم داشت ی سوسمار نشون داد گفت اینو بخر
منم گفتم باشه وایسا اینو پرو کنی منم برات جایزه میخرم

دیگه بعضی وقت ها شرایط باعث میشه ک آدم خودش مثل بچه ها باشه لجبازی کنه منم امروز یکم با پسر لج کردم و کوتاه نیومد
آخرسر هم بهش گفتم خسته ام کردی رایان هی نق میزنی
در حالی ک میگن نباید ب بچه این حرفو بگی احساس اضافه بودن می‌کنه و اعتماد ب نفسشو از دست میده

هیچوقت بهش دروغ نگو اعتمادشو بهت از دست میده
بچه ها با تمام وجود چیزی که ما میگیمو باور میکنن

دیگه بهش دروغ نگو
منم تجربش داشتم
تازه کوچیک تر بود
ما فک می‌بینیم نمیفهمن ولی خوب میفهمن
بنظرم ازش عذرخواهی کن بگو خسته بودی کلافه بدی خیلی حوب درکت میکنه و میبخشتت

عزیزم مقصر شما بودی نباید اینجوری میکردی ولی خب ناراحت نباش پیش میاد دیگه
ماشاا... ب این گل دختر 😍

سوال های مرتبط

مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
مامان مهرسام مامان مهرسام ۲ سالگی
سلام صبح بخیر، یه چیزی خیلی ذهنمو درگیر کرده، ما با یه خانواده ای رفت و آمد داریم، یعنی اینجوری بگم که اونا خیلی میان خونه ما، مثلا شاید اونا ۱۰بار بیان یه بار ما بریم، بعد یه پسری دارن نوجوانه به شدت مودب و آروم. اینا هفته ی پیش اومدن خونمون و مدت زمان طولانی هم موندن، یه سری اسباب بازی های کوچیک مهرسامو من دقیقا همون شب یادمه که آوردن و داشتن بازی میکردن ولی بعد رفتنشون چنتا تیکه از اسباب بازی هاش نیست، خونه رو زیر و رو کردم، اتاقشو زیر و رو کردیم ولی نیست که نیست، بعد اینا هم اولین بار نیست که میان خونمون ولی اولین باره وسیله از خونم کم شده، وسایل ها هم چیز قیمتی ای نیستا ولی همین که بی اجازه از خونم کم شده بهم حس نا امنی میده، بعد از اونا هم هیچ کس دیگه ای نیومده خونمون، نمیدونم شک من بهش درسته یا نه ولی اینقدر ذهنمو درگیر کرده که آخه چرا باید مثلا پسر تو اون سن همچین چیزای چرتی رو برداره، اینم بگم موقع تعویض لباس تو اتاق مهرسام بود بعد یه ساک ورزشی بزرگ هم دستش بود یعنی اگه میخواست راحت میتونست وسایل برداره، اینقدرم من این بچه رو دوست داشتم و واسش ارزش و احترام قائل بودم به خاطر مودب بودنش که اصلا نمیخوام قبول کنم که شک بهش کار درستیه، پدرمادرشم مثلا همون روز یه اسباب بازی کوچیک برای مهرسام آوردن من حس میکنم شاید حسادت کرده و برداشته، شما اگه جای من همچین شکی بکنین رفت و آمدتونو ادامه میدین؟ با این حال که اونا بیشتر بیان و شما کمتر برین؟
مامان همتا❤️ مامان همتا❤️ ۳ سالگی
سلام مامانا
می خوام یه سوال بپرسم ازتون
باور کنی اصلا نمی خوام توی حرفایی که میزنم کسی روقضاوت کنم یا نفی کنم
همتا یه دوستی داره که تقریبا ۱ ماه ازش بزرگتره
این بچه به شدت لوسه،و هر بار که رفتیم خونشون هر اسباب بازی که همتا برمیداره بازی کنه ازش میگیره و با گریه داد میزنه که ماله منه،حتی وقتی اومدن خونمون هم همین کارو کرد و اسباب بازی های همتا رو ازش می گرفت و می گفت ماله منه
نقاشی که می کشیدن توی صفحه همتا خط می کشید و نقاشی شو خراب می کرد،اگر چیزی به خواستش نباشه همتا رو میزنه یا چنگ میزنه
امروز خونشون بودیم و به شدت عصبانی کرد منو،حتی مامانش هم از دستش کلافه شد،و بهش گفت با این کارات هیچ دوستی پیدا نمی کنی
ولی همتا اصلا از این رفتارا نداره،کسی رو نمیزنه
اسباب بازی هاشو با همه تقسیم می کنه،حتی خوراکیش رو
عاشق بازی کردنه
دوست نداره بچه ایی گریه کنه
حالا مامانش بهم می گفت من دوست دادم دخترم با همتا دوست بمونه و هرجا خواستی مهد ثبت نام کنی به منم بگو
حالا اگر شما باشید این کارو می کنید
با توجه به اینکه این بچه امروز همتا رو کلافه کرد و نمیذاشت بازی کنه و گریه همتا رو درآورد
من حتی تصمیم گرفتم دیگه خونشون نرم
چون امروز بدجور بچم رو زد😭
همتا خیلی گریه کرد
تو رو خدا فکر نکنید من مامانی هستم که ایرادهای بچم رو نمی بینم،نه
ولی هرچی از این بچه گفتم خود واقعیش بود
ببخشید طولانی شد
#بچه
#پوشک
#اعصابخوردکن