سلام مامانا
می خوام یه سوال بپرسم ازتون
باور کنی اصلا نمی خوام توی حرفایی که میزنم کسی روقضاوت کنم یا نفی کنم
همتا یه دوستی داره که تقریبا ۱ ماه ازش بزرگتره
این بچه به شدت لوسه،و هر بار که رفتیم خونشون هر اسباب بازی که همتا برمیداره بازی کنه ازش میگیره و با گریه داد میزنه که ماله منه،حتی وقتی اومدن خونمون هم همین کارو کرد و اسباب بازی های همتا رو ازش می گرفت و می گفت ماله منه
نقاشی که می کشیدن توی صفحه همتا خط می کشید و نقاشی شو خراب می کرد،اگر چیزی به خواستش نباشه همتا رو میزنه یا چنگ میزنه
امروز خونشون بودیم و به شدت عصبانی کرد منو،حتی مامانش هم از دستش کلافه شد،و بهش گفت با این کارات هیچ دوستی پیدا نمی کنی
ولی همتا اصلا از این رفتارا نداره،کسی رو نمیزنه
اسباب بازی هاشو با همه تقسیم می کنه،حتی خوراکیش رو
عاشق بازی کردنه
دوست نداره بچه ایی گریه کنه
حالا مامانش بهم می گفت من دوست دادم دخترم با همتا دوست بمونه و هرجا خواستی مهد ثبت نام کنی به منم بگو
حالا اگر شما باشید این کارو می کنید
با توجه به اینکه این بچه امروز همتا رو کلافه کرد و نمیذاشت بازی کنه و گریه همتا رو درآورد
من حتی تصمیم گرفتم دیگه خونشون نرم
چون امروز بدجور بچم رو زد😭
همتا خیلی گریه کرد
تو رو خدا فکر نکنید من مامانی هستم که ایرادهای بچم رو نمی بینم،نه
ولی هرچی از این بچه گفتم خود واقعیش بود
ببخشید طولانی شد
#بچه
#پوشک
#اعصابخوردکن

۱۹ پاسخ

خیر همچین کاری نمیکردم
الویت عصاب خودمو بچمه
چرا چیزی درست نیست و نگه دارم براش
برعکس محدود میکنم

نه تا میتونی ازش فاصله بگیر. هیچی مهم تر از سلامت روان و آرامش بچه مون نیست.

من جات باشم اصلا دیگه رفت و امد نمیکنم باهاشون

نه، این بچه جلو چشم شما و مامانش بچه شما رو زده، دیگه میحوای تو مهد که شما دو نفر جلو چشمشون نیستید نزنه!؟؟ خب اونجا هم نه فقط بچه شما، شاید بقیه رو هم بزنه.
ببر جایی که خیالت راحت باشه، بعدشم بگو بابای همتا راضی نیست و نمیخواد این دوتا باهم باشن. بگو همتا خودش اومده چیزایی که دبده رو برا باباش تعریف کرده و باباش هم راضی نیست باهم باشن. اصلا خودتو ننداز وسط. بگو باباش نمیخواد. تمام.

ببین اینکه اسباب بازی هاشو از همتا میگیره طبیعی هست چون مال خودشه
ولی مال همتا رو هم روش مالکیت دغره باید مامانش وارد میشد و توضیح میداد که مال اون نیست پس اینحا مسکل مامانسه
و من باشم کناره گیری میکنم تا روان بچم در عذاب نباشه

به نظرم اینکار رو نکن

من باشم نه
تازه رفت و آمدم‌ هم‌کمتر میکنم

پسر من تا قبل عید مثل همتا مهربون و بخشنده بود
ولی از عید به این ور
به شدت خسیس و زورگو و لجباز شده

هیچ تغییر محیطی نداشته
و اقتضای سنش هست

اینو گفتم که احتمال بدی همتا هم ممکنه تغییر کنه

نمیشه بچه ی دوسالرو قضاوت کرد چون قطعا تا۶ماه دیگ ی اخلاق دیگ داره

نه اصلا
چرا دوباره باعث آزار خودت و دخترت بشی
بنظرم که رفت و امد هم نکن باهاش که بفهمه نمیخوای دیگه بچه ها کنار هم باشن

علاوه بر اینکه بچمو ثبت نام نمیکنم باهاش مهد
حتا رفت و امدمم باهاش تموم میکنم
چون بچتون کاملا رفتار و اخلاقش مثل اون میشه و دیگه نمیتونید جلوشو بگیرید

ومن خواهرم دیدم به خاطر دعوا بچه ها از هم دور میمونن تا یکم بزرگترشن عاقلشن مجبور نیستی که جانم بگو چون بچم اذیت میشه یکم رفت امد کمتر کنید کلا قطع کنید

نه عزیزم منم بودم دیگه نمیذاشتم همو ببینن
دختر من رو اسباب بازی هاش اینجوریه بعضی چیزا رو اصلا قبول نمیکنه اجازه بده کسی برداره و میگه مال منه
ولی زدن و اینا اصلاا بچه زدن نیست ولی گریه خیلیی🥲
یا بازی رو خیلیی دوست داره با بچه ها و دوست داره قشنگ بازی کنن ولی بچه های خواهرم هم سن و سالشن بلد نیستن بازی کنن درست یا میزنن دخترمو یا دعوا میکنن خیلی کم هم بازی میکنن. ولی به هر حال نیمتوتنیم رابطه خانوادگی رو قطع کنیم به خاطر بچه ها
من خیلی دوست دارم یه دوست براش پیدا کنم مثل خودش بی آزار باشه

عزیزم درسته بچشون نسبت به همتا جون خیلی فرق میکنه ولی مادرش گناهی نداره . دیدی که اونم درمونده شده از اولادش .. ولی قطع ارتباط نکن رابطتونو محدود کن .. بچه ها باهم فرق میکنن یکی شوخه یکی آروم یکی ام لوس و زور گو .. گذشتِ زمان شاید همه چی رو درست کنه .. اگر مادرش خانومِ خوبیه چرا باید یک بچه ی ۲ ساله مانعِ ارتباطِ مادرش با دیگران باشه؟ شما حتی میتونی باهاش حرف بزنی بگی انشاالله به مرور بچش خوب میشه عزیزم

نه عزیزم، مگه مجبوری همچین کاری کنی

گذشتهاز اینا اون بچه ی کم شخصیتش اینجوری شکل گرفته ک با گریه یازورگویش کارش پیش میبره اگه همیشه با همتا باشه شخصیت همتا هرطوری اون بخواد شکل میگیره مثلا اون همیشه دستور میده یا همه چیز خوب مال خودش میکنه دیدم تو اطرافیانم

عزیزم پسر منم یه دوست داره دقیقا اینجوریه حالا اینکه اسباب بازی میگیره هیچی دخالت نمیکنم ولی فوق العاده دست بزن داره پارک که میریم کاری باهم ندارن ولی خودنه نه منم نمیرم دیگه چون حس میکنم ببخشیدا پسرم تو سری خور میشه همش قرار باشه از دوستش کتک بخوره رو اعتماد بنفسش تاثیر میزاره

نهههه اصلا نمیگم
دختر منم بضی وقتا رو اسباب بازهاش ایجور میکنه منم اعصابم خراب میشه
ولی واسه خوراکی اصن ایجور نی خداروشکر هرچی بهش دادم میگه مثلا برا اینم بده

والاحق داری روروحیه بچتم تاثیرمیزاره ازاونورم شایدکارای بدشودخترتم یادگرفت ولی درکل بچس هرچی بزرگتربشه خوب میشه

سوال های مرتبط

مامان همتا❤️ مامان همتا❤️ ۳ سالگی
مامان رایان مامان رایان ۴ سالگی
تجربه شخصی:من از یک سالگی جیش رو گفتم و یک سال و نیم کلا دیگه پوشک نشدم. ولی الان از دستشویی رفتن بیزارم.شاید اون موقع برام زود بوده. مامانم با خوشحالی میگه حتی شبا اصرار می کردی که حتما ببریمت دستشویی و از پوشک شدن بدت میومد. خب اینا باعث شده مامان من به اشتباه فکر کنه من آمادگی دارم. نتیجه اینکه الان تا جایی که بشه اغلب خودم رو نگه می دارم. یا دائم برای خودم کار ديگه می تراشم که نرم سرویس. مشکلات زیادی ام بابتش پیدا کردم. سنگ کلیه و یبوست و سندروم روده و ...
پس اینکه بچه ها درمقابل پوشک شدن مقاومت می کنن خیلی طبیعی و گذراست و اصلا نشونه آمادگی نیست.
دوستان نه روح و روان بچه رو به بازی بگیرید نه خودتون رو اذیت کنید و نه خونه تون رو به جیش و پی پی بکشید‌
خودش اتفاق می افته همونطور که توی عکس نوشته توضیح دادم.
شما فکر می کنید وقتی بچه مداوم خطا داره همین که سرش داد نمی زنید خوبه ولی اون احساس می کنه نتونسته کار درست رو انجام بده. و کم کم اعتماد به نفسش از بین می ره چون شما دارید بهش می گید نباید توی شلوارت جیش و پی پی کنی باید بریم دستشویی درحالی که اون خودش می دونه فقط بدنش برای این خود کنترلی هنوز آماده نیست و کاری از دستش برنمیاد جز حس ناتوانی و عدم اعتماد به نفس که تا بزرگسالی همراهش خواهد بود و ممکنه باعث خیلی از شکست هاش بشه درحالی که نه خودش و نه شما نمی دونید ریشه ش همین اصرار به زود گرفتن از پوشک بوده. .و اینکه تند تند بردن به دستشویی و اینطور عادت دادن هم از نظر روانشناسی کودک رد شده.
خود بچه کم کم آمادگی پیدا می کنه.
اینجا زیاد دیدم که می گن یهو پوشک نکردیم بچه مون سه چهار روز یا پی پی نکرده‌!
این دیگه اوج نا آگاهی یک مادر هست!