بچه ها تجربه زایمانم اونایی که طبیعی هستین شاید بدرد تون بخوره من خیلی پیاده روی و تحرک داشتم این ۲ماه آخر ۳۹هفته ۲ روز رفتم معاینه تحریکی دکتر برام انجام داد درد داشتم ولی کم بود درحد پریودی و تا ۳روز بعدش لک میدیدم و یک سانت بودم بعدش لکه هام قط شد و فقط ترشحات موکوسی زیاد میدیدم یعنی خیلی زیاد بود زدم نت دیدم میگه اگه زیاد باشه خوبه یعنی رحم داره آماده میشه برا زایمان ،بعد ۴۰ هفته و یک روز بودم ۴ ساعت پیاده روی کردم پله میرفتم میومدم ناراحت بودم چون فرداش قرار بود برم بدون درد دیگه زایمان کنم چون دکتر دیگه ختم بارداری بهم داده بود همش خدا خدا میکردم که تا صب دردم بگیره شب بود دخترمو خابوندم خابم نبرد پاشدم از رو چهار پایه میرفتم بالا آروم می‌پریدم بعد یه ساعت دیدم یهو یکم آب ازم اومد خوشحال شدم گفتم انشالله دیگ زایمان کنم بعدش کم کم دیگه دردام شروع شدن چون شب بود و بیمارستان دور بود

۵ پاسخ

معاینه تحریکی چجوریه😰😰😰🌝🌝

بعد از تاریخ سنوگرافی اولم برم؟بیمارستان؟یا سنو اخرم‌اخه تاریخ هاش فرق میکنه.تاریخ پریودمم مشخش نیست

من ۳۹ هفته ۵ روزمه و هیج درد و علائمی ندارم جیکار کنم

واییی از رو‌چهار پایه میپریدی چجوری اخههه زن🤨😂

وای چه حس عجیبی 🙂🥹

سوال های مرتبط

مامان مهیار🤍 مامان مهیار🤍 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سلام بعد از 4 شب بی خوابی
خب من کلا ده روزی بود ورزش رو شروع کرده بودم اما کم روزی نیم ساعت پیاده روی فقط
این دو سه شب آخر دیگ کردم روزی دو ساعت پیاده روی 100تا اسکات و حموم آب گرم
و شیاف گل مغربی شب آخر دوتا گذاشتم و بعدشم رابطه بدون جلوگیری داشتیم بعد از رابطه دردام شروع شد ساعت 1 شب بود گرفت تا ساعت 6 دیدم ول نکرد و چون تجربه نداشتم کسیم پیشم نبود با همون درد رفتم بیمارستان که معاینه کرد گفت یه سانت نیمی برو بعدظهر بیا بعد ظهر رفتم همون بود ولی چون ظربان بچه نا منظم بود گفت ختم بارداری که چون مهیار تو سونوش‌ اکوژن قلب نشون داد و اون بیمارستان متخصص اطفال نداشت باید میرفتم یه شهر دیگ(شیروان) رفتیم اونجا گف دو سانتی ضربان بچه هم خوب شده و ما زیر سه سانت بستری نمی‌کنیم دیگ گف برو پیاده روی کن دور بیمارستان سه سانت بشی بستری کنیم من درد داشتم ولی هر سه چهار دقیقه می‌گرفت ول میکرد
رفتم قدم زدم ساعت ۱۲ شب رفتم ولی بازم دو سانت بودم
مامان آراد جون مامان آراد جون ۴ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان رادمان مامان رادمان روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم
عزیزم من ۳۸و۴ روز بودم زایمان کردم ولی خودم به خودم کمک کردم برای ۵ مرداد میخاستم زایمان کنم ۴ مرداد یک ساعت پیاده روی کردم بعد رابطه بدون جلوگیری داشتم و دکترم همون روز معاینه تحریکی کرد بعدش رفتم ۳ دور ۱۰ طبقه پله ها روبالا پایین کردم دمنوش گل گاوزبان خوردم بعدش یک لیوان شربت خاکشیر و گلاب و زعفران کم که دیگه دردم یکم بیشتر شد صبحش ساعت ۵ یکم درد داشتم رفتم بیمارستان گفت ۲ سانتی سریع دمنوش تخم شوید برده بودم اونو خوردم دوباره معاینه کرد گفت ۳ سانتی و من رفتم ۴۰ دقیقه دوباره کوه پیاده روی کردم و رفتم گفت بستری ماما همرامو گفتم اومد دیگه ورزش شروع کرد و هی معاینه می‌کردن میگفتن همون ۳ سانتی دیگه انقد ورزش کردم با درد دیگه آمپول فشار زدن که دردم تند شد و بازم فقط ورزش میکردم و نفسای عمیق زیاد می‌کشیدم مخصوصاً دردم که می‌گرفت انقد نفس کشیدم که جون نداشتم داد بزنم دیگه ۴ اپیدورال زدن که من انگار از آسمون افتادم زمین خدایا انقد خوب بود که دیگه چندین بااااار معاینه تحریکی کردن متوجه نمی‌شدم اصلا هیچی رو دیگه نفهمیدم از درد و اینبار بیشتر ورزش میکردم چون درد نداشتم و شاید تو یک ساعت سریع فول شدم و موقع زور زدن یکم فشار بهم اومد چون دیگه بی حسی رو بهم تزریق نکردن که بتونم زور بزنم و بعد چندتا زور زیاد واقعا همکاری کردم زایمان کردم خداروشکر.
حتما حتما اگر طبیعی هستید اپیدورال بزنید هیچ عوارضی هم نداره و من حتی سردرد هم نگرفتم چون مایعات زیاد خوردم.