#تجربه زایمان
پارت۱


من هفته۳۷رو رد کردم و اصلا هیچ دردی حتی ماه درد نداشتم
دیگه پیاده روی رو شروع کردم یکساعت صبح یکساعت شب دکتر رفتم کپسول گل مغربی داد یکی بخورم یکی شیاف کنم اما هیچ انگار نه انگار خلاصه رسیدم ۳۸ هفته بازم همه کار کردم پله رفتم اسکات زدم پیاده روی دوش ابگرم شدم ۳۸ هفته و ۴روز رفتم پیش دکترم معاینه کرد گفت یکسانتی ولی هنوز ۲هفته دیگه جا داری اما برام معاینه تحریکی انجام داد و من ۳۹هفته دقیقا صبح ساعت ۵کیسه ابم پاره شد و رفتم دکتر ساعت ۶پذیرش کردن و من ۳سانت بودم و ۴سانت ک شدم مامای همراه گرفتم و ورزش کردم تااا ساعت ۷ بعدش امپول بی دردی گرفتم خوابم برد تا ۸و نیم ک بیدار شدم درد نداشتم بخاطر امپول فقد فشار میومد بهم و انقباض داشتم و ساعت ۹، ۸سانت شدم و ساعت ۹:۲۵زایمان کردم


قبلش تنفس هارو تمرین کردم و استرس نداشتم اصلا
مامای همراه و امپول خیلی کمک کنندس..
اصلا فکر نمیکردم همچین زایمان اولِ خوبی داشته باشم
دکترمم خیلی خیلی کارش خوب بود راضیم صددد بودن
خانم دکتر عصمت روحبخش❤ک خیلی خیلی عالی بود سر، زایمانمم اومد

بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری

۵ پاسخ

سلام عزیزم بسلامتی هزینه بیمارستان اینا چقدر چون بیمه منم مسلح میخام برم امام حسین واسه زایمان ماما همراه اینا با امپول چقدر شد

آمپول چی زدید خوبه واقن تو دولتی بگیم میزنن؟

خداروشکر عزیزم که زایمان خوبی داشتی و راضی بودی از دکترت
منم بی دردی زدم ولی خیلی درد داشتم 😂 ولی بیشترشو بیهوش بودم
چندتا بخیه خوردی ؟ نی نی خانم چند کیلو بود ؟

وای چقدر خوب
واسه منم دعا کن

به سلامتی عزیزم خداروشکر 🙏🙏🙏🙏

سوال های مرتبط

مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم
مامان آوا 🌱 مامان آوا 🌱 ۱ ماهگی
تجربه زایمانم:
من از ۳۵ هفته ورزش و پیاده روی رو شروع کردم و قصدم طبیعی بود از اول، از ۳۷ هفته هرچی معاینه شدم دهانه رحمم بسته و خلف بود و سر بچه فلوت بود. خلاصه ۱۸ تیر روز سه شنبه ۴۰ هفته و یک روز رفتم بیمارستان و بدون درد و هیچ انقباضی با دهانه رحم بسته و خلف بستری شدم، از ۹ صبح تا ۹ شب بهم آمپول فشار وصل کردن اما ۹ شب که معاینه شدم یک سانت هم باز نشده بودم حتی در طول روز یه انقباض و درد هم نداشتم، آمپول فشار و برام قطع کردن و باز ۶ صبح با دوز دوبرابر برام وصل کردن تا یک ظهر معاینه شدم و تازه یک سانت باز شده بودم، اون مدت تو یه اتاق تک و تنها بدون همراه و گوشی و حتی پنجره‌ای که بتونم بیرون رو نگاه کنم بودم و از لحاظ روحی بشدت بهم ریخته بودم، ساعت یک ظهر با یک سانت باز بودن کیسه آبم رو خودشون پاره کردن تا دردام شروع بشه، من از یک ظهر تا ۷ غروب درد کشیدم که باز هم شدید نبود ساعت ۸ شب معاینه شدم توسط دکتر شیفت که شده بودم ۲ سانت، چقدر التماسش کردم که عملم کنه اما نکرد.
(بقیه تو کامنت می‌ذارم.)

بارداری بارداری بارداری
مامان آروکو💙🫀 مامان آروکو💙🫀 ۱۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی✅️
میخوام خلاصش کنم من از هفته ۳۵ پیاده روی رو شروع کردم روزی یک ساعت از هفته ۳۷ روزش هم شروع کردم از هفته ۳۸ بارداری هرروز روی سه بار دمنوش گل گاوزبون اویش و تخم شوید روزی سه بار پیاده روی تند ۲۰ دیقه و ورزش های بارداری ۳۸ هفته ۱ سانت بودم اینجوری ادامه دادم ۳۹ هفته بودم صبح پاشیدم ۴۰ دقیقه پیاده روی خیلی تند کردم بعدش رفتم خونه یکم خوابیدم با درد پاشدم نمیدونستم درد زایمانه تا شب همین جوری دردام داشت شدید میشد رفتم زایشگاه معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی برو خونه دیگع تا صبح درد کشیدم صبح باز همون بودم دیگع امدم صبح ۲ ساعت رفتم زیر دوش اب گرم ورزش کردم اسکات ۵۰ تا رفتم سجده رفتم دردم اروم میشد ووقتی زیر اب گرم بودم دیگع دردام یکم شدید شد رفتم زایشگاه دوبارع معاینه کرد ۶ سانت بودم دیگه تا کار های بستری درست شد شدم هفت هشت سانت دیگه رفتم روی تخت امپول فشارم بهم نزدن واقعن درد های ک میامد سراقم قابل کنترل بود. هر یک دیقه میگرفت به مدت ۳۰ ثاینه اون ۳۰ سانیع رو باید تحمل کنی جیغ نزنی مشکل من فقط اینجا بود ک بلد نبودم زور بزنم دیگه خانومه گفت زور یه سره بزن منم چنتا زور زدم سرش امد بیرون دیگه همه دردم هام رفت راحت شدم اما بخیه زیاد خورم موقه بخیه زدن خیلی دردم امد دیگه خلاصه زایمان طبیعی خیلی خیلی بهتراز سزارین هست