۶ پاسخ

شوهر من ک دیگ نگم انگار بچه رو از خونه بابام آوردم یه مادرشوهری دارم ک اونم انگار دکتر بوده تاالان نمی‌دونستم فقط مطب نداره وقتی ام بچه رو میگیره یا دستشو میده میخوره بهشون گفتم نکنین دست بچه رو ندین دهنش الان دخترم دستش همینجوری دهنش یا گفتم تو پتو نخوابون خیرندیده یادش داد من انداخت تو بدبختی خودش میگه سه تا بچه رو بزرگ کردم کاش از من بدتر بزرگ نمی‌کردی هر کدوم ذات خرابتراز اون یکی

عزیزم همه ما تو همین شرایط هستیم فقط خوابشون نمیاد همین
من ازامشب تصمیم گرفتم انتظار از هیچکسی نداشته باشم هیچکس

فقط از خدا می‌خوام بهم توانایی بده چند برابر

نمیتونم دیگه خیلی خوابم میاد 😥😥😥

اگه گریه اینا نمیکنه عادیه الان دختر منم امروز اینجوری بود فقط بغل میخواست نمیخوابید

هیچکسم درک نمیکنه بقران نمیگه این زن خستس

یعنی دیگ بدنم بی حسه دخترم یه هفتس بد خواب شده تا بود برای کریر بعد برای لندو گریه میکرد عادتش داده بودم رو پاهام بخوابه مادرشوهرم گفت بزارین رو پتو الان غش می‌کنه برای اینکه بزاریم تو منم مچ دستاموکمرم درد می‌کنه

سوال های مرتبط