۸ پاسخ

عزیزم دکتر چند هفته عملت کرد و چه روز هایی عمل می‌کنه مسلمین ؟نگفت برو پیوند ؟

سلام عزیزم ببخشید دکترتون کی بود ؟؟

سلام عزیزم ،بسلامتی، قدمش مبارک باشه ،بی حس شدین یا بی هوش شدین؟؟؟

پس انگار خیلی بصرفه تر از بیمارستانای دیگه است من دکترم شهریورع بیمارستانای عمل میکنه شبی ۶۵ میگیرن مجبورم برم بهشتی

قدمش مبارک بانو،بیمه تون چی بود؟؟

مبارک باشه
من مسلمین زایمان کردم برعکس شما از خود دکتر راضی نبودم دکتر بهناز کرمی ولی بعدش پرستارا ده دقیقه یکبار بهم سر میزدن و رسیدگی

سلام عزیز قدمش مبارک بیمتون چی بود

مبارک و خوش قدم 😍🤲
سزارین اجباری بودین ،؟؟ ببخشید میپرسم با بیمه اینا چقد هزینه تون شد؟؟

سوال های مرتبط

مامان آرمان مامان آرمان ۹ ماهگی
مامان کوروش مامان کوروش ۸ ماهگی
سلام خانوما بعد 10 روز اومدم تجربیات بگم

دکترم فریبا حقی بود خیلی عالی بود راضی بودم ازشون واقعا دکتر خیلی خوبیه از همه لحاظ و من سزارین اختیاری بودم 15 تومن گرفتن
و اینکه بیمارستان موسی بن جعفر بودم بیمارستانه همچی خوبی نبود بعضیاشون رفتارشون مثل سگ بود صحبت میکردی جوابتو نمیدادن
و من صبح ساعت 9 بیمارستان بودم کارامو کردم شد 10 نیم بستری شدم اومدن سوند سرم اینا وصل کردم لباس پوشیدم ساعت دو دکتر اومد رفتم اتاق عمل اتاق عمل خیلی باحال بود اولین بار بود ک رفتم 😂و دراز کشیدم میخاستن گولم بزنن گفتن بیهوشی گفتم نه من بیهوشی نمیخام درد بعدش نمیتونم تحمل کنم بی حس میخام دیگ دکتر اومد بی حسی زد اصلا درد نداشت فقط نباید تکون بخوری ساعت 2:40کوروشم بدنیا اومد خداروشکر همه چی خوب بود و بخیه هم جذبی زدم خانم دکتر گفتن جذبی بهتره واقعا جذبی بهتره و اونایی ک بیهوشی بودن تو ریکاوری جیغ میزدن اه ناله من نه دراز کشیده😂آروم 6 بار شکمم فشار دادن فقط 5 پرستار عوضی خیلی بد فشار داد و اینکه چسب بخیه اومد پرستار عوض کنه برام خیلی بد عوض کرد راضی نبودم طوری زده بود ک رون پام گرفته بود و پام سوخته بود این خیلی اذیتم کردحتما جای دکترم برم ازش شکایت میکنم وگرنه اصلا درد نداشتم زایمان خیلی راحتی داشتم واقعا عالی بود برگردم عقب حتما سزارین انتحاب میکنم و بخیه جذبی
و هزینه بیمارستان هم 50 تومن شد
مامان پرنسس دیناز مامان پرنسس دیناز ۲ ماهگی
تجربه ی سزارینم بیمارستان پارسا تهران.
خلاصشو بخوام بگم اینه که فکرمیکنم اشتباهم انتخاب سزارین بود یعنی علنا گفتم پول میدم سلاخیم کنید ولی طبیعی نیارم بخاطر اینکه با دوانگشت معاینم نکنن.دست دکتر کریمی برای همه سبک بود دکتر خیلی خوبیه و خیلی بخیه های ظریفی برام زده و اصلا مشخص نیستش.رسیدگی های پرستارا هم خیلی خوب بود. مربی شیردهی داشتن یکی یکی ب نوبت برای هرکاری ک داشتی رسیدگی میکردن هرنفری برای خودش یه ماما و پرستار بخصوصی داشت که تواون شیفت ۲۴ ساعت در خدمتش بود. همه دلسوز و مسئولیت پذیر، ولی سزارین بمن نساخت من خیلی اذیت شدم. تو اتاق عمل همه آقاهستن و یک خانوم که دکتر خودت باشه.خیلی معذب بودم. خیلی حالم بد شد وسط عمل دنیا دور سرم چرخید اکسیژن کم اوردم از اول تا اخرش التماس میکردم تمومش کنید بااینکه بیحس بودم وسط عمل غش کردم بالا اوردم.بعدشم ک تموم شد درد عالمو کشیدم من سزارین اختیاری بودم از طبیعی وحشت داشتم ولی یجورایی پشیمونم ک طبیعی رو انتخاب نکردم علنا گفتم پول میدم هفت لایه شکممو ببرید تا دهنم سرویس شه خیلی اصرار داشتم رو سز اختیاری بدن من برای سزارین مناسب نبود اما بیمارستانش عالی بود دکتر کریمی هم خیلی ماهر و فرزه توی کارش. فکر میکنم ۱۰ دقیقه ای تموم شد عملم...
از هزینش هم بگم برای اونایی که خواستن کلا ۸۵ تومن شد و بیمه تکمیلی ۳۵ تومنشو آنلاین کسر کرد و پرداختیمون ۵۰ تومن بود. ساک زایمان و هیچی هم اجباری نبود میل خودت بود بگیری یانگیری بابت هر همراه که شب باهات بمونه هم ۱۷۰۰ میگیرن..غذاهاش عالی و باکیفیت. و صبحانه چند نمونه با تنوع. هم خیلی بهم سخت گذشت هم خوب گذشت ازبابت رسیدگی ها. همین
مامان سورنا مامان سورنا ۳ ماهگی
پارت هفتم
تجربه زایمان:وقتی ب تکنسین گفتم که درد طبیعی کشیدم و بچه داره بهم فشار میاره سر بیرون اومدن تازه متوجه حالم شد ازم خواست تاروی اون صندلیای انتظار بشینم.گف نگران نباشم سریع میفرستنم اتاق عمل.همون موقع ی پرستار دیگه اومد و گف اتاق عمل رو برای دکتر فلانی اماده کردن ک قرار مریضشو عمل کنه😕 همون دکتری ک تو زایشگاه اسمشو میاوردن قرار مریضشو عمل کنه و من بعد اون هستم😑😑😑😑 انگار قرار نبود این داستان تموم بشه..دوباره دلشوره اضطراب کل وجودمو گرف...حالم خیلی بد بود..ترس...درد...فشار....استرس و اضطراب هرلحظه زایمان‌کردن🥺🥺🥺 اون پرستار رف اون داخل و انگار با اونا حرف زد ک شرایط من اورژانسی هس و من اول عمل شم.همون موق دکترمم اومد رف اون داخل...
از وضع خودم بخوام بگم که خیلی ناجور بودم ب پهنای صورتم اشک میریختم اب بینیم راه افتاده بود از درد ب خودم میپیچیدم ی سوندم بهم وصل بود اون مخزنشو داده بودن دستم سختم بود رو صندلی بشینم اون شلواری ک نصفه پام‌کرده بودن ازپام افتاده بود پایین و اونقد دردم زیاد بود نمیتونستم اینارو باهم‌کنترل کنم.(از لحاظ شخصیتی خیلی نازک نارنجی ام و تاحالا تو همچین شرایطی قرار نگرفته بودم واسه همین خیلی تو عذاب بودم) روب روی اون صندلی های انتظار ی پنجره بود ک از اونجا شوهرمو صدا کرده بودن بیاد امضا بزنه واسه عمل اما من متوجه نشده بودم..ی لحظه دیدم شوهرم اومد اونجا....ادامه