۴ پاسخ

منم ۱ سال ۷ ماه فهمیدم...اصلا باور نمی‌کردم سه چهار روز همش گریه میکردم....کم کم کنار اومدم...بعد یه مدت کوتاه مجبور شدم شیر دخترم بگیرم...شیره خودم می‌خورد..کلا خیلی دوران سختی بود..‌ولی خدارو شکر چالش به خوبی گذشت...مبارکت باشه همه چیزو به خدا بسپر

به شدت سخته دل سوختن نه جون نداری بچه نگه داری کلافه میشم همش میگم عجب غلطی راه برگشتم نداشت یعنی دلشو نداشتم سقط کنم

هر گلی یه بویی داره، ی جایی خوندم نوشته بود باید ب تک تک بچه ها بفهمانیم ک هرکدوم واس ما ب خودی خود منحصربفرد هستن

هنوز ک مطمعن نیسی‌

سوال های مرتبط