۲۹ پاسخ

عزیزم رسیدین بیمارستان ؟ چی شده بود ؟

عزیزم چی شد؟؟؟؟

ان شاالله ک خیره چیزی نبست شاید کسیو بالا سرش میخان ک گفتن بری

چی شد عزیزم
شوهرت در چ حاله؟

گلم تو فکرتیم چه خبر

خدا کمکش کنع عزیزم
ایشالا ک ب خیر بگذره

عزیزم ایشالله هیچی نمیشه

خیره عزیزم نگران نشو

انشالله خیره عزیزمم

چی شد گلم رسیدی

ان شاءالله به خیر بگذره عزیزم خبر بده

انشاالله که از بلا دوره

انشالله خیره عزیزم ، مارو بی خبر نزار دلم شور زد

عزیزم چیزی نیس انشالله خب تصادف‌ کرده باید همراه داشته باشه به دلت بد راه نده

چی شد خبر بده

انشالله ک چیزی نیس و همراه میخواد

انشالله ک خیره

خدا کنه چیزیش نباشه
بی خبر نزار مارو

حتما همراه میخان واس امضا حراحی این چیزاایشالا چیزی نیست

عزیزم چه سخته رسیدی بیمارستان انشالله که جیزی نیست

نگران نباش عزیزم
ان شاءالله که سالم برگردن خونه

انشالا که خیره بد به دلت راه نده توکلت به خدا باشه

توکلت به خدا باشه

چیشد عزیزم نرسیدی ؟

حتما نیاز به همراه داشته نگران نباش انشاالله خیره

خیره انشالله که سالمه
شاید برای بستری و اینا به کسی احتیاج دارن

انشالله ک خیره

نگران نباش توکل کن عزیزم بلا ازش دور ان شاءالله

انشالله که چیز مهمی نیست صلوات بفرست به خدا توکل کن

سوال های مرتبط

مامان نازنین مامان نازنین ۲ سالگی
خدا راه هیچ کس رو به بیمارستان باز نکنه
مردم و زنده شدم تا برسم بیمارستان
قرار بود شوهرم ظهر بیاد برم ارایشگاه
شب هم بلیط داشتیم منو دخترم بریم شهرستان
تو راه با موتور میومده
یه مرده با شاسی بلند زده بهش و دررفته
پلیس گرفته طرف مست بوده
ظهر همسرم زنگ زد گفت من دیر بیام ارایشگاهو کنسل کن . دیدم صدا همهمه و شلوغی میاد
گفتم چیشده گفت هیچی موتورم خورده زمین
اصلا اینو گفت من دلشوره هام شروع کن
گفتم تو رو خدا چیشده گفت هیچی نشده خوبم
گفت شماره همکارمو بفرست بیاد
چون ما اینجا تهران هیچ کس رو نداریم. دیگه همکارش سریع با موتور خودشو رسونده بود . زنگ زد بهم گواهینامشو بفرست . گفتم تو رو خدا چیشده گفت هیچی نگران نباش
اینو گفت دیگه بیشتر دلشوره گرفتم
زنگ زدم به اون یکی همکارش گفتم تو رو خدا بگو کدوم بیمارستان .
زن همکارش زنگ زد گفت بیا خونمون لازم شد با هم میریم . گفتم نه . حتما یه چیزی شده. باید برم ببینمش.
دیگه سریع اماده شدم راهی بیمارستان
ما خونمون نارمکه برده بودنش بیمارستان شهدای تجریش.
مسیر اونجا هم به شدت ترافیکه. یه ساعت طول کشید. توو مسیر از بیمارستان زنگ زدن همسر فلانی؟
گفتم یا خدا چه بلایی سرش اومده
امام حسینو قسم دادم به بچم رحم کن.
در بیمارستان تا اورژانس پیاده خیلی راهه من نمیدوستم کجا باید پیاده شم
کلی راه بچه رو بغل کردم دویدم . خدا رو قسم میدادم به عظمتش بهم رحم کنه. بلایی سر شوهرم نیاد . هیچ کسو ندارم بدبخت میشم
رفتیم داخل شوهرمو رو تخت دیدم داشتم دیوونه میشدم زدم زیر گریه
خیلییییی لحظات بدی بود خدا برا دشمن ادم هم نیاره
همه جاش زخمی بسته خونی


فرزندپروری شیر پوشک سونو مادر انومالی رفلاکس