۱۱ پاسخ

وای ادم چ حرص میخوره خوب جوابشو دادی چ طوری روشون میش اخه انقد وارد زندگی مردم بشن خیلی از بهداشت بدم میاد الان باز خوبن قبلنا یادمه اخلاقشون خیلی بدبود
منم یادمه اون دورانو رو دستمال کاغذی هم میزدن فرزند‌کمتر زندگی بهتر

وای‌ منم‌ آمپول‌ یه‌ ماهه‌‌ زدم‌ دارم میمیرم از‌ استرس. نگنه‌‌ جلوگیری نکنه‌‌ حامله‌ شم

بگو خیلی مملکت گل بلبلی برامون ساختی که بچه بیاریم 😅

کلا من هر دفعه بهداشت میرم میام روانم بهم میریزه
وقتایی ک مراقبت داره رایان، غم عالم میاد سراغم
یه زنه اونجاست از همین مدله
هووووف
باز نشسته هم نمیشن

میگفتی عن تو دهنت چی ب تو میرسه

وای دلم میخاد کسی که این حرفو میزنه پاره کنم

مرکز بهداشت پر از ادم بی سواد و بیشعوره

منم دخترمو بردم مراقبت می‌گفت دومی بیار داره دیر میشه زنیکه فضول😑

مامورای بهداشت یجوری رفتار میکنن انگار برای حاملگی‌ما پورسانت میگیرن

من بچه بودم هنوز هیچی از رابطه اینا نمیدونسم از بهداشت اومده بودن دم خونه ، من اون زمان با عمه ام زندگی میکردم اون نمیرفت دم در منو فرستاد اونم میگفت مامانتو بگو بیاد میگفتم نمیتونه سر نمازه ، بعد شروع کرده بود از من میپرسید روش جلوگیری مامانت چیه 😕 من هم از همه جا بیخبر نمیدونسم چی به چیه اه چقد پیله و نفهم بودن

روی روغن جامدم مینوشت فرزند کمتر زندکب بهتر 😂

سوال های مرتبط

مامان noyan مامان noyan ۲ سالگی
مهد کودک که میریم یه فضای خانه بازی داره که من اونجا هستم و اکثر بچه ها رو می بینم
یه پسر بچه هست که پیش دبستانی ِ

نه فرم لباسش مثل بقیه س نه رفتارش
از صحبت ها متوجه شدم که بچه طلاق هست و پدرش هم به شدت خشونت داره
امروز مادرش اومده بود به دیدنش
نگم این بچه شلوغ و حرف گوش نکن چقدر تو آغوش مادرش آروم گرفته بود و به همه میگفت ببینید مامانم اومده 🥹🥹

اینا رو گفتم
وقتی کسی میاد اینجا از زندگیش میگه از شوهرش میگه درد و دلی میکنه خواهشا براش نسخه طلاق نپیچید نیاد بگید من جای تو بودم ادبش میکردم میرفتم خونه بابام ولش میکردم مردک رو؟
قبل گفتن هر جمله ای اول نگاه کن ببین بچه داره
متوجه باشید هر تنش و ناراحتی و دوری بچه تو این سن از پدر و مادر خیلی بار روانی برای بچه داره
خواهشا کسی رو هوایی نکنید
اینو گفتم چون خیلی تو تاپیک ها دیدم ، خودمون هم می دونیم هر کدوم ما یه ایرادی داریم
گاهی بخاطر بچه هامون باید تو زندگی کوتاه بیایم  چون مسئول روان بچه هامون هستیم
مامان آروین مامان آروین ۲ سالگی
دیروز پسرمو بردم سونوگرافی دکتر افشین محمدی ،چقدر یک ادم میتونه بیشرف باشه همین که رفتیم تو به دکتر شکلات دادم که بده به آروین که کمی از ترسش کم بشه شکلات رو انداخت اونور بعد که سونوگرافی کرد گفتم دکتر ،ما برای سونوگرافی غدد لنفاوی اومدیم گفت نه دکتر فقط نوشته تیروئید ،گفتم اصلا مشکل ما نیروئید نیست میگه خانم من با تو بحث نمیکنم هر چی دکتر گفته اونه گفتم منشیت درست ننوشته قبول نکرد گفتم پس تو سونو کن من هزینشو ازاد میدم گفت نه من ازاد سونو نمیکنم آروین هم اونقدر که گریه کرده بود نمیتونستم نگهش دارم گفتم اخه من چطور دوباره اینو با این وضع بیارم ،برگشته میگه اونم مشکل خودتونه
رفتم بیرون نسخه الکترونیک آروین رو دیدم ،دیدم که دکتر نوشته غدد لنفاوی رفتم با منشیش دعوا کردم میگه من از همسرت پرسیدم اون گفت تیروئید گفتم اگه میخواستی از همسرم بپرسی غلط میکنی پس از من نسخه میخوای
خلاصه نه پولمو دادن نه دکتر دوباره سونو کردش دوباره هزینه کردم و با اون وضعیت ترس و وحشت بچه دوباره رفتیم یه سونو دیگه
اعصابم به قدری خراب بود تا شب دستام میلرزید🤦🏻‍♀️