نمیدونم من کم طاقت شدم یا پسرم خیلی بداخلاق و تو مخی شده ...همینجور صبح که از خواب بیدار میشه با بداخلاقی و نق نق چشماش رو باز میکنه میگه تلویزیون روشن کن گوشی بده ...صبحانه اینو نمیخورم اونو نمیخورم حتما باید فلان چیز باشه...مهد کودک نمیرم ...همینجور غرغر تا آخرشب همش میپرسه غذا چی داریم بعد میگه نمیخورم دوست ندارم فلان غذا رو درست کن... بیرون بریم برای اسباب بازی و خوراکی لج میکنه گریه و زاری باید برام بخری ...اصلا تنهایی بازی نمیکنه یا من باید باهاش بازی کنم با گوشی میخواد ...بعد من واقعا از دستش نق نق و غرغراش سردرد میگیریم یکسره در حال دستور دادن و ناله کردنه وقتی دعواش میکنم یکساعت گریه میکنه ضعف میکنه میگه مامانی بغلم کن مامانی دوستت دارم مامانی حرف نزن یعنی دعوام نکن دیگه نمیدونم چیکار کنم گاهی از کوره در میرم میکنم بعد واقعا ناراحت میشم ولی واقعا از بداخلاقی خسته شدم کلی وسیله و اسباب بازی داره هرجا بریم وسیله و اسباب بازی به های دیگه رو میخواد غش میکنه از گریه

۴ پاسخ

گاهی به رفناراش بی تفاوت باش

ببین جانا هم با گریه و نق حرف میزنه من میگم تا درست و آروم خواسته ها تو نگی متوجه نمیشم خودم و میزنم به نشنیدن حالا بعد چند وقت میبینه جواب نمیده دیگ نق نمیزنه یا خیلی کمتر شده

همشون همينن تو كم تحمل نشدى مادر
سعى كن فقط گاهى نشنيده بگيرى كارا و گريه ها و بداخلاقيشو
بزن به پاى اينكه نديدى و رد شو برو

پسر منم اینطوری ن اینقدر زیاد اما خب از صبح تا شب درگیرم باهاش سرش داد میزنم اما فایده نداره که باید تحمل کرد چاره ی دیگه ای نداریم خواهر

سوال های مرتبط