۱۴ پاسخ

خوشحال باش ی مرحله رفتی جلوتر

عزیزم توکل ب خدا همینکه سالمید خدارو شکر کن دستگاه هم فوق دو روز س روز باشه نگران نباش

تبریک‌میگم قدمش پر از خیر و برکت

مبارک باشه خداروشکر سالمید به امید خدا بزودی میاد تو بغلت

سلااااام فاطمه جون خوبی حالت خوبه ای وای چرا انقد زود و یهویی اومد البته دختربچها عجله دارن توهمچی نگران نباش خوشحال باش ک هردو سالم هستید عزیزم خداروشکر

مبارکه عزیزم نورادها خیلی هاشون اولش شیر نمیخورن و بلد نیستن فک و دهنشون ضعیفه راه میوفته تو شیرخوردن،داروهای بیهوشی حس و حال آدمو غمگین میکنن ضبر کن اثرشون که بیرون بره دیگه بهتر میشه هرشب قبل از خواب دوش بگیر تو بیدارشدن فردات و حس و حال خوبت خیلی تاثیر داره

عزيزم بسلامتي
انشالله تا چندساعت ديگه ميارنش پيشت

مبارک باشه ایشاالله به زودی مرخص میشین عزیزم
طبیعی زایمان کردی ؟

مبارکه گلممممم
باید خوشحال باشی کهههه
چرا بستری کردن یهو پس

عزیزم مبارکه خوشحال باش ان شاالله بسلامتی میاید خونه

اخی عزیزم به سلامتی نگران نباش میگذره یهو میبینی مثل من تا الان نشستی تا بخوابه. 🥲

تصویر

سلام تبریک میگم قدمش پرخیروبرکت انشاالله خوب حست کاملا طبیعیه چون آمادگیشونداشتی منم دقیقا همینطورشدم به خاطر فشارم نی نی رو زود برداشتن منم کلی گریه کردم تادوسه ماه ولی نگران نباش همش میگذره وکاملا طبیعیه شیرهم میخوره خداخودش مراقبشه

مبارکه چرا شیر نخورد مگ چند هفته بودی؟

حق داری عزیزم ناگهانی شده ولی خداروشکر کن بسلامتی تموم شد بچتم سالمه تونستی بلخره ببینیش😍

سوال های مرتبط

مامان ماه‌ثمین‌🩷🌙 مامان ماه‌ثمین‌🩷🌙 روزهای ابتدایی تولد
#تجربه_زایمان1
سلام مامانا🖐🏻من دوشنبه رفته بودم مطب دکترم، معاینه تحریکی کرد و گفت دوسانتِ خوب بازه و فردا یعنی سه شنبه برم بیمارستان و ان اس تی بدم.
نه دردی داشتم نه چیزی، فقط برای ان اس تی رفته بودم بیمارستان که گفتن نوار قلب بچه اصلا خوب نیست و فقط داره انقباض نشون میده. دستی معاینه کرد ولی انقباضی نداشتم نمی دونم چرا دستگاه های ان اس تی انقباض نشون میدادن.
دوباره تو بیمارستان منو معاینه کردن و گفتن ۲ به ۳ سانتم و باید بستری بشم.
هرچقدر مقاومت کردم که بستری نشم ولی قبول نکردن دیگه دکترم اومد و گفت حتما باید بستری شم من دیدم چاره ای ندارم و بستری شدم.
تو لیبر بستری شدم و آبمیوه خوردم و دوباره ان اس تی گرفتن، این سری ان اس تی خوب بود من فکر می کردم مرخصم کنن ولی دیگه گفتن باید همین امروز زایمان کنم.
هیچ دردی نداشتم برای همین خیلی استرس داشتم...
شروع کردم به راه رفتن و اسکات زدن، سعی کردم بیشتر تحرک داشته باشم تا بخوام دراز بکشم و بشینم.
من مامای همراه گرفته بودم و از اول بالای سرم بود.
واقعا مامای همراه معرکه ست و اگه مامای همراه نداشتم نمی دونستم باید چیکار می کردم...
مامان یاسین وراستین مامان یاسین وراستین ۱۲ ماهگی
سلام مامانای گل بعداز ۲۲ روز تازه فرصت کردم بیام از تجربه زایمانم بگم براتون من دکتری ک تو بیمارستان دولتی قسمت کلینیک ک متخصص بارداری های پرخطر بود زیر نظرش بودم بهم تاریخ ۳۷ هفته داده بود برازایمان من ی هفته قبلش ۳۶ هفته همینحوری بدون هیچ دردی رفتم بیمارستان کلینیک پیش دکترع ک چند تا سوال ازش بپرسم ک یهو دکتر پرسید حرکت بچه ها چطورع گفتم یکیشون زیاد تکون نمیخوره خودشو فقط سفت میکنه گفت میخای ی سونو حرکت بده برااطمینان منم تو همون بیمارستان رفتم سونو حرکت دادم ک‌گفت ی قل حرکت ندارع شاید خوابه رفتم ب دکترم گفتم اینو گفت برو ان اس تی بده جوابو بیار ان اس تی دادم ک درد و انقباض نشون داد گفتن باید معاینه شی شدم ک‌ازدردش نگم براتون مردمو زنده شدم از بس درد داشت کل بیمارستانو گذاشتم روسرم ازبس گریه کردم و جیغ زدم گفتن دهانه رحمت قسمت بیرونی بازع باید بستری شی برا زایمان حالا من اصلا آمادگی شو نداشتم هیچی وسیله همراهم نبود خلاصه منو بستری کردن مادر شوهرم اینا سریع رفتن وسایلامو اوردن سروم بهم وصل کردن منو بردن ی اتاق سوند وصل کردن ک اصلا درد نداشت فقط یکم سوزش داشت وهمش حس ادرار کردن داشتم همزمان باز انداس تی کردن ضربان قلب بچه ها روچک کردن خلاصه بعدش سریع منو بردن اتاق زایمان