۱۶ پاسخ

من وقتی میام این تاپیکارو کامنتارو میخونم میفهمم تنها نیستم

عزیزم بنظرم باید ببریش کاردرمانی یا پیش روانشناس کودک

همین نیم ساعت پیش دخترم داشت گریه میکرد که ناهار نمیخوام
هنوز تو این ساعت ناهار نخورده، خیلی اذیتم میکنه موقع ناهار و شام
واقعا خسته شدم از هرچی بچه هست بدم میاد

فقط بفرست مهد کودک وخلاص انقدرررخوب میشه ک نگو

درکت میکنم یکی از اینا هم من دارم

میفهمم چی میگی چون پسر منم واقعاااا نق نقوعه

وای وای وای وای ولی وای وای تا فردا صبح میتونم بگمممممم وای

دختر من
دختر من

غذا که کلا نمیدونه چی هست ....
فقط ته دیگ خشک شده
ماکارونی تو فر خشک شده

گوشی رو قطع کن تی وی رو محدود کن بعد هم ببرش پیش مشاور کودک چون اونا تخصصش رو دارن

پسر منم همین سنه خیلی اذیت میکنه اصلا نمیشینه بهش نقاشی و اینجور چیزا یاد بدم فقط از صبح تا شب یا با گوشی بازی میکنه یا پی اس فور اگه بهش ندمم همش همینطور جیغ و داد و گریه و بهانه گیری نمیدونم باید چکار کنم از دستش
ولی خداروشکر غذاش رو خوب میخوره همش میگه گشنمه باید همش در حال خوردن باشه

این بچه ها با اکسیژن و نور خورشید زندگی میکنند و فتوسنتز میکنند 😂

فقط یک کلام خدا بهت صبر عظیم بده منم تنها چیزی که از بچه دوم منصرف کرده همیناس

پسر منم همینه عزیزم درکت میکنم اون دفعه تو مغازه گریه میکرد میزد تو سرش😐

شربت لیکو آپ و استئوکر بده

وای چقدر سخت واقعا اصلا واقعا سخته خدا صبرت بده

با تموم وجود درکت میکنم

خدا صبرت بده من یکی دارم بیزار شدم از زندگی
کو شیرینی بچه مثلا ؟

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۶ سالگی
مامانایی که بچه همسن هانای من دارید،بیشتر چه چالش هایی دارید؟
هانا هر دوره سنی رو یه رفتار قفلی میزد و ول کن نبود
واقعا دیگه خسته شدم،واقعا مادر بودن انقدر سخته یا به من داره سخت میگذره؟

کافیه یچیزیو بهونه کنه چناااان جیغ و گریه که دیگه هیچ جوره آروم نمیشه،مشاور میگه اون لحظه هم قدش بشو دستاشو بگیر اروم بگو داد میزنی من متوجه نمیشم چی میخوای،گریه نکن اروم حرفتو بزن،میگم باباااا این رفتارای روانشناسانه اصلا رو بچه من تاثیر نداره میگه اقتضای سنشه میگذره😐خب هیچی از اعصابم نموند که آخه مگه میشه
روز به روز‌لج باز تر سرتق تر ،همش میگم این به سن نوجوونی برسه نمیشه کنترل کرد،واقعا باید چیکار کنم؟ چجوری رفتار کنم؟ دیگه نمیدونم چی درسته چی نیست
بخاطرش هیییچ جایی نمیرم با کسی رفت و امد نمیکنم چون وقتی می افته رو لج دیگه اروم نمیشه ابرو حیثیت واسه ادم نمیزاره
مثلا دیشب خونه مادرشوهرمینا موقع شام گفت من نمیخورم گفتم باشه عزیزم هروقت گشنت بود بگو مامان واست غذا بیارم،ببین یجوررری خودشو میکوبوند زمین و جیغ که شمام نباید غذا بخورید بعد شروع کرد بهونه گیری الکی اعصاب همرو خورد کرده بود