۹ پاسخ

دخترمن این جوریه

واقعا کسی راهی بلده بگه من جونم به لبم رسیده
یعنی لج کنه هیچی حلودارش نیس
خوابش کم شده چه نیمه شب بیدار بشه چه صبح کله سحری منو بیدار می‌کنه داد میزنه تازه جدیدا کم‌کم پنهان کاری میکنه

پسر من
ی وقتایی قهر میکنم یه وقتایی آروم میشینم فاز مهربونی میگیرم و بغلش میکنم و حس همدلی بهش میدم....یوقتایی داد میزنم ارجاع میدم به پدرش....

این سوال امروز میخواستم بپرسم دارم دیوونه میشم اصلا پسرم اینجوری نبوده یهو اینجوری شد تازه دست بزنم گرفته میرنه از طرفی اگر با خواسته موافقت نکنم داد میزنه فحش میده
مثلاً برگه های دفتر نقاشی می‌کنه که می‌خوام نقاشی همراه هم باشه واقعا دفتر نمیزاره بمونه بعد دفتر تو یه روز تمام می‌کنه حالا نخرم دادو بیداد و قشقرق بپا می‌کنه
تو اپارتمانیم خجالت میکشم

منم دخترم خیلی لج باز و حاضر جوابه اگه جواب بدم مثل ادم بزرگ مقابلت می ایسته

اول باید ببینی این کارش ازکجا داره سرچشمه میگیره شاید ازشمایاپدرش الگوبرداری می‌کنه یاروش تربیتی شما اشتباهه مشکل رواول پیدا کن بعد راه حل

من همچین اجازه ای ب پسرم نمیدم ک کار خودشو پیش ببره
وقتی کاری نباید بشه هیچ جوره اجازه نمیدم
خودش مجبور میشه کوتاه بیاد

دقیقا حال و روز پسرم رو گفتی . رفتم مسافرت انقد لجبازی کرد و داد زد که به غلط کردن افتاده بودم

دقیقااا همینطور منم زورم بهش نمیرسه عزیزم فکرکنم اقتضایه سنشونه واقعا خیلی دوران بدیه من تازه مورد بازخواست دیگران هم قرار میگیرم میگم چه طرز بچه تربیت کردنه

سوال های مرتبط

مامان 👑هانا خانوم👑 مامان 👑هانا خانوم👑 ۵ سالگی
سلام مامانا یه کم راجب معلم و مربی های بچه هاتون بگید
با بچه هاتون همدلی دارن؟اگه رفتار اشتباهی کنن بهشون تذکر بدین چطور برخورد میکنن قبول دارن یا نه
دختر من کلاس آی مت میره متاسفانه خیلی از سرماخوردگی و مریضی اضطراب داره
دیروز تو کلاسشون یکی از دوستاش اومده بود که سرما داشته ولی ماسک زده بود هانا شروع کرده گریه کردن که وای میترسم مریض بشم معلمشون برگشته با تندی گفته هانا کارت خیلی زشته
حالا بچه میگه من دیکه کلاس نمیرم معلممون دوستم نداره بهش هم گفتم زبونش هم سه متره میگه دخترت رفتارش بد بوده باید متوجه کارش بشه گفتم منم میدونم رفتارش اشتباه بوده میتونستید بهش بگید برو پیش مامانت آروم که شدی بیا تو کلاس
باز میگه نه شما باید به بچه ات بفهمونی کارش غلط بوده میگم بچه نمیدونه که چیکار داره میکنه استرس داره چون هر وقت مریض میشه تا دو سه ماه طول می‌کشه که خوب بشه بعدش هم همش پپج سالشه چیکار کرده که اینطوری باهاش برخورد کردین
بازم حاضر نبود اشتباهش قبول کنه
کلا یه جوری باهاشون برخورد میکنه انگار بچه های ده ساله
یا یه مورد دیگه اش دو سه تا از بچه ها هی میخندیدن کتاب بسته گفته من اصلا درس نمیدم به بچه اضطراب وارد میکنه حس طر شدگی بهشون میده میگه اگه حرف زدی دوستت نداره اگه خندیدی درس نمیدم ول میکنم از کلاس میرم......
مامان دردونه مامان دردونه ۵ سالگی
سلام روزگارتون خوش
اول بگم قضاوت نکنید....من واقعا از دست پسرم کلافه ام...امروز رفتم دنبالش مهد کودک میبینم بینیش قرمزه میگم چی شده میگه خاله زده به مربیش گفتم زنگ زده میگه خودش جدبدا خودش رو میزنه موهاش میکشه گلوش فشار میده‌.. دمپایی شو گاز میگیره میگم تو خونه اینجوری نمیکنه شاید از کسی توی مهد یاد گرفته میگه نه بخدا کسی اینجوری نکرده...ی پسر شیطون هست اونم به شدت بچه شما نبوده....هیچ روشی روش جوابگو نیس اینو خودمم میدونم از کسی هم ترسی نداره ... نمیدونم چه کنم اومدم کلی باهاش حرف زدم شروع میکنه فحش دادن مثلا میگه زهرمار و اینا ...حالا خودم گفتم اینو تو عصبانیت ولی این از دم همون حرفی که نباید بزنه رو درجا تکرار میکنه اونم هر روز....این بماند شلوارش در اورد شروع کرد خندیدن و رقصیدن دیگه زدم سیم اخر لباسمو پوشیدم لباس اونم پوشیدم بغلش کردم گفتم دیگه نمیخامت هی مبخام باهات منطقی باشم اروم باشم کنترل کنم ‌.....جایزه تشویق.بی توجهی...محبت...حرف ..‌قصه اینا همه رو رفتم حتی مشاوره که اونم اصلا راضی نبوددم همون جلسه اول شروع کرد به تجریه تحلیل زندگی من ...همسر من زیاد خونه نیس و وفتش با بچه ها نزدیک به صفره....مشاور هم میگفت تو قربانی هستی تو این زندگی تو شاید پذیرفتی اما بچه نه تو باید جور پدر رو بکشی،😒 من هم در حد توانم متوسط براشون وقت میزارم همه چی هم براش فراهمه چه کنم دیگه