۱۴ پاسخ

ای دیگه رد داده رسماً 😑

چ‌بیشعوره حق داری ناراحت بشی
شوهرت هیجی نمیگه
؟ب مادرشوهرت بگو جمش کن وگرنه دیگ نمیام
عقده ای ک هست نباید تورو اذیت کنه

بزن تو دهنش عزیزم

یه بار بوس کردنی بهت گف نبوس با خنده بگو چشمممم عباس اقا از دفعات بعدی ک خواستم بچمو بوس کنم از شما اجازه میگیرم

چون بچه ی داداششه خودشو رئیس میدونه
کمتر برو خونشون

مث مادرشوهر من میکنه بچه ی اولم ۳ ماهش بود یبار اومد برداشت بردش گف این پیش تو واینمیسته
منم رفتم آوردمش دیگه جرئت نکرد ببره

حرفاش منطقی نیس
که بگه بچه منه والا چی بگم به نظرم دیربه دیربرین اون طرف تاخواهرشوهرت وابسته بچت نشه

نخیر عزیزم روت بشه با قاطعانه برخورد کن فردا روت سوار میشه از من گفتن بیشتر عذاب میکشی برین روش

یبار ک پی پی کرد صداش بزن بگو بیا دخترت پیپی کرده تمیزش کن یا لباساشو ببر بشور ببین چ عکس العملی نشون میده

ناراحت کننده هس من باشم نمیرم یا کمتر میرم یعنی چی 😐💔برین بهش

وا خب ادم یبار هیچی نمیگه دوبار هیچی نمیگه جوابشو بده بگو عمشی دوسش داری قبول ولی مادرش منم بهتر از تو میتونم بزرگش کنم

بزن تو دهنش تا دیگ اراین گوه خوریا نکنه زنیکه عقده ای روم نمیشه چیه من بودم پارش میکردم گوه خورده

چن سال داره خواهر شوهرت

نه بنظرم‌ناراحت کنندس و جوابشو بده

سوال های مرتبط

مامان همتا مامان همتا ۱۰ ماهگی
شماهم شوهراتون روی بچه ها حساسن یا فقط شوهر من اینطوریه؟
دیگه عصابم و داره خورد میکنه هم میخوام برم بیرون میگه تو آخر این بچه رو سرما میدی، تو خونه هم دلم میپوسه نمیتونم تا عید تو خونه بمونم که
انگاری من مهم نیستم دیگه فقط بچه مهمه
هر کاری میخوام بکنم میگه با بچه ، انگاری بچه که آوردم دیگه حق زندگی کردن و گردش و بیرون و ندارم ، انگاری فقط باید تو خونه باشم بچه رو تر و خشک کنم یا هم گریه می‌کنه میگه بخاطر فلان چیز که خوردی الان گریه می‌کنه انگاری تا الان ده تا بچه زاییده و بیست تا هم بزرگ کرده
یا گریه می‌کنه اصلا نمیگیرش تا من یکم نفس بکشم حتما باید بهش بگم بیا بگیرش خسته شدم ده دقیقه هم نشده میاد میگه این شیر میخواد یا بیا عوضش کن ، انگاری من خودم به تنهایی حال کردم که الان باید همه چیزش و تحمل کنم
منم آدمم دیگه خسته میشم
اگه میدونستم آنقدر سخت گیری می‌کنه و زیر بار مسئولیت نمیره حالا حالا ها اقدام نمی‌کردم ، کفر نمیگم اما واقعا من به تنهایی خسته میشم خواهرشوهرمم میاد خونمون فقط بلده بیدارش کنه میگم تازه خوابیده میگه نیم ساعت دیگه بیدارش میکنم منم امروز رک و پوست کنده بهش گفتم دیشب تا کی گریه می‌کرده آقا داداشتم تا دیر وقت بیرون بوده الان تازه من دارم یه نفس راحت میکشم خوابه تو میخوای بیدارش کنی تو که میری خونتون منم که باید گریه هاشو تحمل کنم بعدشم گفتم (تو عقده) انشاالله برین خونه خودتون دو روز دیگه بچه دار شی خواهر شوهر یا برادر شوهرت بیان بیدارش کنن میفهمی من چی میکشم ولی چه فایده دیره دیگه دیگه نمی‌دونم بدش اومد یا نه رفت خونشون
راستی مامانایی که واکسن دو ماهگی کوچولو هاتون و زدین چه کارایی انجام دادین برای بهتر شدنشون و چند روز طول می‌کشه که خوب بشن؟
مامان mamanee مامان mamanee ۱۳ ماهگی
سلام مامانا🌱🌹🍀

چرا ما اینطوری هستیم؟

شما هم در شرایط من هستید .این خانمه که من باهاش مشکل دارم خودش مادر سه تا بچه است اومده کمک من باشه سوهانه روحه نوزادم ۳۴ هفته دنیا اومد ریز بود اول که دیدش گفت گنجیشک زاییدی!…وای من می ترسم بغلش کنم…منم گفتم بچه هامو بغل هیچکس نمیدم …حالا این دو ماه که اصرار داره شیرت کمه میگم ببین میپاشه میگه رمغ نداره و اصرار که شیر خشک بده به کنار اینو بگم دخترم ماهی ۱/۲۰۰ با شیر مادر وزن گرفته و البته با سرنگ و کاپ بهش شیر دادم این دو ماه یا شیر میدم یا می دوشم و خلاصهههه دیروز اومده میگه رفتم دیدن دوستم بچه اش هفت ماهه دنیا اومده دو تا بچه تو اااا میگم مگه میشه بچه هفت ماهه الان دستگاه باید باشه میگه نه کوچیکتره بچه تو دنیا اومده الان دو برابر بچه تو میگم حتما شیر خشک دادن به شیشه بهش میگه نه چون نارسه ریه هاش دکتر گفته فقط شیر مادر!؟….شیر مامانش خیلی خوبه خلاصه من اینو چکارش کنم ردش نکنم بره شما منو آروم کنین لطفا این بنده خدا نیاز داره فقط خیلیییییی حرف میزنه و حس ناکافی بودن به من میده!…..