مامانا شما به چشم اعتقاد دارید؟ موضوع از این قراره که یه مدت طولانیه گیسو وقتی میایم شمال خونه بابام ، وقتی برای دستشویی از خواب بیدار میشه چنان قشقرقی بپاا میکنه که کل اهل خونه بیدار میشن ،لجبازیش و زبان بدنش جوری سرکش و هیجانی میشه که لجبازیش میرسه به هزار ،وای نگم که چقدر صبوری میکنم، نگم نگم ،از شدت عصبانیت تپش قلب میگیرم ولی همچنان با آرامش رفتار میکنم و کنارشم تا این مرحله رو رد کنه😓😢
امشب یه شب از همون شبایی بود که بیدار شد و نگم چیکارا میکرد ،مامانم انگشت به دهن بود و خیلی تشویقم کرد گفت خیلی صبوری و .....ولی یه چیزی بهم گفت که خیلی ذهنم درگیر شد،گفت میبینم این چند شبی که اینجایی داری نابود میشی هم تو هم گیسو ،بیا بریم براش قلم بزنیم.
من اصلا نمیدونم قلم چیه ،و چیکار میکنن ،خوبه یا بده
فقط حسم بهم میگه اگه خوبم هست من نمیخوام از راه کجش حالشو خوب کنم )این حس منه)نمیدونم درسته یا غلط ،اگه شما میدونید راهنماییم کنید ،قلم چیه ،چیکار میکنه،اگه نوشتنیه ،چی مینویسن ،اگه دعاعه چی میخونن ؟ شما اگه جای من بودین چیکار میکردین
خودم اعتقاد ندارم به این چیزا ،ولی بفکرم فرو رفتم ...

۱۳ پاسخ

تخم مرغ بردار ی پول سکه ای هم بالاش فشار بده اول با ذغال خط بکش اسم تو دلت بگو
بعد بالاسرش بچرخون شروع کن ب اسم کسایی ک فکر میکنی چشش زدن سکه بالا تخم مرغ بمونه دونه دونه اسم بگو رو اسم هرکی شکست اون چشمش کرده بعد بزار تا صبح زیر بالشتش بمونه البتع تو پلاستیک سکه و ی مقدار دیگ حالا شده ده تومن صدقه بده اسفند دود کن و آیه الکرسی بخون

پسر منم خونه پدرم اینطوری میشه بخاطر محیط جدید و دخالت و آزادی که توش قرار میگیرن من سعی میکنم کمتر برم حالا نمی‌دونم مشکل شما مثل منه یا نه چه خواب چه بیداری غیر قابل کنترل میشه

ولی من به شدت به چشم اعتقاد دارم مگه میخوای خدایی نکرده چی کار کنی
منم نمیدونم قلمه چیه ولی ته تهش واسه بچه یه دعای چشم زخم مینویسن که خیلی ام خوبه

خیلی علت ها داره شاید محیط دوست نداره با سرویس بهداشتی جدید یا از باباش دوره هزار و یک علت من اصلا به این چیزها اعتقادی ندارم انشاالله درست میشه ولی یبار ازش بپرس ببین خودش چی میگه ‌‌‌ تو طول روز که نمیخواد بره دستشویی بپرس

بچه ها جا خوابشون که عوض میشه اینجور میشند منم یه شب کوچیکتر بود خونه بابام خوابیدم نمیدونی نصف شب پاشد چیکار که نکرد اینقدر جیغ زد و گریه کرد که بابام پاشدن بردنش تابش دادند آروم شه مال تغییر مکان خوابه

پسر من هر موقع میرم خونه مادرم اینجوری میکنه . فکر می‌کنم جاش عوض شده به خاطر اونه . چون به هر حال خونه خودتون راحت تره

من اصلا دوس ندارم که دعا برای بچه بگیرم.ولی اتفاقا به چشم خوردن اعتقاد دارم.ما وقتی بچه مریض میشه یا بدخلقی میکنه تخم مرغ براش سیاه میکنیم واقعا اون انرژی منفی از بچه دور میشه.

عزیزم اگه به دعا اعتقاد نداری انجامش نده.من به شخصه اعتقادی ندارم
ولی نظر من اینه چون توی اون محیط هستید و عوامل دفاعی بیشتری اطرافش هست این رفتارهارو انجام میده
ولی محض احتیاط قران بخونید بالاسرش و یه قران بذارید بالاسرش باشه.صدقه بدید.تخم مرغ بشکنید.
من حرز امام جواد واسه دخترم گرفتم واسه چشم زخم هم جوابه

اگ بحث ترسه ک سینی روحی بزار قشنگ داغ شه رو گاز ته لیوان آب و نمک قاطی کن دور سرش بچرخون اسم بگو وقتی سینی قشنگ داغ داغ شد یهو آب و نمک رو بریز تو سینی بعدم یکم اسفند بریز روش بزار قشنگ بپره هم نمک هم اسفند
صدقه هم بده چشم بد ازتون دور
گاهی میری جایی ی تخم مرغ بردار دور سرش بچرخون پرت کن بیرون مؤثره
رفته بودم بخوابم یهو اومدم پیامتو دیدم نمیخواستم بنویسم ولی انگار یکی گفت تایپ کنم برات انشالله ک موثر باشه براش
شب بخیر

حس میکنم چون کنار خانوادته این طوری میکنه چون پسر من جوری هیجانی رفتار میکنه ک قابل کنترل نیس اونجا و ب شدت لجبازی میشه

عزیزم بچه ها هر یه مدلی دارن واس عصبی شدن پسر منم همینطوره دلم واس خانواده ام لک زده دوست دارم برم یه دو روزی بمونم نمیتونم کل خونه بیدار میشه باهاش مجبورم صبح برم عصر برگردم

اشکال که نداره یه سرکتاب براش بازکن

شاید چیزی اذیتش میکنه
شایدچشم خورده.......

موضوع چشم یه سوال دیگه‌س .
،مامانم میگه یا چشم خورده( که اصلا قبول ندارم ).یا نیاز به قلم داره.

سوال های مرتبط

مامان آرتا😍🥰 مامان آرتا😍🥰 ۴ سالگی
مامان سید محمد❣️ مامان سید محمد❣️ ۳ سالگی
فک کن یه بچه ای باشه تو اطرافیان نزدیک ،هم خونه تون نزدیک باشه هم بچه خواهرت باشه از طرفی خواهرت جاری هم هست یه بچه دیگه ش هم هم بازی بچه ت باشه ولی این از رو کوچیکی یا بی عقلی هر از گاهی یه چیزی پرت کنه برای بچه ت مثلا حسودی کنه چرا داداشم با تو بازی کرد یا وسیله بهم ندادی
اول اینکه نمیشه قطع رابطه کرد
دوم اینکه اون بچه به شدت زبون نفهمه
بچه شما هم به شدت که چی بگم فوق‌العاده آرومه
در حدی که دیشب از عصبانیت گفتم تو هم بزن گفت نه گناه داره
من چیکار کنم با این بچه
کلی مواظبت می کنم حواسم هست ولی باز یهو تو تنش ها یه چیزی پرت می کنه
گاهی میگم صبوری کن میگذره بچه ها بزرگ میشن احترام خواهر برادری میمونه گاهی میگم بحث کنم بعد میگم اصلا بحث کن خودت میبینی پدر و مادرش مقصر نیستن از روز اول بچه شون بد قلق بود
بچه من هم برای همه بی زبونه ،اگه بخوام بهش فشار بیارم که بخواد قلدری کنه فقط روح و روان بچه به هم می‌ریزه و خودم چی کنم دیگه بچه م عاقله صبوره ،واقعا نگران این حد از مهربونیش هم هستم از طرفی میگم چرا یکی بچه منو می‌زنن من نباید اونو بزنم یا دعوا شدید کنم
مامان میکائیل مامان میکائیل ۴ سالگی
سلام مامانا شبتون خوش
پسرم ۳سال و ۱۵ روزشه
از همون زیر یک سال کاملا واضح کلمات و بیان میکرد و شیرین زبون بود
تا ۲سالگی واضح و روشن صحبت کرد دیگه کامل
طوری که توجه همه رو جلب کرد نسبت به شیرین بیانیش و سبک بودن زبونش
همه با بقیه بچه های اطرافیان مقایسش میکردن و میگفتن خیلی خوب حرف میزنه چقدر واضح صحبت میکنه .چقدر شیرین زبون و از این حرفا
ولی الان چند روزه زبونش گیر میکنه میخواد صحبت کنه
یعنی یه کلمه رو بخواد بگه کلی سعی میکنه تا زبونش بچرخه
خیلی ناراحت و عصبیم از این بابت
یهو اینطوری شد نه زبونش میگرف نه چیزی چقدر شیرین بود ولی الان خیلی بیقرارم به خاطر این موضوع
یعنی یهو چش شد که اینطوری شد
در ضمن اینکه تو این مدت نه ترسیده نه دعواش کردم نه توی شرایط اضطراب اوری بوده که بگم از اونه .کلا اروم بوده همه چی
دلیلش چی میتونه باشه!!!؟
یعنی ممکنه نظر خورده باشه و اثر اونه !!منی که اصلا اعتقاد ندارم دارم با چشم خودم میبینم ..
چیکار کنم این سنگینی که رو زبونش افتاده بره!!!!؟؟
رااسته که تخم کفتر اثر داره
ممنون میشم راهنماییم کنید دوستان خیلی آشفته ام به خاطر این موضوع. خیلی درگیرشه ذهنم
مامان ارسلان و آرمان مامان ارسلان و آرمان ۱۷ ماهگی
مامانای خشگل که بچه سه ساله دارید ممکنه یه دقیقه کمکم کنید؟
ارسلان من عادت کرده ناخن میخوره هیچ کاریم چاره ساز نبوده فکر میکنم از زمانی که از پستونک گرفتمش این عادت اومد سرش گاهی هم میبینم وسایل اسباب بازیشو‌گاز‌گرفته واقعا نمیدونم چیکار کنم
خیلی پسر مهربون و دل رحمیه ولی از وقتی نزدیک سه سالش شده خیلی جیغ میزنه و پرخاش میکنه چیزی پرت میکنه
من واقعا تلاش میکنم صبوری کنم ولی یه بچه یکساله دارم هفته پیش با یه تفنگ فلزی پرت کرد تو سر داداشش و من انقد ترسیده بودم که ناخواسته دعواش کردم ولی بعدش بردمش پارک و ازش عذرخواهی کردم
از طرفیم خیلی وابسته پوشکه ولی خودش دو سه هفتس جیششو میگه ولی برای پی پی مجبورم میکنه پوشکش کنم

بنظر شما رفتارای ارسلان خیلی غیرطبیعیه؟
خیلی دنبال مشاور کودکیم که کارش خوب باشه ولی پیدا نکردم میترسم پیش کسی ببرمش که الکی عیب بذاره رو بچم چند نفریم که کارشونو قبول دارم اصلا درست نوبت نمیدن

میشه شما از رفتارای بچه سه سالتون بگید؟ و بنظرتون ارسلان اضطراب داره؟




پوشک‌پوشک‌پوشک شیرخشک شیرخشک