تجربه سزارین – وسایلی که به نظرم بهتره همراهتون باشه
یه موردی که خودم متوجه شدم اینه که برای بچه حتماً لباس‌های دکمه‌دار ببرید. لباس‌های سرهمی و لباس‌هایی که دکمه ندارن، به‌خاطر بند ناف خیلی اذیت‌کننده‌ان.
چون نوزادها فعلاً گرمایی هستن، سعی کنید لباس‌های خیلی ضخیم نبرید و لباس‌های نازک‌تر همراهتون داشته باشید. من متوجه شدم هر وقت بچه گرمش می‌شد، سریع بی‌قراری می‌کرد و گریه می‌کرد.
هرچی لباس برای نی‌نی برده بودم، تقریباً استفاده نشد؛ فقط یه پیراهن دکمه‌دار و شورتش استفاده شد، چون خود بیمارستان هم یه دست لباس بهش داده بود.
برای خودم هم از لباس‌هایی که برده بودم استفاده نکردم. بیمارستان دمپایی، لباس و یه شورت هم بهمون داده بود.
در مورد وسایل شیردهی هم:
من شیر دوش و شیشه‌شیر برده بودم، ولی اصلاً به کارم نیومد. چیزی که واقعاً استفاده کردم، یه قاشق سیلیکونی و یه لیوان کوچیک برای دوشیدن و دادن شیر بود.
پوشک و دستمال مرطوب هم از وسایلی بودن که واقعاً به کارم اومدن.
در کل، برای من هرچی وسایل کمتر و کاربردی‌تر برده بودم بهتر بود؛ چون خیلی از چیزهایی که فکر می‌کردم لازم می‌شه، اصلاً استفاده نشد.

۴ پاسخ

ممنون عزیزم

بسلامتی مرسی که تجربیاتتو به اشتراک گذاشتی مفید عزیزم . خدا نی نی خوشگلتونو حفظش کنه .

از بیمارستان مهرگان هم بخوام بگم، تقریبا خوب بود، ولی اتاق هاش کوچیک و دلگیر بودن.
بعضی پرسنل خوش اخلاق بودن ولی بعضی هاشون ی سوال دوبار میپرسیدی غر میزدن🥲

برای لباس نوزاد هر بیمارستان متفاوته
من برای پسرم دکمه دار بردم گفتن گیر میکنه به بند نافش و تنش نکردن

سوال های مرتبط

مامان ویهان✨(نورک) مامان ویهان✨(نورک) روزهای ابتدایی تولد
پارت۳؛تجربه سزارین من با دکتر شراره آذری آزاد در بیمارستان عرفان نیایش؛
در مورد چیزایی که بیمارستان میده تقریبا همچیز به شما میدن هم خودتون هم بچه…
لباس و دورپیچ برای بچه پوشک زیرانداز فقط دستمال مرطوب برای بچه ببرید…اگر دوس داشتید یه لباس اضافه ببرید برای مرخص شدن به خودتون لوازم بهداشتی لباس پوشک لیوان و قاشق دمپایی دستمال کاغذی…تقریبا اینا یادم الان😬
درمورد بیمارستان شنیده بودم که بچه رو الکی نگه میدارن که اصلا اینطور نبود روز زایمان من فقط یه بچه رفت nicu که اونم واقعا انگار مشکلی داشت
و گرنه از همون لحظه اول بچه پیش خودتون هستش بعد انجام معایناتم سریع میارن بخش و دیگه کنار خودتونه
در کل از بیمارستان خیلی خیلی راضی بودم حتی یه پرسنل بد اخلاق یا کم حوصله ندیدم
من از ۱۲شب بستری شدم و‌رفتم بلوک تا پنج صب که زایمانم بود حدود ساعت هشت و نیم با ویهان رفتیم تو بخش
فردا هم ساعت ۳عصر مرخص شدیم
سعی کردم هرچیز بذهنم میرسه رو باهاتون به اشتراک بزارم از ته قلبم برای همه مامانها زایمان راحت و بدون استرس آرزو میکنم ❤️✨هر سوالی باز داشتید بپرسید
مامان دلانا سادات مامان دلانا سادات روزهای ابتدایی تولد
مامانا کسی هست مثل من از لحظه به دنیا اومدن بچش عکس یا فیلمی نداشته باشه؟؟؟ یا عکس های قشنگ و... تو بیمارستان نشده باشه بگیره؟ حسرت میخورید؟ ناراحت نیستید؟
من خیلی حالم بد بودبرای زایمان طبیعی رفته بودم که اورژانسی سزارین شدم فیلم بردار هم تا ساعت ۲ بیمارستان بود
تو اتاق عمل هم به کسی گفتم گفتن نمیشه و...
فقط تو ریکاوری که بودم دونفر قبول کردن رفتن گوشی همسرمو گرفتن از اولین لحظه دیدار همسرمو دخترم فیلم گرفتن...
من خیلی حالم بد بود درحدی که حوصله لباس بیمارستان عوض کردن هم نداشتم کلی لباس اتو کرده بودم برده بودیم لوازم آرایش و... ولی هیچ کدوم استفاده نکردم خیلی حالم بد بودش و...
ولی حالا حسرت میخورم برای اینکه نشد عکس و... بگیریم حسرت میخورم دخترم هم لباساش که براش گرفته بودیم گشاد بودن یکی دوتا عکس تکی قشنگ داره ولی عکس سه نفره قشنگم نداریم من خودم داغون داغون بودم
ولی حالا ناراحتم فکرش رهام نمیکنه نمیدونم از چیز دیگه الکی گیر دادم به این موضوع یا چی میشه یه چیزی بگید که من آروم بشم برام مهم نباشه و...؟
مامان توت فرنگی🩵 مامان توت فرنگی🩵 ۱ ماهگی
قرار بود بیام تجربه خودم از یه سری چیزا هارو بگم .
نوار بهداشتی بعد زایمان خیلی خوب بود من بعد اولین راه رفتن با پوشک که خیلی پهن بود و اذیت میکرد دیگه لباس زیرم عوض کردم دوتا نوار بهداشتی کنار هم میزاشتم یه ذره هم نشت نداشت و چون چسب داشت تکون نمی‌خورد عالی بود بنظرم .
من چون تایم زایمان طبیعی خودم رسیده بود پسرم که مک زد سینه ام شیرش اومد و چون خوب مک میزد خداروشکر سینه ام زخم نشد کرم شقاق لازم نشد .
شیر خشک اصلا استفاده نکردم بدون استفاده مونده .
شیردوش برقی افتضاح بود بزور منو گذاشتن زیرش سینه ام رگش پاره شد .برای شیر دوشیدن زیر دوش با آب گرم ماساژ بدید و با دست آروم آروم بدوشید من برای اینکه نی نی زردی بگیره میدوشیدم که بیشتر بهش شیر بدم با شیشه شیر اصلا ندید چون پسر من یه بار شیشه دادم دیگه نمی‌خواست سینه بگیره برای اینکار هم از قطره چکان شیشه ای استفاده کنید عالیه .چسب لکوپلاست هم نزدم شکمم زود جمع شد فقط شکم بند بستم یه شکم بند معمولی بعد زایمان ولی سفت بستم شکمم داره کامل می‌ره .
مامان نینی🩵 مامان نینی🩵 ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۸
بعد از چند ساعت هم که راه رفتم راه رفتنش خیلی سخت بود چون احساس می‌کردم که اون قسمت بخیه‌ها پوستش داره کشیده می‌شه احساس می‌کردم بخیه‌ها داره باز میشه بعد از اون هی مدام میومدن از من می‌پرسیدن که دستشویی رفتم یا نه که چون هر بار جواب منفی بود برام شیاف گلیسیرین گذاشتن و بعد که دیدن اون هم جواب نداد بهم شربت لاکسی ژل دادن و بهمم گفته بودن که حسابی چیزهای ملین بخورم حالا که همه اینا رو استفاده کرده بودم شدیداً اسهال شده بودم و همین قضیه داشت به بخیه‌هام فشار می‌اومد حالا بهم یه قرص دادن که اسهالم بند بیاد که باز هم اون افاقه نکرد و من تا دو هفته بعد از زایمان شدیداً اسهال بودم تقریباً دو روز توی بیمارستان بودم و بعد از اون تازه موقع مرخص شدن سردردام شروع شد که خیلی سردردای شدید و بدی بود مسکن هم بهم ندادن گفتن دکتر برات شیاف نوشته همونو استفاده کن رفتم خونه و خب قاعدتاً چون اسهال بودم نمی‌تونستم از شیاف استفاده کنم چون بدتر می‌شد
مامان جوجه طلایی🐣🩵 مامان جوجه طلایی🐣🩵 ۱۷ ماهگی
پارت ۴
دیگه دوروز بعد زردیش ۵ شد و مرخص کردیم و تو خونه با شیر دادن زیاد و خنک نگه داشتنش زردیش رو کنترل کردم رو ۷ و ۸ موند و کم کم داره کمتر میشه
در ادامه ی زایمان بگم که بخیه های من جذبی بود و پانسمانم ضد آب بود و جای پانسمان هی میسوخت و حالت تاول شده بود .تو همون رفت و آمدم به بیمارستان نشون ماما دادم و گفت به چسب پانسمان حساسیت کردی و چسب رو جدا کرد و خداروشکر مشکل از بخیه هام نبود
کلا ۱۰ سانت بخیه خوردم دقیقا بالای بیکینی
اگه برگردم عقب بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم ولی حتما به هر طریقی شده اصرار میکنم که از اول بیهوشم کنن
من با خودم همه چی برده بودم هم واسه بچه هم خودم ولی تقریبا ۸۰ درصد استفاده نشد چون بیمارستان همه چی بهم داده بود (زیر انداز یکبار مصرف /شورت سرجیفیکس/پد بزرگ /مسواک و خمیر دندان /شانه/دمپایی/حوله/پوشک بچه /دستمال مرطوب /پتو/لباس بچه/دستمال کاغذی/شامپو سر و بدن )
بازم بستگی به بیمارستانی که میرید داره
من از وسایل بچه فقط فلاسک و پوار بینیش به کارم اومد بقیه رو همونطور برگردوندم
مامان میرآن👼🏻🧸 مامان میرآن👼🏻🧸 ۲ ماهگی
و من، برای اولین بار، اسمِ شیرینِ مادر رو با تمام وجودم فهمیدم 🤍

سلام مامان‌جونیاااا 🥹
بعد از چند روز نبودن اومدم با کلی تجربه و حسِ تازه از دنیای قشنگِ مامان‌بودن...

امروز دومین روزیه که ناف آقا پسرم افتاده.
اولش یه کم خون اومد، ولی خداروشکر الان خیلی بهتره.
روز دوم یه مقدار زردی گرفت، البته خیلی کم بود، اما چون یه ذره رنگ پوستش تغییر کرده بود، بابام براش مهتابی نصب کرد و میران هم تقریباً تمام روز زیر نورش بود.

من هم سعی کردم خیلی بغلش نکنم و بیشتر توی تشک گارددارش زیر نور بمونه.
روزی ۳ نوبت، هر بار ۳ قطره، یعنی در مجموع ۹ قطره در روز، بهش شیرخشت بیلی‌استپ می‌دم.

خودمم خیلی رعایت کردم؛ هیچ چیز گرمی نخوردم، کاچی و خرما و اینا اصلاً...
از عرق شاتره و کاسنی هم استفاده می‌کنم.
الان خداروشکر دور بینیش وقتی گریه می‌کنه دیگه زرد نمی‌شه و سفیدی چشمش هم کاملاً سفید شده 🤍

یه تجربه‌ی دیگه‌ای که داشتم اینه که از شیر دوش دستی استفاده می‌کنم و خیلی خیلی ازش راضیم.
وقتی سینه‌هام سرریز می‌شه، توی کمتر از ۵ دقیقه هر دو سینه رو راحت می‌دوشم و شیرش رو داخل مخزن خودش برای میران نگه می‌دارم.

من از شیشه‌شیر بی‌بی‌لند استفاده کردم و ازش واقعاً راضیم.

اوایل تو بیمارستان، چون به خاطر شرایطی که پیش اومد دکتر ما رو دو روز بستری کرد، میران نمی‌تونست از هر دو سینه‌م تغذیه کنه و نوک سینه چپم حسابی زخم شده بود.
برای خوب شدنش فقط بعد از هر شیردهی ویتامین A+D زدم و واقعاً هم خیلی خوب جواب گرفتم، طوری که الان دیگه اذیتم نمی‌کنه.

برای کمک هم، با اینکه خودم شیر دارم، از شیرخشک ببلاک برای میران استفاده کردم و از اون هم راضیم.