و من، برای اولین بار، اسمِ شیرینِ مادر رو با تمام وجودم فهمیدم 🤍

سلام مامان‌جونیاااا 🥹
بعد از چند روز نبودن اومدم با کلی تجربه و حسِ تازه از دنیای قشنگِ مامان‌بودن...

امروز دومین روزیه که ناف آقا پسرم افتاده.
اولش یه کم خون اومد، ولی خداروشکر الان خیلی بهتره.
روز دوم یه مقدار زردی گرفت، البته خیلی کم بود، اما چون یه ذره رنگ پوستش تغییر کرده بود، بابام براش مهتابی نصب کرد و میران هم تقریباً تمام روز زیر نورش بود.

من هم سعی کردم خیلی بغلش نکنم و بیشتر توی تشک گارددارش زیر نور بمونه.
روزی ۳ نوبت، هر بار ۳ قطره، یعنی در مجموع ۹ قطره در روز، بهش شیرخشت بیلی‌استپ می‌دم.

خودمم خیلی رعایت کردم؛ هیچ چیز گرمی نخوردم، کاچی و خرما و اینا اصلاً...
از عرق شاتره و کاسنی هم استفاده می‌کنم.
الان خداروشکر دور بینیش وقتی گریه می‌کنه دیگه زرد نمی‌شه و سفیدی چشمش هم کاملاً سفید شده 🤍

یه تجربه‌ی دیگه‌ای که داشتم اینه که از شیر دوش دستی استفاده می‌کنم و خیلی خیلی ازش راضیم.
وقتی سینه‌هام سرریز می‌شه، توی کمتر از ۵ دقیقه هر دو سینه رو راحت می‌دوشم و شیرش رو داخل مخزن خودش برای میران نگه می‌دارم.

من از شیشه‌شیر بی‌بی‌لند استفاده کردم و ازش واقعاً راضیم.

اوایل تو بیمارستان، چون به خاطر شرایطی که پیش اومد دکتر ما رو دو روز بستری کرد، میران نمی‌تونست از هر دو سینه‌م تغذیه کنه و نوک سینه چپم حسابی زخم شده بود.
برای خوب شدنش فقط بعد از هر شیردهی ویتامین A+D زدم و واقعاً هم خیلی خوب جواب گرفتم، طوری که الان دیگه اذیتم نمی‌کنه.

برای کمک هم، با اینکه خودم شیر دارم، از شیرخشک ببلاک برای میران استفاده کردم و از اون هم راضیم.

تصویر
۱۹ پاسخ

تا اینجا حسابی درگیر بچه‌داری بودم و این چالش‌ها رو گذروندم...

راستی، میران رو قنداق سنتی هم کردم.
اولش اصلاً کنار نمی‌اومد و گریه می‌کرد، ولی خب باید طاقت می‌آورد؛ چون توی شکم خیلی خودش رو جمع می‌کرد و بعد از به دنیا اومدن هم همش گلوله می‌شد و پاهاش رو باز نمی‌کرد.
اما الان، بعد از ۴ روز قنداق، خیلی بهتر شده و کامل باهامون همکاری می‌کنه 🥹

تا اینجا اینا یادم بود...
بازم چیزی یادم اومد، حتماً وقت شد میام و می‌گم.
بوس به کله‌هاتون 🫶🏻🦦

ناز بشه الهی🥹🩵
چه تجربه‌های خوبی رو در اختیارمون گذاشتی
من که هیچی از بچه داری نمی‌دونم 🥲🫠

سلام عزیزم میشه لطفا عکس شیر دوش که دارین و راضی هستین بفرستین

میترا جان میشه درخواستمو قبول کنین چون تا حالا که تاپیکاتونو میدیدم فهمیدم باتجربه شدین و قلق دستتونه اگه امکانش هست راهنماییم کن 😭

ای خدااااا
خداروشکر خداروشکر میترا خیلی خوشحال شدم براتون😍❤

سلام عزیزم گفتی درد هردوتا روکشیدی برا زایمان در اخر سزارین چطور بود
ودردتو باچی کنترل کردی استرس اینات چطور بود

سلام عزیزه دلم
قربون میران کوچولو با اون دستای نازش🥹
خسته نباشی مامانِ ناز و مهربون❤️🌸

جااااااانم به این پسر و مامان ناز و مهربونش😍😍😍😍 فدای قشنگیات میتراجان

سلاممم خوبی قشنگم
میران خوبه
خسته نباشی مامان زیبا مامی جذابب
💋❤️

نینییی🥹🥹خداحفظش کنه
خسته نباشی قشنگم🩵

اوخدا ای جانم اقا میران قشنگو ببین😍♥️ خداروشکر ک داری میوفتی رو غلتک عزیزم🫂🩵

عزیزم مارک شیردوش یا عکسش رو میزاری اخه اکثرا گفتن از دستی راضی نیستن

سلام آقا پسررررر🥹😍قوربون اون لبای خوشگلتتتت برم مادددر😍💙
خسته نباشییی مامان میترای قشنگم😍🫶🏻
دیگه نینی اومدههههه دیر به دیر میایاااا🥺
مرسی ک تجربه هاتو گفتی😘
من هنوز منتظرم بگی چیشد ک سز شدیا🥲
انقدر استرس دارم یهو سزارین نشم منم🥲🫠

ایده عکس ماه‌گرد
ایده عکس تولد
ایده عکس جشن دندونی
ایده عکس ختنه سورون
برای مامانای گل
شما هم عکس  ماه‌گرد کوچولوهاتونو‌  بفرستید تا برای مامانای دیگه ایده بشه🥰

لینک کانال برای عضویت
@qwer1no

ای جااانم خدا حفظش کنه چقد ناز لالا کرده نی نی😍😍😍دعا کن نی نی ماهم به موقع بیاد بغلم اینجوری ذوق کنم

عزیزم انشالله هردو سالم و سلامت باشین و بیشتر و بیشتر غرق بذت مادر شدن بشی 🩷💋

مرسی عزیزم از تجربه قشنگت
انشاءالله که همیشه نینیت سالم و سلامت ع

عزیزم خدا حفظش کنه
ممنون ک تجربتو برامون به اشتراک گذاشتی

الهی چقد ناز خوابیده ماشاالله خودشم نازه خدا حفظش کنه عزیزم
زایمانت راحت بود؟؟ طبیعی بودی یا سز؟؟

سوال های مرتبط

مامان پسرچه مامان پسرچه ۴ ماهگی
پارت اخر تجربیات بعد از زایمان
من تا روز دوم بعد از عمل برای بلند شدن از تخت احتیاج داشتم یکی دستمو بگیره و کمکک کنه، ولی برای بقیه موارد مثل بغل کردن نی نی و اینا خودم اکی بودم.
همون روزی که از بیمارستان اومدیم دو تا پای من شروع کرد به ورم کردن. تو بیمارستان گفته بودن ورم یک طرف خطرناکه. منم سعی میکردم پامو بالا نگه دارم و مایعات بخورم.
روز دوم نی نی رو بردیم برای چک زردی و به دکترش گفتم پامو که بهم یه قرص داد که معجزه بود و تا روز سوم بعد از مصرف کامل ورمم رفت.
زردی پسر هم ۸ بود که دکتر گفت برای روز دوم زیاده و باید ۴۸ ساعت بمونه دستگاه. من شیر نداشتم اصلا و اجبارا به نی نی شیر خشک نان دادیم که دکتر گفت همون خوبه ولی برای شیر خودت هم تلاش کن. از روز ۵ با فشار سینه م قطره قطره شیر میاد پسرم دو تا میک می زنه بهش ولی فایده ای نداره و ۹۵ درصد تغذیه ش شیر خشکه.
دو روز دستگاه گرفتیم تو خونه و به توصیه دکتر به جز وقتی که شیر میخورد یا تعویض میشد کلا تو دستگاه بود، یه قطره هم داده بود بهش که همونو مرتب بهش دادیم.
روز ۴ دوباره بردیم چک شد و خدا رو صدهزار مرتبه شکر شده بود ۴. و دستگاه رو پس دادیم. حالا باز برای اطمینان فردا هم می بریم که یه بار دیگه چک بشه.
خلاصه این بود تجربه ی من از زایمان. بعد زایمان هم اوضاع خیلی پیچیده س ، ادم تحت تاثیر هورمون هاس، کم خوابه، خودش زخم و بخیه داره، فکر میکنه از پس کارهای بچه راحت برنمیاد. ما و احتمالا خیلی از زوج ها سر کارهای بچه اختلاف نظر داریم. همسر من خیلی همراه هست و کمک میکنه ولی تزهای عجیب هم زیاد میده. فقط امیدوارم با گذشت زمان بتونم یکمی مسلط تر بشم به اوضاع و بهترین رسیدگی رو به بچه داشته باشم ❤️
مامان پسر کوچولو 🥰 مامان پسر کوچولو 🥰 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین – وسایلی که به نظرم بهتره همراهتون باشه
یه موردی که خودم متوجه شدم اینه که برای بچه حتماً لباس‌های دکمه‌دار ببرید. لباس‌های سرهمی و لباس‌هایی که دکمه ندارن، به‌خاطر بند ناف خیلی اذیت‌کننده‌ان.
چون نوزادها فعلاً گرمایی هستن، سعی کنید لباس‌های خیلی ضخیم نبرید و لباس‌های نازک‌تر همراهتون داشته باشید. من متوجه شدم هر وقت بچه گرمش می‌شد، سریع بی‌قراری می‌کرد و گریه می‌کرد.
هرچی لباس برای نی‌نی برده بودم، تقریباً استفاده نشد؛ فقط یه پیراهن دکمه‌دار و شورتش استفاده شد، چون خود بیمارستان هم یه دست لباس بهش داده بود.
برای خودم هم از لباس‌هایی که برده بودم استفاده نکردم. بیمارستان دمپایی، لباس و یه شورت هم بهمون داده بود.
در مورد وسایل شیردهی هم:
من شیر دوش و شیشه‌شیر برده بودم، ولی اصلاً به کارم نیومد. چیزی که واقعاً استفاده کردم، یه قاشق سیلیکونی و یه لیوان کوچیک برای دوشیدن و دادن شیر بود.
پوشک و دستمال مرطوب هم از وسایلی بودن که واقعاً به کارم اومدن.
در کل، برای من هرچی وسایل کمتر و کاربردی‌تر برده بودم بهتر بود؛ چون خیلی از چیزهایی که فکر می‌کردم لازم می‌شه، اصلاً استفاده نشد.
مامان دریا🌊🩷 مامان دریا🌊🩷 ۴ ماهگی
پارت ششم زایمان طبیعی، مراقبت های بعد زایمان
اول اینکه زایمان من کلا ۳ ساعت طول کشید و بچه با وزن ۳/۷۰۰ به دنیا اومد و به نسبت بقیه زایمان خوب و راحتی داشتم، بعد اینکه منو بردن بخش زیاد درد نداشتم ولی اصلا نمیتونستم بشینم یا از بچه مراقبت کنم خیلی سخت شیر میدادم، از طرفی سینه هام اصلا شیر هم نداشتن، اینجا وجود یه همراه خوب و کار بلد و زرنگ تو بیمارستان خیلی واجبه، تو بیمارستان رازی ۲۴ ساعت بعد زایمان مرخص میشی ولی من چون تالاسمی مینور داشتم سطح هموگلوبین خون ام کم بود یه روز نگهداشتن که بهم خون وصل کنن، و چون دیابت بارداری داشتم بچه رو ۴۸ ساعت نگهداشتن که قند خون رو چک کنن، و من بعد ۴۸ ساعت از بیمارستان مرخص شدم، درمورد بخیه ها هم بهم گفتن روزی سه بار تو تشت بتادین بشینم و با سشوار خشک کنم تا بخیه ها جذب بشه، من اومدم خونه به توصیه بزرگترا بعد از بتادین روغن حیوانی هم به بخیه هام زدم امروز بعد ۵ روز خیلی بخیه هام بهتر شده و میتونم بشینم، روزای اول کاملا سر پا دستشویی میکردم حتی از توالت فرنگی هم نمیتونستم استفاده کنم بعد ۴ روز به سختی تونستم از دستشویی ایرانی استفاده کنم، شکمم هم بعد زایمان خیلی شل و ول شده بود و دو روز اول درد میکرد، روز سوم با چادر آروم بستم و از روز چهارم با کمربند شتری سفت و محکم تر بستم تا شکمم جمع بشه، درمورد شیردهی تا ۳ روز سینه هام شیر نداشتن و خیلی کم میومد بچه اصلا سیر نمیشد هر یک ساعت حدود نیم ساعت ب بچه شیر میدادم بازم سیر نمیشد از روز چهارم سینه راستم رگ کشید که متوجه شدم شیر اومده توش ولی سینه چپ رو بچه نمیگرفت بخاطر همین شیرش نمیومد اذیت شدم ولی اونم بعد روز چهارم دوشیدم شیرش اومد، اما کلا بچه خیلی اذیت میکنه و سختی داره باید خیلی صبوری کرد🫠
مامان ،،،مهدیار،،، مامان ،،،مهدیار،،، ۷ ماهگی
لطفا کسایی رکه تجربه دارن راهنمایی کنن، بچه اصلا چیزیش نبود و خیلیم پوستش خوب بود بعد مامانم اومد از دستمال مرطوب برای پاک کردن استفاده کرد بعدشم روغن بچه زد بعد پوشک مولفیکس دو روز اول خوب بود، روز سومی اومدم به التش روغن زدم گفتم بزار نرم بشه پوشکش کردم و بعد ک باز کردم دیدم قررمز شده و پر از جوش،حالا رد جای پوشک خیلی قرمزه، بنظرتون پوشک نساخته یا روغنه؟ چی بزنم ک خوب بشه دست بهش میزنم دردش میاد یه پماد سوختگی گرفتم اسمش روش زده ( ایروکس کرم محافظ پای بچه برای ادرار سوختگی پای کودک) از این امشب زدم خیلی گریه کرد فورا با اب شستمش،، بعد از یه چند دیقه دوباره ازش زدم ولی وقتی دستم میخوره به پوستش خیلی دردش میگره و خودشو تکون میده و گریه میکنه،لطفا بگین چی بزنم بهش،، بعد یبوست گرفته دیروز فقط یک بار خیلی خیلی خیلی کم در حد پی پی مرغ بود، امروزم همینجور ولی خیلی گریه کرد امروز وقتی پی پی کرد،شیر خودم و شیر خشک نان یک میدادم بعد انقد سینه‌ام جوش میومد بچه خفه میشد دیگه گفتم یه شب و روز کلا شیر خشک بدم سینمو هم با شیر دوش بکشم ببینم مگه سینم درست میشه حالا نوک سینه هام خیلی پهن و کوتاه شده بچه نمیگیره فقط شیر خشک میخوره
مامان محمدطاها مامان محمدطاها ۱ ماهگی
سلام من اومدم😉😁
چه چند تا چیز جدید راجب فرزند اوری و بارداری و زایمان و .... بگم
من با گذشت ۱۵ روز از زایمان اومدم بگم از تجربه زایمان طبیعی دومم اینه که من کلا وقتی سوزن فشار بهم زدن ۲۰ دقیقه بعدش بچه به دنیا اومد کلا زور زدن هم ۴ دقیقه یا ۳ دقیقه طول کشید پسرم به دنیا اومد پسرم من دستش کنار سرش بود برای همینم مجبور شدن برش بزنن و یه دور بند ناف دود گردنش بود یه دورم داخل دستش 😊😉و دیگه چی بگم تا الان با تمام سختی ها با تمام اذیت ها سعی کردم مثبت اندیش باشم شیرم اونقد زیاد نیست ولی سعی میکنم شیر خودم رو بهش بدم ✌️🤍پسر قبلیم عشق من محمد حسین رو شیر خشکی کردن دلم براش میسورخت سعی کردم به این شیر خودم رو بدم و اینکه
پسرم برای زردی حدودا ۴ روز بیمارستان بستری بدر من از ناحیه بخیه هام داشتم ورق میشدم خیلی درد داشتم واقعا اذیت شدم
ولی همش گذشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🤷‍♀️ـــــــت خداروشکر تمام شدن فقط باید کمی صــــــــــــــــ🌱ــــــــبر کنیم
زایمان سخته
بعدش سخته
همه چی سخته ولی ما میتونیم همین
😍💚