سلام من اومدم😉😁
چه چند تا چیز جدید راجب فرزند اوری و بارداری و زایمان و .... بگم
من با گذشت ۱۵ روز از زایمان اومدم بگم از تجربه زایمان طبیعی دومم اینه که من کلا وقتی سوزن فشار بهم زدن ۲۰ دقیقه بعدش بچه به دنیا اومد کلا زور زدن هم ۴ دقیقه یا ۳ دقیقه طول کشید پسرم به دنیا اومد پسرم من دستش کنار سرش بود برای همینم مجبور شدن برش بزنن و یه دور بند ناف دود گردنش بود یه دورم داخل دستش 😊😉و دیگه چی بگم تا الان با تمام سختی ها با تمام اذیت ها سعی کردم مثبت اندیش باشم شیرم اونقد زیاد نیست ولی سعی میکنم شیر خودم رو بهش بدم ✌️🤍پسر قبلیم عشق من محمد حسین رو شیر خشکی کردن دلم براش میسورخت سعی کردم به این شیر خودم رو بدم و اینکه
پسرم برای زردی حدودا ۴ روز بیمارستان بستری بدر من از ناحیه بخیه هام داشتم ورق میشدم خیلی درد داشتم واقعا اذیت شدم
ولی همش گذشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ🤷‍♀️ـــــــت خداروشکر تمام شدن فقط باید کمی صــــــــــــــــ🌱ــــــــبر کنیم
زایمان سخته
بعدش سخته
همه چی سخته ولی ما میتونیم همین
😍💚

تصویر
۹ پاسخ

۱۵ تیر ماه منظورمه
و پسرم ۱۷ تیر ماه به دنیا اومد

اینم اضافه کنم که من کیسه آبم هم سوراخ بود از همون ۱۵ خودم حس میکردم سوراخه ولی توجه نمیکردم فقط هر دقیقه هی لباس عوض میکردم

منم برا زردی ۳روز بیمارستان بودم انقد میترسم از زردی خداروشکر الان بهتره بچم و پسرت چقدر شبیه دخمل منه🙂🙂

خداروشکر چه زایمان خوبی داشتی من که 21 ساعت آمپول فشار گرفتم فایده نداشت

زردیش چند بود عزیزم؟

خداقوت عزیزم الانم حس میکنم یکم زردی داره قطره نئوناستر بده هر۸ساعت ۵قطره

الهی عزیزم خداکمکت کنه ماخانوماخیلی قوی هستیم خداگل پسرتوبهت ببخشه وبخت انرژی بده

چند هفته زایمان کردی؟

الانم زردی داره ی کم درسته؟

سوال های مرتبط

مامان محمد طاها مامان محمد طاها روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از زایمان طبیعی پارت ۳

۲ و نیم اومدن سراغم سوزن فشار زدن و
بعدم تا ۸ سانت خیلی عادی داشتم پیش می رفتم سعی کردم مثلا تحمل کنم اومدم پایین از سر تخت حس دستشویی شدید داشتم رفتم دستشویی خبری نبود🤷‍♀
گفتن باید ورزش کنی پرسنل بی مسئولیت کلا همش میرفتن منم همش هی فقط میگفتم یا حضرت عباس یا رقیه یا حسین و.....
دیگه برای حرکت چمباتمه گفتم بزارین مامانم بیاد داخل کمکم کنه اونا هم چون نمیخواستن خودشون کمکم کنن اومدن مامانم رو گذاشتن بیاد داخل کلا یه ۲۰ دقیقه سوزن فشار گرفتم یهو درد شدید داشتم شروع کردم یه جیغ چون کلا قابل تحمل نبود برام اونا هم سریع مادرم رو کردن بیرون 🙍‍♀🙍‍♀ خودم رفتم سر تخت ۲ تا زور زدن پسرم به دنیا اومد ولی واقعا درد داره💔💔
مردم از بس جیغ زدم بچه با یه دست کنار سر به دنیا اومد منم خونریزی گرفتم
کادر خر بیمارستان هم دونفر از بالا فقط شکمم رو فشار میداد 😭😭یه نفر از پایین معاینه میکرد یعنی مردم این وسط😭
دیگه خیلی بیقرار شدم رفتن مادرم رو آوردن بازم خونریزی بند نیومد اینقد فشارم میدادن مامانم گریه میکرد برام من فقط لبه تخت رو فشار میدادم اونا هم عین وحشی ها اذیت میکردن 😳💔💔
خلاصه پدرم دراومد اینقد بهم فشار اومد مادرم تا دوساعت نمیتونست درست حرفم بزنه فشارش افتاد حالش کلی بد شد
و تهش هم گفتن یه زایمان ایده آل بود😕😱
بگم چی دیگه عذابم دادن
خلاصه بگم دلم فقط میخواست از بیمارستان برم ولی متاسفانه تا ۲۴ ساعت هم باید بیمارستان بمونم
و من موندم و ۲ روز ندیدن پسرم که روانیم کرده🥲🥺💔
سونیا🌱 سونیا🌱 قصد بارداری
پارت ۳ از تجربه زایمان طبیعی بیمارستان تخت جمشید
به واژنم آمپول زدن و بعدش بین واژن تا مقعد منو برش زدن من اصلا این برش رو احساس نکردم وقتی دکتر و پرستار ها شگم‌منو فشار میدادن خیلی درد زیادی بود وقتی دیدن من همکاری نمیکنم و زور نمیزنم ۲ نفر با دست هاشون خیلی محکم شکم منو فشار میدادن دیگه زورشون نرسید و دکتر بی هوشی که مرد بود اومد و با همکاری یکی از ماماها چند بار خیلی خیلی محکم شکم منو فشار دادن و نی نی کوچولو به دنیا اومد وقتی بچم به دنیا اومد و ساعت ۲۳:۱۵ دقیقه یود که زایمان کردم دیگه هیچ دردی نداشتم کلا درد هام رفته بود حتی وقتی دکترم داشت بخیه میزد نگاه میکردم اما بی حس بودم و اصلا احساس نمیکردم بعد از اینکه بخیه زدن تموم شد نی نی کوچولومو دادن بغلم تا بهش شیر بدم و بعدش بهم شام دادن آبمیوه دادن که بخورم خوردم بعد که منو بلند کردن لباسمو عوض کنم یه سرگیجه خیلی بدی داشتم که اصلا رو پاهام‌نمیتونستم وایسم دوباره بهم آبمیوه دادن و منو با ویلچر بردن بخش
مامان آرژین و الین مامان آرژین و الین ۹ ماهگی
.تجربه زایمان طبیعی پارت 3
دیگه جیغم میزدم و گفتن باید تو اون اوج درد تو حالت دستشویی زور میزدم وای زور زدن تو اون حالت اونم با انقباض 9 فینگر فراتر از تحمل آدم بود بعد 10دقیق گفتن بازم بخواب ببینیم سرش اومده یا نه که اصلا نیومد بود. به من گفتن برو حالت سجده و کمرتو تکون بده شاید اینجوری اومد اونم شاید 20دقیقه طول کشید و تقریبا 50دقیقه من تو این حالت بودم که گفتن تو دردا زور بزن قبل اون اجازه زور زدن نداشتم یه 5 دقیقه زور زدم سرش اومد تو کانال زایمان و انگاری دنیا رو بهم دادن انقباض ها واقعا دردش خیلی بیشتر از خوده زایمانه زایمان و خروج بچه حس سوزش و فشار داره و خیلی بهتر از انقباض هاست . بعد چند دقیقه زور سرش تقریبا اومد که با برش پرینه بچه به دنیا اومد و ساعت ودوازده بیست دقیقه به دنیا اومد . من ماساژ شکمی هم داشتم چون زیاد لخته خون تو رحمم بود که اونم مقداری اذییت کننده بود بخیه ام زیاد نبود ولی به دلیل اینکه من تا روز خود زایمان استفراغ داشتم و بدنم ضعیف بود و بدنم پروتئین کم داشت به جای 10دقیقه بخیه زدم یا ساعت یا شاید بیشتر شد هی بخیه میزد و سوزن هی خراب میشد .و من از اون روز از شدت درد بدون بالشت اصلا نمیتونم بشینم و بالشت دوناتی خریدم و رون و پاهامم چون چون یه ساعت برای بخیه و مابقی برای زایمان رو به بالا رو تخت بود از اون موقع عین ورزش کارا که میگیره عضله شون منم گرفته من تجربه دوم زایمانم بود ولی زایمان اولم خیلی راحت تر از الان بود .پس حتی تو یک نفر زایمان با دیگری متفاوته .
اگه سوال بود بعدا جواب میدم انشالله شما زایمان راحتی داشته باشید.
من از گاز هم استفاده کردم واقعا یا من دردهام زیاد بود یا اصلا تاثیرش رو متوجه نشدم .و بهم اجازه استفاده زیاد نمیدادن.
مامان محمد مامان محمد ۱۱ ماهگی
پارت ۳زایمان طبیعی
بعد آمپول دردا خیلی زیاد شد دردای خودم خیلی خوب و قابل تحمل بود میتونستم راحت ورزش کنم حرف بزنم ولی امپول زدن نتونستم ورزش کنم دیگه تا ۱۰:۵ فول شدم بردنم اتاق دیگه رو تخت مخصوص زایمان ده تا اسکات زدم رفتم رو تخت برش زدن اونم زیاد🥲 دو تا زور محکم زدم دکترمم به شکمم فشار میاورد همش که خیلیا میگن دردش زیاده ولی برای من قابل تحمل بود چیزه خاصی نبود که انقدر بزرگش میکردن بعدش پسر نازم بدنیا اومد گذاشتن رو شکمم وقتی سرش اومد بیرون دیدم بند ناف ی دور دور گردنش پیچیده ولی شل بود، همین که پسرم اومد بیرون همه دردا رفتن وقتی بچه تو کانال زایمان درد زیادی نیست بیشتر دردا که خیلی سخته متعلق به باز شدن دهانه رحمه دیگه دهانه که باز شد بچه اومد تو کانال زایمان همش احساس دسشویی و فشار میکنی تا اینکه درد داشته باشی اون موقع خود به خود دوست داری فقط زور بزنی ، بند ناف رو بریدن پسرمو گذاشتن تو سبد ی زور دیگه زدم جفت اومد بیرون با اینکه خیلیا بهم گفته بودن جفت سخت میاد بیرون همش باید زور بزنی دکترا هم به شکمت فشار میارن ولی برای من اینجوری نبود
مامان آریان مامان آریان ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان من 😊
بعدش ک کمی انقباض شروع شد مامانم حراسون خودشو به من رسوند بعد اون هم مامای همراهم اومد وقتی دیدمش روحیه م واقعا عوض شد چون خیلی ترسیده بودم من هیچی با خودم بیمارستان نبرده بودم ن مدارک ن ساک 😅 بعدش انقباض هام بیشتر شد .
با اینکه ۴ سانت بودم ولی بچه بالا بود و باید با ورزش میکردم تا زودتر زایمان کنم . توی اوج درد منو ماما ورزش هارو انجام دادیم که خیلی کمک کرد به ۶ سانت ک رسیدم بی حسی خواستم ولی معاینه م کردن گفتن بچه بالاست هنوز ن
ورزش ها رو بیشتر کردم چون دیگه طاقت دردو نداشتم دوباره معاینه شدم خداروشکر بچه اومده بود پایین ، بی حسیو ساعت ۱۰ به من تزریق کردن سریع ماما منو خوابوند گفت فول شدی زور بزن . با دو سه تا زور ساعت ۱۰ و بیست دقیقه زایمان کردم بچه رو روی شکمم گذاشتن انگار دنیا رو به من دادن😍🥰 از دو جهت هم بخیه خوردم . دیگه درد نداشتم . من اون بعدازظهر بدون درد بودم نمیدونستم تا ۱۰ شب زایمان میکنم و تموم میشه 😅 توی ۴ ساعت زایمان کردم😅🥰