۱۱ پاسخ

دردام همون دو ساعت شد
بعدشم بخیه هم نخوردم خداروشکر وزن نی نی جونم ۳ کیلو ۲۰۰ بود ساعت چهار صبم مرخص شدم اومدم خونه

تجریه زایمانم
شبش موخ موخ درد داشتم فردا رفتم ماما معاینهم کرد گفت دو سانتی اومدم خونه شوتک با نبات خوردم روغن کرچک با اب ولرم خوردم
توخونه ورزش کردم اسکات رفتم دوش اب گرم گرفتم خلاص ساعت ۱۲ شب دردام زیاد شد با خواهر شوهرام ساک و برداشتیم راهی دکتر شدیم اونجا رفتم معاینه کرد گفت س سانتی برو تو حیاط پیاده رویی کن خلاصه دردام تند تند شد با شوهرم راه میرفتم ساعت ۱و ۲۰ دیقه شد تو حیاط کیسه ابم ترکید سری منو بردن اتاقی ک معاینه میکنه ب لباس ک زایمان میکنیم نرسیدم ک ب بچه ب دنیا اومد

منم همینجوری فکر میکردم کلی انرژی مثبت و اعتماد به نفس داشتم کلی کلاس رفتم و ورزش کردم با دهانه رحم دو سانت باز و نرم رفتم بستری شدم ماما همراه داشتم و کلی ورزش کردم وقتی سرم بهم زدن اما حدود ۱۶ ساعت طول کشید تا بچه م به دنیا بیاد.... دهانه ی رحمم باز و بسته میشد و باز نمیموند.... بخیه های بیرونیم با اینکه جذبی بودن اما جذب نشدن و من بعد نزدیک یک ماه بعد زایمانم رفتم کشیدمشون! بخیه های داخلی هم چهل و چند روزگی افتادن.... اونقدر سخت بود که واقعا پشیمونم از زایمان طبیعی... به نظرم زایمان راحت و سخت به ژن ادم بستگی داره اگه سابقه ی خوش زایی تو خانواده داره کسی خوبه بره سمت طبیعی اما برا یکی مثل من افتضاح تر از سزارين پیش میره.... باز بخیه های سرارین رو بعد یه هفته میکشن مال من نزدیک یک ماه مونده بود!

منم با آمپول فشار ۳ساعت درد. کشیدم زایدم

منم همین فکر و میکردم ورزش و پیاده روی و .. هم زیاد داشتم. به حساب خودم کاملا براش آماده بودم .اما وحشتناک بود برام به طوری که حتی دلم نمی‌خواد بهش فکر کنم هنوز خوابشو میبینم گریه میکنم و اصلا و ابدا دوس ندارم دیگه حتی تجربه ای مشابه هش داشته باشم و روزی هزار بار خودم و لعنت میکنم که چرا سزارین نکردم . برعکس شما من بخیه هامم خیلییی دیر خوب شد تازه بعد 40 روز کمی بهتر شدم چند تا از بخیه هام همین چند روز پیش افتاد . انقد اذیت شدم که همش دعا میکردم هیچ کس مثل من نشه خیلی خوشحالم عزیزم براتون که تجربه خوبی از به دنیا اومدن فرزندتون دارین

من سزارین شدم از همون روز اولم خودم کارامو کردم شکر خدا خیلیم راضی ام از اینکه سزارینو انتخاب کردم

من زایمان اولم طبیعی بود فقط قسمت زور زدنش برام سخته .چیکار کنم میترسم

خدا کنه منم بتونم از پسش بربیام

منم با سرم فشار زایمان کردم بخیه هم کم داشتم سریع سرپا شدم و همه کارا رو خودم انجام می‌دادم
ولی بنظرم اون دوران استراحت کنیم بهتره
بعدا دچار درد میشه برامون

دقیقا خدا کنه منم بتونم طبیعی زایمان کنم

از روز دوم هم خودم بیشتر کارامو میکردم

سوال های مرتبط

مامان آیلین🩷 مامان آیلین🩷 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ۲
از درد زیاد همه جارو چنگ مینداختم به مامائه گفتم اگه بچم به دنیا نمیاد این ۷سانت بیشتز نمیشه من میخوام دیگه برم برای سزارین گفت ن دیگه به دنیا میاد یکم تحمل کن خلاصه ساعت ۱۰ بود یه مامای دیگه اومد گفت از تخت بیا پایین یه ورزش بهت میگم اینو انجام بده اونو با درد زیاد انجام دادم اونم کمرم محکم گرفت فشار داد با همون خلاصه ۱۰ سانت شدم دردام شدیدتر و با فاصله خیلی کمتر شد ولی سر دخترم تو کانال زایمان گیر کرده بود در نمیومد موهاش و میدیدن ولی پایین تر نمیومد اخرش یکی دیگه از ماماها اومد بالا سرم مشت هاش رو گذاشتم رو شکمم و محکم رو به پایین فشار داد اون یکی ماما هم هم از پایین فشار می‌آورد تا دهانه واژنم باز تر بشه اما نمیشد چون من هربار دردم می‌گرفت دردام ۵ثانیه ای می‌شد تا بچه یکم پایین تر میومد من دردم دوباره می‌رفت بچه دوباره می‌رفت بالا اخرش پرینه رو برش زدن و با فشار های زیاد سر بچه اومد بیرون و دخترم به دنیا اومد دردم کلا رفت ولی بعدش بخیه هام خیلی درد میکرد و اینکه فشار دادن شکم بعد زایمان خیلی درد داره من نمیخوام از زایمان طبیعی بترسونمتون ولی اگه طاقت درد زیاد قبل زایمان ندارین حتما برید برای سزارین البته ک اونم درد های خودشو بعد زایمان داره ولی من درد خیلی بدی داشتم قبل زایمان هربار یادم میاد تنم میلرزه ولی بازم همین که دخترم صحیح و سالمه خداروشکر♥️
مامان 🌙MAHDYAR💙 مامان 🌙MAHDYAR💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم(طبیعی)۱۴۰۵.۶.۱💙😍پارت چهارم:تو اون حین ساعت ۶ صبح هم یه صبحانه دادن خلاصه من اصلا و ابدا درد نداشتم ریلکس بچه هم حرکاتش خوب بود ساعت ۹ تا ۱۲ که سرم فشار برام وصل بود درد شدید گرفتم انقباضات منظم و هر ۳ الی ۵ دقیقه یکبار بود منم چون کیسه آبم ۳ شب پاره شده بود قبلش هم فعالیت داشتم خسته بودم جون نداشتم وقتایی که درد نداشتم خوابم میامد وقتی درد داشتم حس شدید زود با دم و بازدم و صدا های بم رد میکردم بدترین قسمت ماجرا این بود اون نوار قلب کوفتی همش بهم وصل بود جلو دست و پاهام بود همش هم رو تخت دراز بودم سرما تو دست آویزون از دستگاه نمیتونستم یکم تحرک کنم حین درد یا رو توپی چیزی بپر بپر کنم حرکات لگنی کنم دردم کم بشه هیچ کس هم کمکم نمیکرد راهنمایی نمی‌کرد تو اتاق تنها بودم فقط با دم و بازدم رد میکردم درد هارو خدارشکر آستانه دردم بالا بود درکل کل پروسه زایمان و دردم از ۹ صبح تا ۱۲ ظهر که زایمان کردم ۳ ساعت بود کلا ۳ ساعت درد کشیدم و زایمان کردم....
بارداری زایمان زایمان شیردهی شیردهی نوزاد نوزاد تغذیه