۳ پاسخ

عزیزم، چقدر شرایطت قابل درکه، منم تو شهر غریبم، واقعا هیچی بدتر از دست تنها بودن نیست، من که شوهرم گاهی از ۴ صبح تا ۱۲ شب سرکاره، گاهی شبها هم نیست، از اونطرف شهر فوق العاده گرم و شرجی یه بیرون هم نمیشه رفت، عملا روانی شدم تو خونه. مثل مرده متحرک شدم، تو همین چندماه انقدر پیر شدم اصلا دیگه خودمو نمیشناسم.

مگه دارو نمیدی، دخترمنم رفلاکس پنهان داره، شبا تو خواب بدتر میشه میاد بالا ،مری ش می‌سوخت گریه میکرد ، شیر میخورد،آروم میشد،بردمش متخصص براش شربت فاموتدین گرفت، شبا یساعت قبل خواب بهش میدم، خداروشکرخیلی خیلی بهتر شد.

دقیقا وضعیت من
آلرژی و رفلاکس از همه چی متنفرم کرده درمونده شدم

سوال های مرتبط

مامان 🩵امیر مهدی🩵 مامان 🩵امیر مهدی🩵 ۱ سالگی
خیلی افسرده شدم
حوصله هیچی رو ندارم اعصابم ب هیچی نمیکشه
حس میکنم مادر بدی برای پسرم هستم بلد نیستم باهاش چجوری وقت بگذرونم بازی کنم باهاش
طفلی بچم همش خودش بازی میکنه از خودم بدم میاد
افسرده شدم اعصابم نمیکشه ب هیچی
ن اعصابم میکشه ن بلدم باهاش بازی کنم
از خودم بدم میاد
فقط کارای اجباری رو انجام میدم ظرف میشورم
غذا میپزم میشنم ی گوشه با گوشی بازی می‌کنم پسرمم اونور واس خودش بازی میکنه
عذاب وجدان خفه میکنه منو میمرم از این درد
ولی بخدا دست خودم نیست نهایت ۲۰ دیقه باهاش بازی کنم
بیچاره بچم که مادر بی لیاقتی مث من قسمتش شده
از خودم بدم میاد ن ب شوهرم میرسم ن چیزی
افسرده شدم دست خودم نیس
از شوهرمم خجالت میکشم
اونم دیگه صبرش تموم شده همش باهام درگیره همش آرزوی مرگ می‌نم ب خودم
امروزززز انقد بی حوصله م ک برا پسرم نهار نزاشتم 😭😭😭
گفتم بهش سرلاک میدم بچم گشنه مونده
لعنت خدا ب مادری مث من
هیشکی منو درک نمیکنه ب هرکی جرف دلمو میگم
میگن ناشکری نکن
هیشکی درک نمیکنه منو هیشکیییی